آقاي مرتضوي! مواظب باشيد!

مهرانگيز کار - ۱۰ بهمن ۱۳۸۴ *

آقاي مرتضوي! شما اخيراً گفته ايد که تهران يا به قول مسوولان "ام القراي جهان اسلام" بهشت موعود تبه کاران و مجرمين خطرناک و بدعادت شده است، و قوه قضاييه آماده شده تا با اوباش و اراذل و معتادان به مواد مخدر به شدت برخورد کند.

آقاي مرتضوي! شما پيش تر در سال 1379 مطبوعاتي ها را با اوباش و اراذل عوضي گرفتيد و ماده 13 قانون اقدامات تامينی را که ناظر بر مجرمين به عادت، مجرمين خطرناک و قاچاقچيان است و در سال 1339 [دوران پهلوي دوم] تصويب شده است، بي خيال به اعتراض عمومي حقوقدانان – حتي حقوقدانان درون حکومتي – شامل حال فعالان مطبوعاتي نموديد و آنها را هم رديف مجرمين به عادت، خطرناک و قاچاقچيان به صلابه کشيديد و دودمان شان را برباد داديد. حال که سال ها از آن اقدامات سرکوبگرانه مي گذرد، به صورت ظاهر مسند رياست دادگاه مطبوعات را ترک کرده ايد و در جايگاه دادستان عمومي و انقلاب تهران نشسته ايد، که اين را البته مي گويند ارتقاء مقام. اما هنوز چوب شما بالاي سر مطبوعاتي ها و اهل انديشه است. هنوز در خانواده مطبوعات اين تنها شماييد که بايد ملتمس درگاه تان باشند و چشم به راه تجديد نظر در آن شيوه ها و برخوردهاي قضايي از سوی شما باشند که در ماهيت قضايي نيستند و براي تداوم فساد حکومتي و اقتصادي به کار مي آيند.

در برنامه اي که منتشر کرده ايد و بخشي از آن را به صورت نامه به رئيس جمهور گزاش داده ايد، نقاط ضعف بسيار است و از قدرت اجرايي لازم خبري نيست. به خوبي پيداست وارد عرصه اي شده ايد که توان و نيروي لازم را براي کارورزي در آن نداريد. منظورم اين است که زورتان به عوامل داخلي توزيع مواد مخدر نمي رسد. هر چند عموم مهره هاي شاخص آن را مي شناسيد. آنها اهالي شريف مطبوعات نيستند. آنها زهرا کاظمي زن بی دفاع، کوچک اندام و مظلوم ايراني - کانادايي نيستند. آنها شما را به حال خود وانمي گذارند تا هر کاري دل تان خواست با آنها بکنيد. البته شما هم باهوش تر از آن هستيد که با عوامل اصلي فساد و توزيع داخلي مواد مخدر در بيفتيد و خطر کنيد.

سالهاست در قوه قضاييه گوش به فرمان دستجات و کانون هاي مسلط بر امور داريد. خوب مي دانيد منطقه توزيع داخلي مواد مخدر توسط از شما بهتران سال هاست مين گذاري شده و چنانچه پا به اين منطقه بگذاريد، حساب تان با کرام الکاتبين است!

از اين رو است که در نهايت هشياري، به تدوين طرح امنيت اجتماعي پرداخته ايد و کاملا جان شیرين تان را از منطقه خطر دور نگاهداشته و مثل هميشه يک مشت انسان ضعيف و دردمند را که معلول هستند، نه علت و بنابر خواست مفسدان داخلي معتاد شده اند، هدف قرار داده ايد.

صورت ظاهر برنامه و طرح منتشره شما بسي فريبنده است، اما در باطن اين برنامه بسيار هولناک است، تا جايي که به معتادان و کارتون خواب ها مربوط مي شود، حتما پر طمطراق پيش مي رويد و همين که به ريشه ها مي رسيد که درون حکومت است جا مي زنيد و زيرکانه عقب نشيني مي کنيد. از همين حالا آينده نگري کرده و گفته ايد:

"با قريب به 27 سال از پيروزي انقلاب شکوهمند اسلامي يکي از توطئه هاي دشمنان خارجي و داخلي نظام مقدس با هدف فلج کردن نيروهاي کارآمد و جوانان در صحنه خدمت، مواد مخدر را به راحتي از مرزهاي جنوبي وارد کشور و ايادي داخلي سودجو با توزيع بين جوانان که امروزه متأسفانه شاهد به اعتياد کشيده شدن جمع کثيري از جوانان پسر و يا دختر اين مرز و بوم اسلامي هستيم. نيروهايي که بايد در صحنه خدمت و فعاليت اقتصادي و فرهنگي جامعه مؤثر باشند ..."

تا اينجا روشن مي شود از نگاه آقاي سعيد مرتضوي متهمين اصلي عبارتند از:
1) افراد و مجامع مؤثر در توطئه هاي دشمنان خارجي.
2) عوامل مؤثر در توطئه هاي داخلي مانند ايادي داخلي سودجو که مواد مخدر را بين جوانان به قيمت ارزان توزيع مي کنند.

متهم رديف اول يعني دشمنان خارجي اگر دست شان در کار باشد، دست شما آقاي مرتضوي به آنها نمي رسد و به کارشان ادامه مي دهند. آنها را با روزنامه هاي توس و جامعه و نشاط و ... عوضي نگيريد.

متهم رديف دوم يعني ايادي داخلي سودجو و مرتبط با توزيع مواد مخدر در جمعيت جوان کشور، کاملاً شناخته شده هستند. چنانچه شما آقاي مرتضوي به نطق هاي برخي از نمايندگان همين مجلس هفتم درباره عوامل حکومتي توزيع مواد مخدر توجه کنيد و صورت مذاکرات مجلس و مصاحبه هاي نمايندگان را با خبرگزاري ايلنا به دقت بخوانيد، بر اطلاعات تان افزوده مي شود. با اين وصف، آقاي مرتضوي زورتان به متهم رديف دوم هم نمي رسد. خود نيز به اين حقيقت نيک آگاهيد. از اين رو با آنکه همه سرنخ هاي حکومتي در حوزه توزيع مواد مخدر را خوب مي شناسيد، داريد طفره مي رويد و براي رد گم کردن مثلاً يادآور مي شويد بعد از آنکه اوباش و اراذل و افراد معتاد و کارتون خواب ها را دستگير کرديد و آنها را زير فشار بازجويي وادار نموديد، بگويند مواد را از چه کساني خريداري مي کرده اند، آن وقت گره کار باز مي شود و شما سر وقت توزيع کنندگان مي رويد، کار را يکسره مي کنيد و ايران مي شود بهشت موعود و ام القراي جهان اسلام براي مفسدان ناامن مي شود.

راستي، آقاي مرتضوي! با آن همه اطلاعات محرمانه که از عوامل فساد داريد، به يک چنين شيوه هاي کودکانه براي شناخت عوامل توزيع داخلي که ظالمانه هم هست چه نيازي احساس مي کنيد؟ اگر اندکي بينديشيد نام و موقعيت و شجره نامه عوامل داخلي توزيع مواد مخدر را با تمام جزييات به ياد مي آوريد. حتي خط و ربط هاي آنها را با مجموعه فساد اقتصادي و حکومتي خوب مي شناسيد و مي دانيد ميزان مداخل شان رو به افزايش است و تا شما و امثال شما را در نظام قضايي کشور دارند، غم ندارند. حضرتعالي در مصاحبه هاي اخيرتان يادآور شده ايد با شدت عمل و زنداني کردن معتادان به بهانه معالجه آنها مي خواهيد کسب و کار توزيع کنندگان داخلي را از رونق بيندازيد. اين شيوه مبارزه با مفاسد به معناي آن است که توان لازم را نداريد تا با عوامل توزيع داخلي برخورد کنيد. در عوض با معتادان برخورد مي کنيد. آنها را در حبس و اردوگاه مي اندازيد تا متقاضي مواد مخدر نشوند و بر پايه علم اقتصاد، کاهش تقاضا به کاهش عرضه بينجامد. زهي خيال باطل! اين را مي گويند فرار از رويارويي با عوامل داخلي و حکومتي توزيع مواد مخدر و تظاهر به مبارزه با مفاسد. به علاوه، مگر نمي دانيد زندان بهترين بازار خريد و فروش مواد مخدر در ايران است؟

آقاي مرتضوي! شما مدعي العموم هستيد، به اين معنا که بايد از حقوق مردم در صورتيکه اين حقوق مورد تعدي قرار بگيرد دفاع کنيد. در کارنامه شما هر چه هست جنگ بي امان و نابرابر با مطبوعات و نويسندگان است. آنها را در حکم قاچاقچيان و عوامل فساد محاکمه کرده ايد، در حاليکه هرگز زورتان به عوامل فساد نرسيده و نمي رسد. مطبوعاتی که شما تخته اش کرديد، مي توانست از اشاعه فساد حکومتي بکاهد و عوامل آن را از پشت مخفيگاه هاي حکومتي بيرون بکشد و به مردم معرفي کند. شما با سرکوب مطبوعات آزاد سنگ را بستيد و سگ را رها کرديد. اکنون هم دربند کار بهتري نيستيد. هرگز نه اراده کرده ايد، نه زورتان به بيش از اهل قلم و نظر رسيده است. افراد و باندهاي حکومتي که به حقوق مردم تعدي مي کنند از زماني که شما بر مسند دادستاني نشسته ايد با احساس امنيت بيشتري به کار خود مشغول اند. حال آنکه فعالان در زمينه هاي مطبوعاتي، مدني، حقوق بشر و حقوق زن مختصر امنيت گذشته را از دست داده اند.

ام القراي جهان اسلام که ناگهان يک شبه به اين روزگار اسفناک نيفتاده است. چطور شد که تازه متوجه شده ايد معتادان ولگرد و کارتن خواب چهره عزيزش را کريه و مشوه کرده اند؟

آقاي مرتضوي! ... اين سال ها کجا بوديد؟ چرا به جاي نجات ام القراي جهان اسلام، مطبوعات را ريشه مي زديد؟ آن هم به جرم افشاي فساد حکومتي و اقتصادي. اسمش را هم گذاشته ايد "تشويش اذهان عمومي." ال خودتان تبديل شده ايد به دادستانی که به جاي رفع و دفع فساد، به تشويش اذهان عمومي مشغول است، بي آنکه راه حل درستي ارائه دهد.

آقاي مرتضوي! ... اين سالها کجا بوديد؟ چرا به موقع نجنبيديد؟ اگر منصفانه خود را ارزيابي کنيد، شما مطبوعات منتقد را با هدف آزاد گذاشتن دست عوامل فساد حکومتي که توزيع کنندگان داخلي مواد مخدر فقط بخشي از آن هستند تعطيل کرده ايد. آيا اگر مطبوعات منتقد آزاد بودند، فساد حکومتي مي توانست آنقدر رشد کند که صدها مرتضوي زهره اش را نداشته باشند تا با عوامل آن روبرو بشوند؟

آقاي مرتضوي، به هوش باشيد [که هستيد]، عوامل داخلي توزيع مواد مخدر و سردمداران آنها زهرا کاظمي نيستند که به سادگي بشود سرشان را به ديوار زد، آنها اکبر گنجي نيستند که در شرايط اعتصاب غذا بشود او را کتک زد و بر او افترا بست که با وکيلش رابطه ها دارد. آنها عبدالفتاح سلطاني وکيل مدافع شريف و مسلمان ايراني نيستند که انسانيت و نوع دوستي آيين شان باشد. آنها ناصر زرافشان نيستند که دفاع از خون به ناحق ريخته شده روشنفکران ايراني انگيزه حيات شان باشد. آنها احمد باطبي و منوچهر محمدي و ... نيستند که معصومانه از حق و آزادي تا به آن اندازه که در زندان پير بشوند دفاع کنند.

عوامل داخلي توزيع مواد مخدر آنهايي نيستند که تاکنون دست شان زير سنگ تان بود وهنوز هم هست. عوامل داخلي توزيع موارد مخدر بي گمان همانها هستند که دست شما زير سنگ آنهاست و در يک چشم بر هم زدن شما را به زير مي کشند.

اي کاش معتادان و کارتن خواب هاي بدبخت را که شب هاي زمستان دسته دسته از سرما در خيابان هاي تهران مي ميرند، به شکنجه گاه ها نفرستيد و از آنها به بهانه درمان و ترک اعتياد براي به دام انداختن توزيع کنندگان کوچک و خرده پاي مواد مخدر استفاده نکنيد و به کمک آنها تبليغات حکومتي عليه فساد را پرتوپ نفرماييد. پيشاپيش روشن است که اقاریر مورد لزوم بازجويان تعليم ديده در اين ماجرا فقط عوامل خرده پا را در برمي گيرد. يعني آنها را که پشت و پناهي ندارند و از فرط استيصال توزيع کننده شده اند. انصاف داشته باشيد و با هدف قدرت نمايي کاذب و تبليغات وارد کارزار با فقرا و بيچارگان نشويد. دست از سر معتادان و کارتون خواب ها برداريد. مستضعفين را به حال خود بگذاريد. تا همين اندازه که هوا خواه شان بوده ايد کافي است.

نيک مي دانيد دست "مستکبران" در کار است. هر چند شما با آنها در منافع حاصله از توزيع مواد مخدر شريک نيستيد [لااقل من اينگونه نظر دارم] اما آنها هميشه در پناه عملکرد شما در امنيت زيسته اند و سود آوري کرده اند. عملکردي که اختناق را تشديد کرده است، به عوامل فساد حکومتي ياري رسانده تا مصونيت داشته و پاسخگوي نهادهاي نظارتي نشوند.

آيا براي بقای فساد حکومتي، راهی بهتر و مؤثرتراز اختناق سراغ داريد؟

کارنامه خود را بيشتر مخدوش نکنيد. البته من نگران آن کارنامه نيستم. اما نگران آينده کشوري هستم که دادستان پايتخت آن با يک برنامه پرسر و صدا آنگونه وانمود مي کند که از نام و نشان عوامل توزيع مواد مخدر بي خبر است و مي خواهد با حبس معتادان از تقاضا بکاهد تا عرضه کنترل بشود؟


* اين مقاله اولين بار در روزنامه اينترنتی روز در تاريخ ۱۰ بهمن ۱۳۸۴ منتشر شده است.

 









Girls Who Flee From Home Are Not Criminals

The Iranian Woman Will Be Unveiled in 2025!

چرا معاون رئیس جمهور در امور زنان مانند فعال حقوق زن عمل می کند

ستایش فقر نکوهش عقل٬ این است برنامه سیاسی حاکمان ایران

آقای ظریف به دخترم تذکر داد که اگر بازگردی اعدام می شوی

احمد زیدآبادی به گناباد می رود، احمدی مقدم و رحیمی کجا؟

مناظره خیالی با فاطمه آلیا

خروج از دایره بسته بومی گرائی

روزی که فعال حقوق زن شدم

مادران ایرانی