اما ایران هرگز چنین نبوده است!

ایران همیشه چنین بوده است: مجموعه ای رنگارنگ از آمال و آرزوهای سیاسی که درپیکره ای واحد با درجات بالایی از شکیبایی و تحمل آرام زیسته و تا سقف زمانی معینی بر ستمگری حکام وقت نشوریده است.

ایران همیشه چنین بوده است: کشوری با موقعیت بی همتای استراتژیک، زیر سلطۀ حکومتی که از بوی نفت مست مست شده است- چندانکه فقط دو قدمی خود را پاییده- و آینده را بکلی از یاد برده است.

ایران همیشه چنین بوده است:: مجموعه ای از مردمی گرفتار، بیزار از دخالت خارجی و در تنگنای اختناق سیاسی که خودی های بر نشسته بر مسند قدرت بر او تحمیل کرده اند و مانند اشغالگران خارجی او را چاپیده اند.

ایران همیشه چنین بوده است: کشوری که گاهی از ظلم و جور خودی و در نبود امنیت به بیگانه امید بسته و چشم به افق های دور دست دوخته است.

اما ایران هرگز چنین نبوده است که هست: ملتی در محاصرۀ جغرافیایی نیروهای خارجی و در زندان نیرو های داخلی . نزدیک را می نگرد دلهره آور است، دور را می نگرد هولناک است.

ایران هرگز چنین نبوده است که هست: ثروتمندی است که به خاک سیاه فقر نشسته، از شدت محرومیت سرگیجه گرفته و نمی داند خواسته های خود را با کدامیک از دو خصم در میان بگذارد. با آن که ظاهرا خودی است و دارد ملتی را به پرتگاه می برد یا با آن که از ریشه غیر خودی و بیگانه است وهرگز نمی تواند حافظ منافعش بشود.

ایران هرگز چنین نبوده است که هست: فقط صحنه را نظاره می کند، بی آنکه بتواند با اعتماد به نفس روی صحنه ظاهر شده و بازی تازه ای ارایه دهد.

ایران هرگز چنین نبوده که هست!