متهم تنها است

آقای عبدالفاتح سلطانی وکيل مدافع دربند ايرانی در پاسخ به همسرش در نخستين ديدار حضوری که از او پرسيده​است اگر رفتار و برخورد مسئولين با شما خوب بوده​است چرا انقدر لاغر شده​ايد؟ ​پاسخ داده:
"چون تنها هستم."

مفسران اين تنهايی را به نگهدرای در سلول انفرادی تعبير کرده​اند. آنچه مسلم است متهمين ايرانی، حتی اگر در سلول انفرادی هم نگهداری نشوند، ​از هر حيث تنها هستند. علت آن است که حق حضور وکيل در مرحله تحقيقات از آنها سلب شده و در ساير مراحل رسيدگی هم وکيل مدافع حضورش بيشتر نمايشی است تا تعيين​کننده. در پرونده​های حساس فاقد حق دسترسی به تمام اوراق پرونده است و همواره در معرض بازداشت به اتهام نشر اکاذيب است. به موجب تبصرۀ ذيل مادۀ ۱۲۸ قانون آئين دادرسی کيفری دادگاه​های عمومی و انقلاب که يکی از آخرين مصوبات مجلس پنجم در سال ۱۳۷۸ است،​ قاضی می​تواند از حضور وکيل در مرحلۀ تحقيقات جلوگيری کند. بسيار روشن است که با وجود اين قانون،​ متهم در مرحله تحقيقات به​راستی تنها است و شاهد با صلاحيتی مانند وکيل مدافع حضور ندارد تا ناظر بر آن برخوردهای اهانت آميزی بشود که متهم تحمل می​کند و نخستين نشانۀ اين بی​پناهی لاغری مفرط است.

دادرسی منصفانه که موضوع متون حقوق بشری است و اعلاميۀ جهانی حقوق بشر مصوب ۱۹۴۸ بر آن تأکيد دارد و دولت ايران به لحاظ امضاء اسناد حقوق بشری متعهد به مراعات آن است، با وجود تبصرۀ ذيل ماده ۱۲۸ قانون آئين دادرسی کيفری،​ موضوعآ منتفی است. نه تنها زندانيان سياسی که عموم زندانيان در ايران زير سلطۀ آن در چنگال خشونت​ورزان احساس بی​پناهی می​کنند. نه فقط عبدالفتاح سلطانی که وکيل مدافع برجسته​ای است در اين نظام قضايی تنهااست،​ بلکه هر آنکس که بطور واقعی يا واهی و ساختگی بر کرسی اتهام می​نشيند،​ تنها است. در دوران اين تنهايی است که هرآنچه دلشان می​خواهند با او می​کنند،​ هرآنچه دلخواه​شان است از او می ستانند که مهمترين آن کرامت انسانی است.

 









Girls Who Flee From Home Are Not Criminals

The Iranian Woman Will Be Unveiled in 2025!

چرا معاون رئیس جمهور در امور زنان مانند فعال حقوق زن عمل می کند

ستایش فقر نکوهش عقل٬ این است برنامه سیاسی حاکمان ایران

آقای ظریف به دخترم تذکر داد که اگر بازگردی اعدام می شوی

احمد زیدآبادی به گناباد می رود، احمدی مقدم و رحیمی کجا؟

مناظره خیالی با فاطمه آلیا

خروج از دایره بسته بومی گرائی

روزی که فعال حقوق زن شدم

مادران ایرانی