جنبش حقوق بشری - ممکن یا مفروض

فعالان ایران حقوق بشر تجربیاتی در دهه ی اخیر کسب کرده اند و جنبش حقوق بشری را به صورت امری که هم «ممکن» است، هم «مفروض» به بحث می گذارند. از نگاه آنها:
1. تا جنبش حقوق بشر شکل نگیرد و ایرانیان به طور پیگیر و برنامه ریزی شده موضوع را دنبال نکنند، احترام به حقوق بشر صورت فرهنگی به خود نمی گیرد.
2. فعلان حقوق بشر تا زمانیکه نتوانند همکاری مردم را با هدف بهبود وضعیت حقوق بشر جلب کنند، دست شان به جایی بند نیست.

در مجموع این یقین حاصل شده که جنبش حقوق بشر در ایران عجالتا مفروض است، هر چند مشخصات جامعه ی ایران و شیوه های مدیریت حکومتی چنان محدود کننده است که انتظار می رفت تا کنون به امری ممکن تبدیل شده باشد.

به نظر می رسد تبدیل این مفروض به ممکن نیازمند بازنگری در بینش و شیوه های اجرایی فعالان حقوق بشر است. همچنین به نظر می رسد تبدیل این مفروض به ممکن منحصرا با حمایت گسترده از چند زندانی سرشناس سیاسی (که البته امری لازم است) میسر نیست و فعالان نمی توانند همه ی انرژی خود را بر سر آن بگذارند و در مقابل همیاری مردم را از هر دسته و گروه به دست آورند.

ضوابط جهانی حقوق بشر نسبت به یک یک شهروندان ایرانی زیر پا گذاشته می شود. قوانین و مصوبات نهادهای قانونگذاری در ایران نقض حقوق بشر را مجاز و مشروع ساخته است. حقوق آحاد مردم، مسلمان، غیر مسلمان، زن، مرد، کودک و مخالفین به طور سیستماتیک و در یک مجموعه ی به هم پیوسته مرکب از احکام قطعی و قانونی با مبانی شرعی پیاپی نقض می شود.

افشأ قوانین ستمگرانه در یک حرکت گسترده تبدیل می شود به افشأ بینش ستمگرانه ی قانونگذاران. این حرکت به جنبش حقوق بشر در ایران جان و انرژی می بخشد.