مصاحبه ای منتشر نشده از مهرانگيزکار

این مصاحبه در سال 1381 هنگامی که قطعنامه نقض حقوق بشر توسط ایران در کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل متحد رد شد انجام گرفت که مطبوعات ایران از چاپ آن خودداری کردند.

1- دلایل رد قطعنامۀ نقض حقوق بشر چه بوده است؟

مقامات و مسئولین جمهوری اسلامی ایران از بدو تأسیس با صدور صدها اعلامیه و اطلاعات رسمی و در بسیار خطبه های نماز جمعه همواره اظهار داشته اند:
"حقوق بشر و نهادهای مرتبط با آن ابزاری است سیاسی در دست دولت های بزرگ و دولت های کوچک که همسو با آنها عمل می کنند." و فعالان حقوق بشر و مدافعان آن در ایران همواره تلاش ورزیده اند مقامات و مسئولین را متقاعد کنند مراعات موازین حقوق بشر نه تنها عین خداجویی و عدالتخواهی است، بلکه از التهاب جامعه ای که به شدت معترض شده و به شکلهای گوناگون اعلام خطر می کند می کاهد. همچنین هشدار داده اند ورود به خانواده ی بین الملل و ایجاد روابط با دیگر کشور ها در گروه ایفای تعهداتی است که دولت ایران با قراردادن امضاء خود زیر اسناد و متون حقوق بشر به عهده گرفته است. اگر دلایل رد قطعنامه نقض حقوق بشر در کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل متحد را متناسب با نظرات رسمی و اعلام شدۀ جمهوریِ اسلامی ایران طی دو دهه جستجو کنیم، تردید نیست که بر پایۀ تفکر غالب بر مدیریت کشور، آنرا یک رویداد سیاسی بر می شماریم که محصول عملکرد نیروهای سیاسی و قدرتمندی است که از 11 سپتامبر 2001 میلادی در صحنه سیاست های جهانی با گرایش ها و شیوه های جدید فعال شده اند.

در این صورت رد قطعنامه نشانۀ آن نیست که مثلاً ایران در سال های اخیر موازین جهانی حقوق بشر را مراعات کرده است. بلکه رد قطعنامه نشانه آن است که کشتی بان را سیاستی دیگر افتاده است. مجموعه های مؤثر در سازماندهی سیاسی جهان (اروپا و آمریکا) اراده کرده اند با جلب رضایت مدیران کشور ایران، آنها را برای تجدید نظر در سیاست خارجی تجهیز کنند. اینکه آمریکا در کمیسیون حضور نداشته و پیروزی ایران ناشی از غیبت آن بوده، سخن سنجیده ای نیست. کیست که نداند بسیاری از دولت های رأی دهنده به نفع ایران نمی خواهند یا نمی توانند نظرات آمریکا را نادیده بگیرند. کمیسیون جهانی حقوق بشر همان است که پیش تر بود و جمهوری اسلامی آنرا توصیف می کرد:
"مجموعه ای از دولت های ریز و درشت که اغلب اعضاء ریز مجری ارادۀ اعضای درشت بوده و همسوی آنها داوری می کنند."

اما اگر دلیل رد قطعنامۀ نقض حقوق بشر را از نگاه فعالان و طرفداران حقوق بشر در ایران پی بگیریم به این باور می رسیم که:
مردم ایران بخصوص در سالهای اخیر توانسته اند درونمایه ی روانی و سیاسی خود را که اراده ای است معطوف به بهبود شرایط و مطالبه ی حقوق انسانی و حقوق شهروندی، با جهانیان در میان بگذارند. این درونمایه از سال 1376 تا امروز خود را با ضوابط جهانی تعریف کرده است. هر چند درونمایه با آرایه ی حکومتی و متصل به اصلاحات حکومتی فرصت ظهور یافته است، ولی توانسته فرا تر از آن تأثیرگذار بشود. درونمایه از رنجی که می کشد پرده بر افکنده است و از خونی که می خورد بی پروا سخن گفته است. درونمایۀ ملت ایران به جهانیان ثابت کرده که در چالش با ناقضان حقوق بشر، فرصتها را فراچنگ می آورد و ترجیح می دهد به نیروی خود چاره جویی کند. به درستی دریافته است جز خویشتن خویش فریاد رسی ندارد.

2- پیامدهای داخلی و خارجی را چگونه ارزیابی می کنید؟

متناسب با اینکه مدیران سیاسی کشور از کدام زاویه به موضوع نگاه کنند، پیامدهای داخلی و خارجی، بسود یا نابسود ظاهر می شود.

در این فرض اگر نظام ایران رد قطعنامه را نشانۀ مراعات موازین حقوق بشر در برابر شهروندان تلقی کند، مواجه با واکنش هایی خواهیم شد با محتوای بزرگنمایی و رجزخوانی که می دانیم زیانبار است. چنانچه آنها رد قطعنامه را که با اکثریت بسیار ضعیفی در جریان رأی گیری حاصل شده است به حساب های سیاسی و جناحی خود واریز کنند، از دو سو مواجه با سخنگویانی از دو جناح خواهیم شد که بزرگنمایی می کنند، رجز می خوانند و تصور می کنند همۀ مشکلات را پشت سر نهاده اند. در این صورت، یعنی در فرض پروپاگاند به جای عمل، پیامدهای داخلی و خارجی هردو بدفرجام است.

مردم ایران خسته از شعار و گزافه گویی، دردمند از نقض حقوق بشر در حوزه های زیست فردی، اجتماعی و سیاسی، بیش از این تحمل ندارند تا با احساس نا امنی در همه ی زمینه های زندگی روزگار بگذرانند و شاهد و ناظر بر رجز خوانی افراد و گروه هایی بشوند که بر نقض آشکار حقوق بشر به بهانه های عوامفریبانه سرپوش می گذارند. این پیامد نابسود است. هم برای نظام سیاسی کشور، هم برای آحاد مردم.

واکنش های اغراق آمیز در محافل جهانی چنانچه مبنای گفت و گو قرار گیرد، محکوم به شکست است. در بدترین حالت تمام فرصتها مانند بسیاری دیگر از دست می رود – بخصوص هرگاه مدیران سیاسی کشور فراموش کنند رد محکومیت ایران در کدام شرایط جهانی و بر پایه ی کدام رایزنی ها و لابی ها میسر شده – در صورت ابتلاء به لاف زنی و خود بزرگ بینی بر پایه ی این رویداد، پیامدهای خارجی اسفناک است و دیگر بار وضعیت معکوس می شود.

3- آیا رد قطعنامه ممکن است برای نقض حقوق بشر مورد سوء استفاده قرار گیرد؟

مدافعان اصل آزادی در ایران که در فاصله ی خانه و سلول انفرادی عمر گذرانده اند، بیش از پیش بیم به دل دارند. دغدغه ی خاطر از آنچه در پیش است وصف ناشدنی است. می دانند بخش عمده ای از قوانین و مقررات لازم الاجرا ناقض موازین جهانی حقوق بشر است. می دانند بخشی نیز که با این موازین در تضاد نیست همینکه در موقعیت اجرایی قرار می گیرد باژگونه تفسیر می شود.

شهروندان زن، غیر مسلمان و دگر اندیشان فاقد امنیت قضایی هستند، چه رسد به آنکه بخواهند حقوق شهروندی را مطالبه کنند.

در ساختار حقوقی ایران موانع برای حضور برابر شهروندان در امور فراوان است و قانون انتخابات مجلس شورای اسلامی و دیگر قوانین ناظر بر انتخابات به علاوه ی حق نظارت استصوابی برای شورای نگهبان به سهولت سالب حقوق شهروندی نسبت به شمار وسیعی از شهروندان است.

قانون اصلاح قانون مطبوعات حتا روزنه ای برای ایجاد یا بقاء مطبوعات اطلاع رسان و نقاد باقی نمی گذارد. هئیت منصفه اش فاقد مشخصات مردمی است. متهمین سیاسی بر خلاف اصل 168 قانون اساسی سالیان سال است در محاکم غیر صالحه، بدون حضور هیأت منصفه، غیر علنی و در موارد بسیار بدون استفاده از وکیل تعیینی محاکمه می شوند. سلولهای کثیف انفرادی نخستین مرحله از شکنجه ای است که همۀ مدافعان آزادی بی کم و کاست با آن مأنوس شده اند.

آئین دادرسی کیفری که در همه ی کشورها تکیه گاه متهمان است، در ایران تبدیل به تکیه گاهی برای قضات جناحی شده است تا به استناد آن به دلخواه متهم را از دیدادر با وکیل یا استفاده از خدمات وکالتی محروم دارند. او را منزوی و مرعوب کنند. قانون چنان است که در پناه آن بازداشت موقت تبدیل شده است به ابزاری برای تصفیه حساب های جناحی و تحمیل سکوت و اختناق بر کشوری که به آزادی بیان همانقدر نیاز مند است که به اکسیژن برای ادامۀ حیات. نهاد های متعدد امنیتی بدون در دست داشتن اطلاعات دقیق، با فشارهای جسمی و روانی بر فرد ربوده شده یا دستگیر شده، از او اظهارات و اقاریر کذب می گیرند و برایش پرونده ی اخلاقی و امنیتی می سازند. با وجود این کاستی های قانونی وسلیقه ای و جناحی چطور می توانیم رد محکومیت ایران را به فال نیک بگیریم؟

در شرایطی چنین هولناک که در ساختار قوانین، موارد نقض حقوق بشر بسیار است. در جمع مجریان علاقمندی به نقض حقوق بشر بیداد می کند. در تفکر جناحی غالب بر بخشی از مراجع قضایی، امنیتی و نیروی انتظامی اساساً حقوق بشر به سخره گرفته می شود. البته احتمال دارد کسانیکه در جنگ قدرت در گیر شده اند، به بهانه ی قطعنامه ی نقض حقوق بشر بر ابعاد فاجعه بیفزایند و بیشتر یکه تازی کنند.

حال آنکه در یک وضعیت متعادل و تحمل گرا شایسته است همه یکدل و یک زبان ابتدا موانع قانونی را از سر راه موازین حقوق بشر بردارند و همزمان دستجات غیر مسئول را از ورود به عرصه هایی از اقدامات قضایی و شبه قضایی که جولانگاه شان شده است بازدارند.

در شرایطی چنین پر خطر و آسیب پذیر، اگر رد قطعنامه مثل تیغ در کف زنگی مست قرار گیرد، ازآن مجال و فرصتی که نگران کننده است استفاده می شود برای وخیم تر شدن وضعیت نا بسامان حقوق بشر در ایران. برای پیشگیری ازاین پیامد، باید بلافاصله زاویه ی نگاه و داوری مدیران را تغییر دهیم و به آنها بباورانیم که نمی توانند بعد از یک عمر تأیید بر غیرمستقل و سیاسی بودن کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل متحد، ناگهان در رثای استقلال آن سخن بگویند و نمی توانند حرکات سیاسی خود را طوری تنظیم کنند که بر پایه ی آن هنگامی که کمیسیون ها و محافل جهانی علیه ایران رأی می دهند آنها را مزدور و وابسته و جیره خوار بدانند. همینکه به نفع ایران رأی می دهند آنها را طیب و طاهر و مستقل و حقگو قلمداد کنند. خوب است مدیران سیاسی کشور از هر جناح به پاس آن چه اتفاق افتاده و عمدتاً ناشی از حضور حق طلبانه ی مردم و نخبگان در عرصه ی منازعات اصلاح طلبانه بوده است، ضمن یک اقدام فوری به اعاده ی حیثیت زندانیان مطبوعاتی و سیاسی بپردازند. تیغ پرونده های مفتوح و وثیقه های هنگفت را از روی گردن آنها بردارند و بقیه ی زندانیان سیاسی و مطبوعاتی را آزاد کنند.

در غیر این صورت بیم هایی که بر دلها نشسته و دغدغۀ خاطر اهل درد بر حق است. در مجموعه ی اقدامات هماهنگ نمی توان برای بازنگری در قوانین به مجلسی دل بست که استقلال در زمینه ی قانون گذاری را فاقد است و قوه قضاییه و اراده های فرا قانونی جایی برای ایفای وظایف نظارتی آن باقی نگذاشته اند. چگونه نگران نباشیم؟

اردیبهشت 1381
واشنگتن

 









Girls Who Flee From Home Are Not Criminals

The Iranian Woman Will Be Unveiled in 2025!

چرا معاون رئیس جمهور در امور زنان مانند فعال حقوق زن عمل می کند

ستایش فقر نکوهش عقل٬ این است برنامه سیاسی حاکمان ایران

آقای ظریف به دخترم تذکر داد که اگر بازگردی اعدام می شوی

احمد زیدآبادی به گناباد می رود، احمدی مقدم و رحیمی کجا؟

مناظره خیالی با فاطمه آلیا

خروج از دایره بسته بومی گرائی

روزی که فعال حقوق زن شدم

مادران ایرانی