سینی گل بنفشه

28 اکتبر سال 2004 میلادی جایزه ی حقوق بشر را از سازمان " اول حقوق بشر" Human Rights First که نام پیشین آن کمیته ی وکلای حقوق بشر بوده است دریافت کردم .طبعاَ خاطره ی آن رویداد که یک سال از عمرش می گذرد شیرین است . اما دوست دارم از خاطره ای که پشت مراسم اهدا جایزه نهان شده و ساعتی احساس و اندیشه ی من را به خود مشغول داشته ، سخن بگویم :

سپتامبر سال 2004 میلادی است . غربت زدگی درونم بیداد می کند . چشم که بر هم می گذارم تا بخوابم همه ی اشیایی که با آنها زیسته ام پیش رویم می آید . دیشب تا صبح به سینی کوچکی فکر می کردم که یک گل بنفشه وسط آن بود و من همیشه وقتی یک فنجان قهوه ترک برای خودم دم می آوردم ، فنجان را توی آن می گذاشتم . این سینی که ارزش مالی ندارد تمام ساعات دیشب تبدیل شده بود به دلمشغولی ذهنی ام . می خواستم و سماجت می کردم تا تمام مشخصات آن را در ذهن بازسازی کنم . زمینه اش را ، اندازه ی گلبرگهای گل وسط سینی را و رنگ و لعاب آن را . حتی سائیدگی های سینی برایم مهم شده بود و اصرار داشتم این سائیدگی ها را مشخص کنم و به یاد بیاورم .

صبح که پس از ساعتها کلنجار رفتن با ذهن غربتزده ام از جا برخاستم به یاد آوردم که با یک عکاس سرشناس واشنگتن وعده ی دیدار دارم .بنا بود او بیاید و به سفارش سازمان " اول حقوق بشر" از من عکس بگیرد . ناچار از جا برخاستم . سر و صورت را صفا دادم و آراستم . سوژه ی خوبی شده بودم برای عکاس . او آمد . نامش مانی بود . پیاپی از من می خواست Relax باشم ، لبخند بزنم و حتماَ دندانهایم را نشان بدهم . عکاس می پنداشت با یک سوژه ی شوخ و شنگ طرف است . او از خنده های قلابی ام عکس می گرفت و من در دل می گفتم :

کاشکی می توانست از آن سینی گل بنفشه که مثل کابوس روی ذهنم افتاده و نمی توانم رهایش کنم ، عکس بگیرد . کاش می توانست دلتنگی من را برای هوای پر دود و سربی و مسموم تهران جایی ثبت کند .

عکاس راضی و خشنود خانه را ترک کرد . در دوربین دیجیتال خود شکل و شمایل یک تبعیدی را ضبط کرده بود و می رفت تا آن را به سازمان سفارش دهنده بدهد و مزدش را بگیرد . قرار بود آن عکس را در سایت خبری Human Rights First چاپ کنند و در شامگاه 28 اکتبر 2004 من را در جایگاه یک خادم و قربانی حقوق بشر بستانید و برایم کف بزنند.

همین که عکاس در را پشت سر بست ، آرایه ی ظاهری تبعیدی بر باد رفت . او دیگر بار تنها ماند با خاطره ی سینی گل بنفشه اش که معلوم نیست در انبار و زباله دانی کدام دوست و آشنا خاک می خورد ؟

 









Girls Who Flee From Home Are Not Criminals

The Iranian Woman Will Be Unveiled in 2025!

چرا معاون رئیس جمهور در امور زنان مانند فعال حقوق زن عمل می کند

ستایش فقر نکوهش عقل٬ این است برنامه سیاسی حاکمان ایران

آقای ظریف به دخترم تذکر داد که اگر بازگردی اعدام می شوی

احمد زیدآبادی به گناباد می رود، احمدی مقدم و رحیمی کجا؟

مناظره خیالی با فاطمه آلیا

خروج از دایره بسته بومی گرائی

روزی که فعال حقوق زن شدم

مادران ایرانی