اعدام در قوانین ایران (1) - زنا

به ابتکار انجمن پن سوئد، در تاریخ ۲۶ اکتبر ضمن یک گردهمایی از مجازات اعدام در جهان انتقاد شد با این تأکید که اعدام مجازات نیست، بلکه خشونت بر ضد حیات انسان است که صورت قانونی پیدا می کند. قرار بود در آن جلسه من حاضر بشوم و از انواع اعدام که در قوانین جزایی ایران پیش بینی شده است سخن بگویم. چون نتوانستم در آن جلسه حضور یابم، ضمن چند یادداشت موارد و شکلهای گوناگون و متعدد اعدام در قوانین جزایی ایران را بر می شمارم.

۱- زنا:

به موجب قانون مجازات اسلامی که در سال ۱۳۷۰ از تصویب گذشته و هنوز به صورت آزمایشی اجرا می شود زناکاران گاهی محکوم به تحمل یکصد ضربه شلاق می شوند و گاهی محکوم به اعدام یا محکوم به سنگسار می شوند. این یادداشت در برگیرنده ی انواع مجازات مرگ برای زناکاران است.

زنا به معنای رابطۀ کامل جنسی زن و مردی است که با یکدیگر عقد زناشویی (شرعی) نبسته اند و در موارد زیر مجازات مرگ شامل حالشان می شود:

به موجب ماده ۹۰ قانون مجازات اسلامی، اگر زن یا مردی چندبار زنا کند و بعد از هر بار محکوم به شلاق شده و شلاق بخورد، در مرتبه ی چهارم کشته می شود.

به موجب ماده ۸۲ زنای با محارم، زنا با زن پدر، زنای غیر مسلمان با زن مسلمان، زنای به عنف و اکراه (تجاوز) برای زانی (مرد) مجازات مرگ درپی دارد. جالب است اگر مرد مسلمان با زن مسلمان زنا کند، هر یک محکوم به یکصد ضربه شلاق می شوند. اما اگر مرد غیر مسلمان با زن مسلمان زنا کند، مرد را که مسلمان نیست می کشند. زن مسلمان را شلاق می زنند. این موارد قانونی به خوبی نشان می دهند که تا چه اندازه حق حیات غیر مسلمان، حتی سه اقلیت دینی (کلیمی، مسیحی و زردتشتی) بیش از مسلمانان آسیب پذیر است.

به موجب ماده ۸۳ قانون مجازات اسلامی، زن یا مردی را که همسر دارد و همسرش در دسترس است، چنانچه با دیگری زنا کند، سنگسار می کنند. شگفت آنکه به موجب ماده ۱۰۴ اندازه ی سنگ ها تعیین شده و قانون گذار تأکید کرده سنگ نباید آنقدر بزرگ باشد که محکوم زود و پس از اصابت چند سنگ کشته بشود و نباید آنقدر کوچک باشد که مثل سنگ عمل نکند.

از آن شگفت انگیزتر، هرگاه مرد یا زنی که محکوم به سنگسار می شود پیرمرد یا پیرزن باشد، قانون گذار دستور داده اول او را یکصد ضربه شلاق بزنند، بعد سنگسارش کنند.

از اینقرار اولاً قانون گذار برخی غرایز یا خطاهای انسانی را مستوجب قتل دانسته و ثانیاً بر سالخوردگان بیش از جوانان ستم روا می دارد. پیداست قانون گذار در صدد شکنجه ی محکومین است و حتی به مرگ بدون شکنجه آنان قناعت نمی کند. آیا با وجود این مواد و تبصره های قانون سخن گفتن از منع شکنجه در این نظام قانونی پایه و اساس منطقی دارد؟

یادداشت بعدی به همجنس گرایی مردان اختصاص دارد.

 









طوطی های قانونگذار

وقت تنگ است

آن روز که در راه است

اعدام در ارتباط با امنیت ملی

محمد محمدی گیلانی

ایدئولوژی وارد بستر زناشوئی شد

قانون نمی خواهیم

بستر جرم زا چه شد؟

میراث زنان از انقلاب

حسن روحانی تنها نیست