رابطه تمکین و قتل

۵ مهر ۱۳۸۵

خبرنگار حقوق خبرگزاری دانشجویان ایران [ایسنا] گزارش می‌دهد: "قاضی شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران پس از شور با اکثریت آراء متهم به قتل یک زن را که توسط همسرش به قتل رسیده است به 3 سال حبس تعزیری محکوم کردند. طبق کیفر خواست صادره، عیوض 80 ساله 9 مهر ماه سال گذشته با همسرش کبری درگیر شده و با میله آهنی بر سر او ضربه وارد کرده است. بلافاصله کبری به بیمارستان منتقل شده و در بیمارستان فوت کرده است. در جلسات رسیدگی به پرونده، عیوض 80 ساله در دفاع از خود گفته است: همسرم 30 سال از من کوچکتر بود و به مدت 14 سال از من تکمین نداشت. شب حادثه با هم درگیر شدیم، میل زورخانه دستم بود. ناگهان از دستم افتاد و به سر همسرم برخورد کرد! قاضی از متهم به قتل پرسید: اگر میل از دستت افتاد پس چرا 3 ضربه به سر همسرت برخورد کرده است. متهم در پاسخ گفت: من فقط یک ضربه وارد کردم و نمی‌دانم چرا 3 ضربه به سر همسرم وارد شد. او 14 سال از من تمکین نمی‌کرد. من قصد کشتن نداشتم. فقط می‌خواستم او را «ادب» کنم تا از من تمکین کند."

آنچه مسلم است در قوانین ایران با وجود تمام کاستی ها و نامهربانی ها نسبت به جنس "زن" هرگز به شوهر اجازه نداده‌اند تا همسرش را به جرم آنکه تمکین نمی‌کند و پاسخگوی غریزه جنسی او نیست به قتل برساند. در قوانین ایران زنی که از شوهرش تمکین نمی‌کند حق مطالبه نفقه [هزینه یک زندگی حداقلی] از او سلب می‌شود. برای بخش بزرگی از زنان ایران که منبع درآمد دیگری به جز نفقه پرداختی شوهر ندارند، تکمین و همخوابگی با شوهر در هر شرایط و تأمین نیازهای طبیعی و حتی انحرافی او تبدیل می‌شود به شیوه‌ای برای ادامه حیات. این وضعیت که بسیار غیر منصفانه است، تا زمانی که دولت ها فکری برای ایجاد چتر حمایتی مالی نسبت به زنان نکرده‌اند و تصور می‌کنند با راه حل های ناکارآمدی مانند مهریه و اجرت المثل، آنها را یاری می‌دهند، ادامه خواهد داشت. پرونده‌ای که در آغاز این مطلب از آن نام برده شد یک پرونده استثنایی نیست و در قوه قضاییه ایران نظایر آن را بسیار دیده‌ایم. حتی این نمونه‌ها خاص دوران جمهوری اسلامی هم نیستند. پیش از انقلاب در بر همین پاشنه می چرخیده. تمکین از شوهر با اکراه ونفرت به لحاظ وضعیت نابسامان معیشتی انبوه زنان، شیوه‌ای بوده است برای ادامه یک زندگی بخور و نمیر و در مواردی شکنجه آمیز. هرگز دولت های نفتی حاکم بر ایران تأمین بیمه و رفاه اجتماعی زنان خانه دار و گرفتار را در دستور کار خود نداشته‌اند. هرچند از باب تبلیغات جهانی گاهی از آن سخن گفته‌اند.

بنابراین با آن که قانون بیرحمانه است و از نگاه امروزی اجبار زن به همخوابگی با شوهر در همه حال زیر عنوان مجرمانه "تجاوز جنسی" غیر انسانی شناخته شده است، اما شرایط اقتصادی، اجتماعی و سیاسی در ایران چنان است که امر بر شوهران مشتبه شده و می‌انگارند همسری که تمکین نمی‌کند سزاوار مرگ است!

عیوض که با کبری 30 سال فاصله سنی داشته و همواره میل زورخانه به علامت توانایی و قدرت مردانه کنار بستر زناشویی‌اش بوده است، از تمام ضعف های قانونی، اقتصادی و سیاسی حاکم بر کشور بهره برداری کرده و به خوبی می‌دانسته است که در سایه قانون قصاص می‌تواند از خویشاوندان همسر بیچاره‌اش که او را لابد از فرط فقر و استیصال به پیرمرد شوهر داده‌اند به سهولت و با پرداخت پولی ناچیز رضایت بگیرد. قضاوت محترم هم حداکثر توانسته‌اند او را به سه سال حبس تعزیری محکوم کنند. اما عیوض یا به لطایف الحیل اساساً حبس نمی‌شود، یا در زمانی کمتر از سه سال به جامعه باز می‌گردد و به اتکاء قوانین زن ستیز و باورهای زن ستیز دیگر بار میل زورخانه را کنار بستر زناشویی تازه‌ای می‌گذارد و دختر فقر و بیچاره‌ای را به شکنجه گاه تمکین می‌برد.

نیاز به گفتن ندارد که همواره شکنجه‌های جنسی در بستر زناشویی به قتل نمی‌انجامد. اما تداوم آن بر زنان ایرانی لطمات عاطفی، روانی و جنسی فراوانی وارد می‌کند. در دوران وکالت در ایران با این زنان بسیار الفت داشته‌ام. اغلب می‌آمدند تا قانون کمک و یاری برساند و آنها از جهنم هم آغوشی اجباری یا انحرافی رها بشوند. پاسخی درخور نمی‌یافتند. از نگاه قضات نه تنها همخوابگی اجباری [تمکین از شوهر] تکلیف شرعی و قانونی زن محسوب می‌شود، بلکه از برخی قضات با ناباوری شنیده‌ام که گفته‌اند هم آغوشی انحرافی هم با همسری که بر شوهر حلال است، منع شرعی ندارد. "زن مانند باغ با صفایی است که دو در دارد. شوهر از هر دری که بخواهد می‌تواند وارد بشود و منعی نیست!" راستی در این جهنم قانونی، دیدگاهی، اقتصادی که زنان ایرانی در آن به دام افتاده‌اند، چه می‌توان کرد؟

این مقاله در روز یکشنبه، ۷ آبان ۱۳۸۵ در روزنامه اینترنتی روز چاپ شد.

 









Girls Who Flee From Home Are Not Criminals

The Iranian Woman Will Be Unveiled in 2025!

چرا معاون رئیس جمهور در امور زنان مانند فعال حقوق زن عمل می کند

ستایش فقر نکوهش عقل٬ این است برنامه سیاسی حاکمان ایران

آقای ظریف به دخترم تذکر داد که اگر بازگردی اعدام می شوی

احمد زیدآبادی به گناباد می رود، احمدی مقدم و رحیمی کجا؟

مناظره خیالی با فاطمه آلیا

خروج از دایره بسته بومی گرائی

روزی که فعال حقوق زن شدم

مادران ایرانی