| نیکمردان کجا رفتند
سال هاست با اسم رضا دوست محمدی آشنا شده ام. از آن هنگام که سیامک پورزند سرانجام پس از افت و خیزهای بسیار و عبور از چاله چوله های امنیتی و پس از تحمل زندگی حیوانی در بازداشتگاه های غیرقانونی که هنوز نمی دانیم کجاها بوده است، سر از زندان اوین درآورد، نام رضا دوست محمدی رئیس وقت زندان اوین وارد زندگی ما شد. همه از او مانند یک نیک مرد یاد می کردند که جامۀ زندانبان پوشیده بود.

| ما رویایی داریم

| بهار در راه است

| راديکاليسم و صلح خاورميانه
در خبرها آمده است خانم کاندوليزا رايس وزير امور خارجه امريکا ضمن سفر اخير به خاورميانه از دولت اسرائيل خواسته است گام هاي اساسي براي رفاه فلسطيني ها بردارد. از دولت اسرائيل خواسته است تا قول دهد 61 مانعي را که در راه تردد فلسطينيان در راه کرانه باختري وجود دارد، برچينند. وي ادامه ساخت شهرک هاي اسرائيلي در کرانه باختري رود اردن را "مشکل آفرين" توصيف کرده است و بر اسرائيل فشار مي آورد تا آزادي جابه جا شدن فلسطينيان بر کرانه باختري رود اردن را بيشتر کند.

| راديکاليسم و صلح خاورميانه

| ما نيز رويايي داريم

| نامه ای از ایران
این صدای یک دختر ایرانی است. دختری که این روزها چیزهای جدیدی در درونش رشد کرده و دارد از یک کرم کوچک، بی خیال و فارغ از دنیا به پروانه ای بدل می شود. روزهای سختی را دارم. نه فکر نکنید به زندان رفته ام و یا شکنجه شده ام. روزهای سختی دارم چون من واقعی و درونی من در حال جنگیدن با من بیرونی من است.

| کتاب خانواده و اعتیاد منتشر شد
"کتاب حاضر، اعلام خطری در برابر بی توجهی مسئولین نسبت به افراد غیر آلوده در خانواده هایی است که در آن معتادی زندگی می کند." (یاداشت شهلا لاهیجی، مدیر انتشارات روشنگران و مطالعات زنان تهران، که علاوه بر معرفی کتاب اعتیاد و خانواده، درباره عدم صدور مجوز برای انتشار آخرین کتاب مهرانگیز کار در ایران و لاجرم انتشار این کتاب توسط نشر باران سوئد سخن می گوید.)


| گزارش از اجتماع سئول
کرۀ جنوبی با برپایی اجتماع بزرگی از سیاستمداران، کارشناسان و فعالان در زمینه های گوناگون مرتبط با فعالیت زنان، از تاریخ 12 تا 15 سپتامبر 2007، موقعیت زن را در مرکز بحث های دقیق کارشناسی قرار داد و زنان دعوت شده از سراسر جهان، تجربیات خود را که در کشورهای محل فعالیت به دست آورده اند با دیگر زنان حاضر در آن اجتماع بزرگ در میان می نهادند. هزینه های هنگفت اجتماع را کمپانی های تجاری و کانال های مهم تلویزیونی جهان تأمین کرده بودند.

| مکاشفات زندان
سلول با نور ضعیف و مردنی یک لامپ کبره بسته اندکی روشن می شد. خوشبختانه در زندانها از آینه خبری نیست و آدمیزاد چهره بهت زده خود را نمی بیند. کف سلول با تکه پاره هایی کثیف که نشان از استفراغ خشک شده زندانیان قبلی داشت فرش شده بود. دو پتوی کثیف هم مزین به تعداد زیادی ترازوی عدالت به چشم می خورد. خودم را توی چادر سیاهم قنداق کردم. بعد که سردم شد قنداق پیچ، زیر ترازوهای عدالت خزیدم.