خوزستان - بخش دوم

رویدادهای اخیر که در خوزستان اتفاق افتاده من را برانگیخت تا چند خاطره ی نوشته شده از "خوزستان بعد از جنگ" را که در سال 1372 در "سفر" ویژه نامه ی پنجم "صنعت حمل و نقل" به چاپ رسانده ام اینجا نقل کنم. این سفرنامه و چندی دیگر" توسط انتشارات روشنگران و مطالعات زنان در سال 1379 جمع آوری و در کتاب "نخل های سوخته" انتشار یافته است. شاید ریشه های برخی وقایع اخیر در خوزستان در این گزارش ها و خاطرات قابل درک بشود.


بخش دوم - حاشیه نشینان در متن شهر

قدیمی ها می گفتند، خوزستان را مهاجران ساخته اند – یعنی کسانی که پیش از جنگ جهانی دوم با بعد از آن، از سایر شهرهای ایران به امید کار و کسبی در جوار تأسیسات نفتی رهسپار خوزستان شده بودند. یک مهاجر ثروتمند می گفت: من در پانزده سالگی همراه با گروهی که تیرهای تلگراف را در فاصله ی شهرها نصب می کردند از اصفهان حرکت کردم و سال بعد به خوزستان رسیدم، در طول راه کارگری کردم و مزد ناچیزی دستم را گرفت که تنها اندخته ام شد، همان را در خوزستان به کار انداختم.

مهاجران ثروتمند در خوزستان به برتری اقتصادی قانع نبودند. آنها پیاپی نفوذ و نیروی معنوی و سنتی را بر قدرت خود می افزودند. در ادارات دولتی و مراکز آموزشی و فرهنگی، به خصوص در مرکز استان و چند شهر مهم دیگر، تعداد قابل توجهی از تحصیل کرده های تهرانی در رده ی کارمندان عالی مرتبه، مقام ها و مسند های اداری را تصدی می کردند. کارمندان انتقالی از مرکز غالبا برای استفاده از حق و امتیازی که به "اضافات بدی آب و هوا" تعبیر می شد به خوزستان می آمدند و امور اداری شهری را پیش می بردند. آنها اگر هم دست خالی می آمدند، دست پر برمی گشتند. انتقالی های تهرانی در بدو ورود، چنانکه عادت و خوی مرکز نشینان است، خود را یک سروگردن از دیگران برتر می پنداشتند، اما به سرعت حس برتری مثل برف زیر نفوذ و گرمای معاشرت با اهالی آب می شد و در پایان دوران مأموریت، اینان با اصرار و پارتی بازی در خوزستان باقی می ماندند. در جمعشان به تدریج شایع شد که گویا "خاک خوزستان دامن گیر است" و طلسم و جادویی در کار است! هرکس برای ماهی و سالی می آمد، دست کم دهه ای ماندگار می شد.

بافت شهری خوزستان در جریان تنش های صنعتی و تولیدی دهه ی پیش از انقلاب تغییر کرد. افراد طبقه ی متوسط و مرفه به لحاظ وفور کار و سرمایه، بیش از پیش شهد شیرین پیوندهای عمیق و وسیع با انتقالی های تهران را چشیدند و مثل تارهای هماهنگ و هموار کنار هم تنیده شده و بافت جمعیتی خاصی را در چند شهر بزرگ خوزستان پدید آوردند که در محافل شغلی، سازنده و کارساز بود و در مجالس انس، بسیار دلپذیر و دوستانه. بدین نحو، بافت جمعیت شهری در خوزستان دوران صلح (پیش از جنگ) آمیزه ای شگفتی آور و پرشور بود از فرزندان مهاجرانی که در آنجا از دیرباز سرمایه گذاری کرده بودند و فرزندان تحصیل کرده ی سکنه ی اصلی شهرهای خوزستان مثل شوشتری ها و دزفولی ها که سخت کوش و پرتوان پیاپی فرصت ورود به دانشگاه ها را به دست می آوردند و البته به ضرورت در جوار تهرانی های انتقالی می زیستند در جوار آنها که از خوزستان دل نمی کندند و راهی شهرو دیار خود نمی شدند.

اندیشه ی جدایی در اجزاء این بافت و ترکیب، کاملا دور از ذهن بود و جز "جنگ" که بی رحمانه و ناجوانمردانه بر آن تاخت، نیروی مهاجم دیگری نمی توانست تارهای به هم تنیده ی بافت را ازهم جدا سازد. بومیان عرب زبان در حاشیه می زیستند و در بافت جمعیت شهرنشین جایگاه مشخصی نداشتند. اینها در حاشیه ی شهرها و روستاها مشاغل سنتی را در انحصار خود گرفته بودند. بومیان در کنار دام و طیور وتنور خود فعالیت می کردند و چنانچه اوضاع جوی مناسب بود تورهای ماهیگیری را در آب می گستراندند و همه جا بازارهای ماهی و سبزی و تره بار در اختیارشان بود.

بومیان، زندگی بدوی خود را در شرایط فرهنگی و اقتصادی جداگانه ای حفظ کرده و از هرگونه تغییر و تحول در شیوه ی زندگی دوری می جستند. حرکت و کوچ آنها از حاشیه به متن شهری دلخواهشان نبود و اساسا اینگونه جابه جایی به لحاظ فاصله ی عمیق فرهنگی غیر ممکن به نظر می رسید.

بومیان در کار تولید محصولات خانگی، دامی و زراعی بسی فعال بودند. زنان متعدد و فرزندان بی شمار نیروی کار خانگی آنها را تشکیل می داد. برخلاف بافت شهری که زنان در آن اجازه داشتند با ظاهر دلخواه، چهره ی مشخص و تعیین کننده و طلبکار از خود ارائه دهند و در بیشتر خدمات اداری و آموزشی حضور داشته باشند، زنان بومی در حاشیه ی شهرها و روستاها در چارچوب زندگی بدوی و بومی به سختی کار می کردند – بی آنکه حتی مزدی و حقوقی مطالبه کنند- زن ها در بخش های بومی نشین، هم دستشان در کار تولید بود، هم پاهای خلخال پوش و برهنه شان در کار توزیع فرآورده های خانگی. آنها یک سیستم پیچیده را با مهارت اداره می کردند. سپیده که می زد جلد و چالاک پارچه ی سیاهی را روی سر حائل می کردند، چند دیگ دود زده ی مسی سیاه را روی سر می گذاشتند و محصولات خود را برای توزیع به شهر می رساندند. آنها برای توزیع و پخش این فرآوردهای خانگی بدون استفاده از وسایل موتوری، دقیق، وسیع و بی وقفه عمل می کردند به طوری که سپیده دمان بر سر هر کوچه و گذر شهر طشتی شیربرنج، طشتی سرشیر، ترازویی با چند سنگ و کیسه ای برای دریافت پول از مشتریان قرار می گرفت که در کنار آن زن بومی هوشیار و سرحالی نشسته بود. زن موقعی شهر را ترک می کرد و به حاشیه ملحق می شد که کفگیرش به ته دیگ خورده بود. بازارهای سبزی و تره بار و ماهی نیز توسط حاشیه نشینان اداره می شد که به محض فروش جنس، گاری ها و حصیرها و دکه های خود را می گذاشتند و به حاشیه می خزیدند تا روزی دیگر و روزگاری دیگر. این زیست دوگانه در مجموعه ی شهرهای بزرگ خوزستان که بر پایه ی محورهای معیشتی دوگانه می چرخید حصار بالا بلندی در فاصله ی دو نوع طرز فکر و دو نوع روش زندگی فردی و اجتماعی ایجاد می کرد که حضور مزاحم آن همه جا احساس می شد. زنان پابرهنه و خلخال پوش و دیگ به سر، سمبول ها و نشانه های جان دار این دوگانگی و تضاد بودند که همه ی شهر را زیر پا می گذاشتند.

در شهرهای خوزستان، حاشیه و متن هرچند با یکدیگر در مبادله ی دائمی کالا و خدمات بودند، ولی درهم نمی آمیختند. آمیزش با وجود فاصله های عمیق فرهنگی امری محال به نظر می رسید. جنگ هشت ساله ی ایران وعراق بسیاری از محال ها را ممکن ساخت و حاشیه توانست متن را که از جمعیت مؤثر و فعال خالی شده بود با حضور خود پر کند.

اکنون در بهار سال 1371، بعد از جنگ، خوزستان چهره ی دیگری دارد. هجوم حاشیه نشینان به متن و تصدی بیشتر امور اداری و شهری توسط آنان شمه ای از یک دگرگونی ژرف و بنیادی است که خوزستان در بستر خونین جنگ به آن تن داده است. حاشیه نشینان در بحران های جنگ کمتر گریخته اند و پس از جنگ زودتر و بیشتر بازگشته اند.

در نتیجه مداخله و حضور آنها در تمام رویدادهای مهم شهری و حتی انتخاباتی، صریح، جدی و تعیین کننده است . گستره ای که در آن فرهنگ خود را نشو و نما می دهند بسیار وسعت یافته است به طوری که متن شهرها را هم شامل می شود. لذا خوزستان نه تنها بسیار بمباران و موشک باران شده که گویا از لحاظ فرهنگی هم زیر و زبر گشته است.

واکنش ها!!!

واقعیت های تلخ اجتماعی هنگامی که مکتوب می شود، واکنش ایجاد می کند. سفرنامه ی خوزستان بعد از جنگ از این قاعده ی کلی مصون نماند. روابط عمومی ستاد مرکزی بازسازی مناطق جنگ زده ی کشور پس از انتشار آن برآشفت و گزارش را مجموعه ی اکاذیب برشمرد و تکذیب نامه ای به شرح زیر در صفحات 90 و 91 ماهنامه ی شماره ی 123 صنعت حمل و نقل، مهرماه 1372 منتشر کرد:

آقای سردبیر:
درپی انتشار گزارش اکاذیب سرکار خانم مهرانگیز کار تحت عنوان تصاویری از خوزستان بعد از جنگ، در ویژه نامه ی سیر و سیاحت شماره ی 118 آن نشریه لطفا برابر قانون مطبوعات به چاپ مطلب ذیل در همان صفحه ی ماهنامه اقدام فرمایید.
در راستای جنگی که هشت سال بر ملت مسلمان و شهید پرور ایران تحمیل گردید خسارات بسیاری بر کشور ما وارد آمده که تا کنون بالغ بر هزار میلیارد دلار آن برآورد گردیده است، مجموع خسارات وارده در بخش های اقتصادی، اجتماعی فرهنگی و اقدامات انجام شده توسط ستاد مرکزی بازسازی و نوسازی مناطق جنگ زده در 69 شهر جنگ زده و 18 شهر آسیب دیده از جنگ است که تا کنون بازسازی و نوسازی 82 شهر به پایان رسیده و 5 شهر باقی مانده دیگر نیز در دست بازسازی می باشد.
در حال حاضر قریب به یک صد هزار نفر از جمعیت مهاجرین خرمشهری به این شهر مراجعت و ساکن هستند که امیدواریم این رقم تا پایان سال جاری به 135 هزار نفر برسد، تخصیص 350 میلیادر ریال اعتبار برای تأمین خسارت های مردمی و طرح های عمرانی که تا پایان سال به 400 میلیارد ریال می رسد و بازسازی 9500 واحد مسکونی تا پایان امسال بازسازی 24 هزار واحد مسکونی به اتمام خواهد رسید. بیمارستان 250 تختخوابی ولی عصر(عج) با اعتباری بالغ بر 9 میلیارد ریال و زیربنای آن از 4500 متر مربع به 17 هزار و پانصد متر مربع افزایش یافته و آب آشامیدنی خرمشهر با ظرفیت 50 هزار متر مکعب تأمین شده است.
هم اکنون 27 هزار دانش آموز در خرمشهر مشغول به تحصیل بوده و بازسازی 1214 کلاس در استان به اتمام رسیده و 739 کلاس نیز در دست بازسازی می باشد.( زیربنای هر کلاس با احتساب راهروها- سرویس ها – دفتر مدیر و سایر موارد در شهرها 120 متر و در روستا 80 متر می باشد.)
همچنین آماده سازی 600 هکتار زمین برای 18 هزار خانوار، عملیات ساخت 500 واحد مسکونی برای مهاجرین بی سرپرست و 1200 واحد مسکونی نیز برای کارکنان مهاجر از سوی ستاد معین خرمشهر آغاز شده است. اصلاح شبکه های آبیاری نخلیات در منطقه ی بهمنشیر، برق رسانی و آب رسانی روستاهای اطراف رودخانه ی بهمنشیر توسط جهاد سازندگی و واحدهای مسکونی روستائیان در همان منطقه توسط بنیاد مسکن که رونق تازه ای به این منطقه داده است، همچنین فعال شدن واحدهای صنعتی در خرمشهر از قبیل کارخانه ی نوشابه سازی، صابون سازی و کشتی سازی اروندان و تخصیص ده میلیون دلار ارز در سال گذشته برای ایجاد واحدهای تولیدی و صنعتی از قبیل آرد سازی، مواد شوینده، چینی سازی، چاپخانه و کارگاه های کوچک و بزرگ دیگر که کار بازسازی و احداث آنها آغاز گردیده است.
با توجه با تأخیر یک ساله در چاپ گزارش مذکور که خود جای تأمل برای مدیر مسئول محترم آن نشریه را دارد، به ذکر برخی از اقدامات انجام شده تنها در سال 71 می پردازیم:
در سال 1371 بالغ بر 143 پروژه شامل امور عمومی از جمله احداث دهداری های خرمشهر، ادارات و ساختمان های دولتی، بخشداری و دفتر پست مینو با اعتباری بالغ بر 1/2 میلیارد ریال، بازسازی مدارس ابتدائی، راهنمایی و دبیرستان شهری و روستایی و اردوگاه تربیتی دانش آموزان مارد با اعتبار02/3 میلیارد ریال بازسازی مراکز فرهنگی و هنری شامل مساجد، گلزار شهدای خرمشهر، پژوهش و حفظ میراث فرهنگی و طرح و اجرای مجسمه ی دفاع مقدس در خرمشهر با اعتبار 25/1 میلیارد ریال، بخش بهداشت درمان و تغذیه با اعتبار 3/4 میلیارد ریال شامل انبارهای دارو، آزمایشگاه مواد غذایی، داروخانه ی شبانه روزی مرکز بهداشت شهرستان، مرکز بهداشت و درمان دهکده ی ولی عصر(عج)، تکمیل اورژانس خرمشهرو مرکز بهداشتی درمانی جزیره ی مینو و مراکز بهداشتی درمانی 1 و 4، احداث زیرسازی بیمارستان پیش ساخته، تکمیل و پرداخت تعهدات آزمایشگاه بخش زایمان و اطاق عمل همچنین رادیولوژی بیمارستان طالقانی خرمشهر، بازسازی خدمات بهداشتی و درمانی روستایی پلی کلینیک بهبهانیان، بازسازی ستاد شبکه و مرکز بهداشت درمانی ولی عصر(عج) کوت شیخ، خانه ی بهداشت روستایی ام نوشه و جزیره ی مینو.
تخصیص مبلغ 360 میلیون ریال به منظور بازسازی بهداشت شامل آب رسانی با تانکر، تکمیل اب رسانی به 15 روستا در خرمشهر و تکمیل آب رسانی منبع و توزیع آب جزیره ی مینو، تأمین اجتماعی و بهزیستی و تربیت بدنی و امور جوانان با اعتبار بالغ بر 970 میلیون ریال شامل بازسازی مراکز خدمات حمایت خمار، جزیره ی مینو، استخر شنای خرمشهر، خوابگاه و ساختمان اداری ورزشکاران ورزشگاه بانوان، زمین های رو باز والیبال و بسکتبال، استودیوم خرمشهر، سالن وزنه برداری، و بازسازی ورزش در مدارس. عمران شهری و بازسازی توسعه ی خرمشهر با اعتبار 5/13 میلیارد ریال شامل بازسازی تأسیسات آب آشامیدنی – راه اندازی تصفیه خانه و بازسازی فاضلاب و اجرای طرح های اضطراری فاضلاب و دفع آب های سطحی مبلغ 5/1 میلیادر ریال به منظور بازسازی بهبود و عبور و مرور شهرها شامل آسفالت بلوارها، خیابان ها و پیاده روهای خرمشهرو نصب علائم راهنمایی و رانندگی شهری و نخاله برداری و پاکسازی خیابان ها با توجه به حجم بالای کارهای انجام شده در ادامه فقط به سرفصل ها و اعتبارات تخصیصی می پردازیم. بازسازی تأسیسات و تسهیلات شهری 63/2 میلیارد ریال، بازسازی بهبود محیط شهری و کمک به شهرداری ها 800 میلیون ریال، بازسازی خانه های سازمانی 7/1 میلیارد ریال، آموزش فنی و حرفه ای و آموزش عالی 7/1 میلیارد ریال، بخش امور اجتماعی 21 میلیارد ریال، بخش امور اقتصادی 3 میلیارد ریال، بخش کشاورزی و منابع طبیعی 288 میلیون ریال، بخش برق روستایی 660 میلیون ریال شامل 31 روستا، بخش صنایع 400 میلیون ریال، راه و ترابری 7/1 میلیارد ریال از جمله اعتبارات تخصیص یافته طی یک سال 1371 از سوی ستاد مرکزی بازسازی و نوسازی شهرستان خرمشهر می باشد.
خوب است روال کاری آن نشریه که ارائه ی گزارش های صحیح و علمی بدون اهداف خاص است افراد منصفی را برای تهیه ی گزارش ها اعزام کنید.

روابط عمومی ستاد مرکزی بازسازی مناطق جنگ زده ی کشور

تکذیب در تکذییب!

ماهنامه، در پاسخ به تکذیب نامه ی روابط عمومی ستاد مرکزی بازسازی مناطق جنگ زده ی کشور، ذیل همان تکذیب نامه، به نکاتی توجه داده است:
به نظر می رسد ستاد مرکزی بازسازی و نوسازی مناطق جنگ زده ی کشور از گزارش سفری که در بخش "سیر و سیاحت" ماهنامه به نقل از ویژه نامه ی سفر آمده، انتظار یک برخورد کارشناسی و علمی با ذکر آمار و ارقام داشته است، که البته نمی تواند انتظار به جایی باشد. ماهنامه در دیگر سر فصل ها و صفحات خود غالبا با دید کارشناسانه به مسائل می پردازد، اما صفحه ی "سیرو سیاحت" بیشتر برداشت دیداری و استنباطی و احتمالا عاطفی سفر کننده را از پیرامونش منعکس می کند و در آن قصد ارزیابی کارنامه و عملکرد سازمان ها نیست. با وجود این جوابیه ستاد بازسازی که در واقع به بهانه ی آن مطلب ( و نه در پاسخ آن) ارسال شده، ما را ترغیب کرد که انتشار وسیع تر و پیوسته تر این تلاش ها را در دستور کار ماهنامه بگذاریم. توضیح سردبیر ویژه نامه ی سفر را درباره ی نامه ی ستاد بازسازی در زیر بخوانید:
نوشته ی خانم مهرانگیز کار که در این جوابیه "گزارش اکاذیب" خوانده شده در واقع یک نوشته ی نوستالژیک درباره ی گذشته ی آبادان و خرمشهر و برداشتی از ساختار اقتصادی- فرهنگی آن دو شهر در دوران گذشته بود. مطالبی از این دست غالبا مقدار زیادی اندوه و دورماندگی در خود دارد، درست به مثابه ی یاد ایام کودکی و نوجوانی که در ادبیات ایران سابقه ی فراوان دارد. اما یاد آن دو شهر عزیز زخم خورده ی ایران، در مطلب "تصویر خوزستان بعد از جنگ" اصلا به این معنی نبود که کاری برای آن شهرها صورت نگرفته است، برعکس در آن مطلب سخن از شهری (آبادان) به میان می آمد که در آن درختان سوخته و نخل های – حتی – بی سر به رگ و ریشه ی خود می نازند و مردان با کلاه لبه دار در باغچه های خیابان هایش گل می کارند و خاک را غنی می سازند و احساس تعلق آنان به آن دیار چنان نیرومند است که می دانند " هیچ جایی از کره ی سرگردان زمین، جز همین خاک، چیزی به آنها تعلق ندارد" و آن "مردان امیدوار، جز سازندگی و خلاقیت راهی برای ادامه ی حیات نمی شناسند."
در خرمشهر نیز سخن از کودکانی در میان بود که بادبادک هوا کرده اند و بدین سان چنان به زندگی دل بسته اند که غرش هواپیماهای دشمن را از یاد برده اند. در راه اهواز نیز سخن از جاده ای می رفت که "به تازگی بازگشایی شده" بود و در شهر اهواز صحبت از هتل و چمن و دانش آموزانی بود که درس می خوانند و برای آینده نقشه می کشند و زوج های جوانی که بر کناره ی کارون می خرامند و...
اگر این سخنان نشان بازسازی و سازندگی به گونه ای که زندگی را تداوم می بخشد نیست، پس نشان چیست؟ گویا رنجش زحمت کشان ستاد مرکزی بازسازی و نوسازی مناطق جنگ زده ی کشور این باشد که در آن مطلب از آمار و ارقام بازسازی سخن به میان نیامده بود و اجرشان از این طریق ضایع مانده بود. ای کاش چنین باشد. در این صورت باید عرض کنیم که گزارشی که خانم مهرانگیز کار نوشته بود، از آن مطالبی بود که در آن "سر دلبران" به طور نهفته "در حدیث دیگران" می آید. آنجا جای ارائه ی آمار و ارقام نبود.
برای همه ی کوشندگان در راه بازسازی و نوسازی مناطق جنگ زده آرزوی موفقیت داریم و پیداست که خرابه های هشت سال جنگ در دو سه سال جبران پذیر نیست و اگر جبران پذیر باشد مدیون کسانی است که در این راه با عشق و علاقه گام برمی دارند.

یک خبر بدون تفسیر
حکم دستگیری سرپرست اسبق ستاد بازسازی آبادان صادر شد
آبادان و خرمشهر – خبرنگاران کیهان:

حکم دستگیری و جلب مهندس کریم بابایی سرپرست اسبق ستاد بازسازی آبادان به اتهام اختلاس توسط بازپرس شعبه ی اول دادسرای عمومی آبادان صادر شد. بازپرس از مأموران اداره ی آگاهی آبادان خواسته است نامبرده را در هر نقطه ای از کشور باشد دستگیر و پس از تفهیم اتهام به صورت قرار بازداشت موقت به آبادان اعزام کنند. این حکم به عنوان ریاست کل دادسراها و دادگاه های حقوق 2 سراسر کشور صادر گردیده است.
حجت الاسلام سید ناصر موسوی بازپرس شعبه ی اول دادسرای آبادان ضمن تأیید این خبر اظهار داشت:
پرونده ی اتهامی مهندس کریم بابایی مسئول اسبق ستاد بازسازی شهرستان آبادان در دادسرای آبادان مطرح بوده که با توجه به اهمیت موضوع لازم بود که پرونده در اختیار بازپرس ویژه جهت رسیدگی قرار گیرد و به علت اینکه دادسرای عمومی آبادان در ابتدای فعالیتش پس از قطعنامه فاقد بازپرس بوده این پرونده با صدور ابلاغ ویژه در اختیار مسئولان قضایی دادسرای عمومی اهواز قرار گرفت که تحقیقات اولیه صورت گرفته و نظریه ی کارشناسی و حساب رسی نیز اخذ و پس از آنکه پرونده در اختیار دادسرای عمومی تهران قرار گرفت، جهت رسیدگی به شعبه ی 34 بازپرسی دادسرای عمومی تهران ارجاع گردید و پس از آن محل وقوع جرم در حوزه ی قضایی شهرستان آبادان است و تحقیقات از افرادی که به نحوی در این پرونده دخالت داشته اند باید در آبادان صورت گیرد، بازپرس شعبه ی 34 تهران با اعطای نیابت موارد خواسته شده را اعلام کردند و بدین منظور از دایره ی آگاهی آبادان و خرمشهر خواسته شده که تحقیقات لازم را به عمل آورند که تاکنون تحقیقات ادامه دارد.
نظر به اینکه جهت روشن شدن وضعیت پرونده حضور مهندس بابایی ضروری به نظر می رسید حکم جلب و دستگیری نامبرده از طرف این مرجع صادر شده است.
قبل از این نیز عده ای از پیمانکارانی که متهم به تبانی و سوء استفاده بوده اند دستگیر شده که از جمله پیمانکاران سیروس اکبری خواهرزاده ی نامبرده است. که با قید وثیقه تا تشکیل دادگاه آزاد شده است.
بر اساس گزارش خبرنگاران کیهان در مورد دلیل ارجاع این پرونده به بازپرسی 34 دادسرای عمومی تهران "علی اکبر ناصری" ریاست دادگستری های آبادان و خرمشهر اظهار داشت: با توجه به اهمیت موضوع و وضعیت خاص آبادان و اوضاع و احوال محل و اینکه احتمال تحقیق از عده ای از مسئولین در مرکز ضروری به نظر می رسید با تقاضای سازمان بازرسی کل کشور پرونده به دادسرای عمومی تهران احاله و جهت رسیدگی به بازپرسی شعبه ی 34 ارجاع شد که مشارالیه در آن موقع شخصا به دادگستری آبادان مراجعه و با اعطای نیابت و پاره ای اقدامات پرونده به دادسرای عمومی تهران فرستاده شد و اکنون مجددا جهت تحقیقات در اختیار بازرسی شعبه ی اول آبادان قرار گرفته و بازپرس شعبه ی اول دادسرای عمومی آبادان نیز برای رسیدگی مبادرت به صدور حکم دستگیری نامبرده نموده است.
خبرنگار کیهان می افزاید با توجه به اینکه اخیرا حرکت گسترده ای در سطح استان خوزستان در جهت مبارزه با فساد مالی، اختلاس و رشوه خواری شروع گردیده، مردم ضمن تشکر از دست اندرکاران قضایی خواهان رسیدگی فوری در این مورد هستند و در مورد پرونده ی اختلاس سرپرست اسبق ستاد بازسازی آبادان نیز چشم به راه نتیجه ی اقدامات اخیر هستند تا مسببان حیف و میل اختلاس ها در دادگاه عدل اسلامی به محاکمه برسند تا حقی از مردم جنگ زده و محروم آبادان وخرمشهر ضایع نشود. (روزنامه کیهان، 21 اردیبهشت 1373، شماره 15057، ص 15)

ادامه دارد ...

 









Girls Who Flee From Home Are Not Criminals

The Iranian Woman Will Be Unveiled in 2025!

چرا معاون رئیس جمهور در امور زنان مانند فعال حقوق زن عمل می کند

ستایش فقر نکوهش عقل٬ این است برنامه سیاسی حاکمان ایران

آقای ظریف به دخترم تذکر داد که اگر بازگردی اعدام می شوی

احمد زیدآبادی به گناباد می رود، احمدی مقدم و رحیمی کجا؟

مناظره خیالی با فاطمه آلیا

خروج از دایره بسته بومی گرائی

روزی که فعال حقوق زن شدم

مادران ایرانی