ضميمه ای بر يادداشت خطای ديد يا خطای ديدگاه

ضمن سلام و تشکر خدمت آقای محمد ابطحی که اينجانب را در لحظه ی ورود به دنيای مجازی خوش آمد گفتند. يادآور می شود:

در تاريخ یکشنبه ۲۴ مهر ۸۴ يادداشت "خطای ديد يا خطای ديدگاه" در اين وب نوشت چاپ شد. يادداشت انتقادی است از آقای ابطحی و اينکه ايشان در شرحی که بر دو رويداد (عزا و عروسی) نگاشته اند، از حضور زنان اصلاح طلب ذکری به ميان نياورده و حضورشان را در اينگونه مجالس که سمبولی است از حضور وسيع و تعيين کننده ی آنها در فعاليت های اصلاح طلبانه ی ۸ سال اخير ناديده گرفته اند. البته در آن يادداشت احتمال وجود مانعی مانند بيرونی و اندرونی را ناگفته نگذاشته بودم. پس ازانتشار يادداشت، نامه ای از آقای محمد ابطحی دريافت شد با اين مضمون:

" سر کار خانم کار،

از اینکه اخیرا مطلع شدم که جنابعالی هم سایتی راه اندازی کرده اید ووبلاگی مینویسید خوشحال شدم وبه رسم ادب ایمیل تبریک بی پاسخی هم فرستادم . اخیرا و با تاخیر بدلیل مسافرت نوشته ای در آن از شما دیدم که به بهانه ی یکی از روزنوشت وبنوشت که در آن گزارش شرکت دریک مراسم ختم و عروسی اصلاح طلبان را نوشته بودم، نقدی نوشته بودید که خلاصه ی آن این بود که چرا از اصلاح طلبان زن یاد نکرده ام، مناسب دیدم توضیحاتی ارائه کنم .چنانچه خود شما نوشته اید من گزارش سریع خودم از مشاهداتم را نوشته بودم و طبعا بنا به عرف نه مجلس ختم ونه عروسی که در آن شرکت کرده بودم مختلط نبودند وطبعا با زنان اصلاح طلبی که حتما در آن جلسات بودند روبرو نشدم که از آن بعنوان جزئی از مشاهدات خودم یاد کنم. همچنانکه به عنوان یک خبرنگار نیز شرکت نکرده بودم که اسامی حتی همه ی مردان شرکت کننده را بنویسم. اساسا روال نوشته ی من به بهانه ی بعضی از کسانیکه با آنها صحبت کرده بودم، اشاره به بعضی نکاتی بود که قصد داشتم آن را بازگو کنم.

البته نقش زنان چه در مدیریت اصلاحات وچه به عنوان بدنه ی فعال اصلاح طلبی در جامعه ی امروزی انکار ناپذیر است که بارها من در نوشته هایم از آن یاد کرده ام.

این را هم میدانم که شما با اطلاعات وسیعی که دارید وتلاشهای خستگی ناپذیری که داشته اید به این نکات توجه داشته اید وفقط من ونوشته ام را بهانه ای کرده اید که در مورد زنان وبی توجهی هایی که در جامعه ی مردسالار ایران به آنان میشود بنویسید که نمیدانم چرا من را و نوشته ی من را برای این کار انتخاب کرده اید؟ ضمن اینکه کاملا قبول دارم دیوار کوتاهی دارم ومتشکرم! در هر حال توضیح کوتاهی بود که نوشتم تا خدای نا کرده تصور نشود من به حق بزرگ زنان در همه ی حوادث سیاسی و نیز اصلاحات جفا کرده ام. اگر مصلحت دانستید آن را منتشر میکنید.

شاد باشید.
ابطحی"


آنچه مسلم است ديوار آقای ابطحی کوتاه نيست. ايشان عضو موثر صنفی هستند که سال هاست بر تمام حوزه های زندگی فردی، اجتماعی، سياسی، فرهنگی و اقتصادی مردم ايران حکومت می کند. بخشی از اين صنف چند سالی است موسوم شده است به اصلاح طلب که آقای محمد ابطحی يکی از آنهاست. اما اين نامگذاری چيزی را عوض نکرده و همچنان ما رعايای آقايان هستيم. در وب نوشت آقای محمد ابطحی مطالب خواندنی فراوان است و تعداد خوانندگان شان بسيار. ايشان سال ها مشاور حقوقی آقای محمد خاتمی رئيس جمهور اصلاحات بوده اند و در روزنامه های اصلاح طلب درباره ی برخی متهمين و ربوده شدگان و شکنجه شدگان نظراتی اعلام کرده اند. در جايگاه مشاور خوش برخورد رئيس جمهور توانسته اند دوستان تازه ای داخل و خارج از کشور پيدا کنند و در نتيجه شهره شده اند به تجدد گرايی و خوشفکری. بنابراين ديوارشان کوتاه نيست. آنها که ديوارشان کوتاه است، افراد و گروه هايی هستند که از ديرباز تجددگرا و خوشفکر بوده اند. منظورم آن بخش بزرگ از ايرانيان است که تجددگرايی شان قديمی است و در دوران جمهوری اسلامی، اين صفت باری شده است بر شانه های خميده شان. آنها از بد روزگار در دام حکومت صنف آقای ابطحی افتاده اند. در بدترين وضعيت اعدام و حبس و متواری و قلع و قمع شده اند. در بهترين وضعيت زير مارک "غير خودی" در حاشيه می زيند.

بازگرديم به اصل مطلب. جمعی از زنان ديندار در دوران 8 ساله ی رياست جمهوری آقای خاتمی به طيف اصلاحات پيوستند. جمعی از زنان عرفی هم به حمايت از اصلاحات، بر رونق بحث ها و جدل ها افزودند. عموماً در اين راه هزينه ها پرداخته اند. زنان ديندار و زنان عرفی هر دو صدمه خورده اند.

اما اينک در اغلب قريب به اتفاق عکس ها و گزارش هايی که از جمع پريشان اصلاح طلبان انتشار می يابد، گوش تا گوش مردان را می بينيم و نمی توانيم اين غفلت را ناگفته بگذاريم و بگذريم. زنان جوان اصلاح طلب در حوزه ی فعاليت های مطبوعاتی جانانه درخشيدند. برخی در مجلس ششم قانون گذاری ضمن نطق های متهورانه ی پيش از دستور بذر شجاعت را در مجلس پاشيدند. هرگاه آنها نبودند، مجلس که نتوانست قوانين روزآمد مهمی را از تصويب بگذراند، جاذبه ی خبری هم پيدا نمی کرد. بنابراين عموم آقايان قلم به دست بخصوص اگر عمامه ای هم به سر داشته باشند، از آنجا که زنان مجلس از شجره ی خودشان هستند تکليف دارند با استفاده از هر فرصت، جلوه های سياسی آنها را تجلی دهند.

صاحبنظران دين مدار در حوزه ی سياست که دسترسی به امکانات اينترنتی پيدا کرده اند و شايد از مصونيت نسبی هم برخوردارند، تبديل به موجودات دو زيستی شده اند. در خشکی و دريا جولان می دهند و حوزه ی قدرت شان دو چندان شده است. گفته می شود هم دنيا را دارند، هم آخرت را. لذا آقای محمد ابطحی و ديگر همکاران تا زمانيکه صنف شان بر سر قدرت است و آنها در شعاع قدرت صنف اطلاع رسانی می کنند، تکليف شان متناسب با امکانات وسيعی که به دست آورده اند فزاينده است. اگر ديوارشان کوتاه بود و ستاره ی قدرت شان رو به افول داشت من يکی از ديوارشان بالا نمی رفتم. ايشان جايگاه شان در مجامع صنفی همچنان محفوظ است. پرده های اندرونی و بيرونی را می توانند پس بزنند و در تحليل رويدادهای خبری و سياسی ناگزيرند زنان را در همان اندازه و قواره ای که در جريان انقلاب و اصلاحات داشته اند تصوير کنند.

در هر حال چنانچه باعث ملال خاطرشان شده ام از صميم قلب عذر می خواهم. ما شهود عينی تاريخ 26 سال اخير ايران که انباشته از بی عدالتی و بيرحمی است هرگاه فرصتی دست دهد، صنف حاکم را حتی اگر اينترنتی و شهره به تجددگرايی هم شده باشند به حال خود وا نمی گذاريم، از آن رو که ديوارشان سخت بلند است و ما را پشت اين ديوار بلند گاهی نمی بينند و گاهی ناديده می گيرند. اينجا ديگر سخن از مجموعه ای است که استثنا بر نمی دارد و هر آنکس که در مجموعه جاه و مقامی داشته و دارد مجبور به پاسخگويی است. نه تنها در موضوع خطای ديدگاه که در تمام حوزه های مرتبط با منافع ايران و ايرانيان.

***

با همه ی اين حرف ها که نظرات شخصی من است بايد يادآوری کنم که آقای محمد ابطحی طرفداران و دوستان خوبی دارند و پيداست که اين دوستان حساب آقای ابطحی را از آن مجموعه و صنف جدا کرده اند. علاقمندم در اينجا نظرات دو تن از دوستان شان را عيناً نقل کنم:

جواد می نويسد:
"در نوشته 24 مهر شما از يک نکته اساسی غفلت شده و آن هم اين که در ايران بخصوص افراد داری معتقدات مذهبی مراسم عروسی و عزا مجزا برگزار می کنند نه مختلط. پس طبيعی است اگر زنی رويت نشده باشد. فکر می کنم زياده از حد مسايل را سياه و سفيده کرده ايد. با احترام. "

مريم هم می نويسد:
"سلام خانوم کار عزيز! من در عزا نبودم اما در عروسی بودم. اولاً که من لااقل خودم هيچ زنی از اصلاح طلبان را نديدم. ثانياً که مهمانی جدا بود و اگر من هم می ديدم آقای ابطحی نمی توانستند ببينند. ثالثاً اگر هم دم در می ديدشان احتمالا نمی توانستن تشخيص بدن چون من که در جلوی مجلس با يکسری مرد مواجه شدم که تا من رسيدم همه سرشان رفت توی گريبان هاشون!! که البته شايد مقصر موهای من بود که از حدود مجاز مثلا خانوم کولايی خيلی بيرون تر بود!!"

 









Girls Who Flee From Home Are Not Criminals

The Iranian Woman Will Be Unveiled in 2025!

چرا معاون رئیس جمهور در امور زنان مانند فعال حقوق زن عمل می کند

ستایش فقر نکوهش عقل٬ این است برنامه سیاسی حاکمان ایران

آقای ظریف به دخترم تذکر داد که اگر بازگردی اعدام می شوی

احمد زیدآبادی به گناباد می رود، احمدی مقدم و رحیمی کجا؟

مناظره خیالی با فاطمه آلیا

خروج از دایره بسته بومی گرائی

روزی که فعال حقوق زن شدم

مادران ایرانی