خوزستان - بخش سوم


رویدادهای اخیر که در خوزستان اتفاق افتاده من را برانگیخت تا چند خاطره ی نوشته شده از "خوزستان بعد از جنگ" را که در سال 1372 در "سفر" ویژه نامه ی پنجم "صنعت حمل و نقل" به چاپ رسانده ام اینجا نقل کنم. این سفرنامه و چندی دیگر" توسط انتشارات روشنگران و مطالعات زنان در سال 1379 جمع آوری و در کتاب "نخل های سوخته" انتشار یافته است. شاید ریشه های برخی وقایع اخیر در خوزستان در این گزارش ها و خاطرات قابل درک بشود.


بخش سوم

پاسخ به یک اتهام

در پی داعیه هایی که پیرامون بازسازی مناطق جنگی در بولتن ها و مطبوعات کشور انتشار می یافت، به کرات خبر می رسید که در امر بازسازی این مناطق، سوء استفاده های کلان مالی یکی پس از دیگری کشف می شود. از آن جمله در اردیبهشت 1373 از سوی بازپرس شعبه ی اول دادسرای عمومی آبادان حکم دستگیری سرپرست اسبق ستاد بازسازی آبادان صادر شد. بازپرس مربوطه اعلام کرد:" قبل از این نیز پیمانکارانی که متهم به تبانی و سوء استفاده بوده اند دستگیر شده اند..." پیش از آن در سال 1372 مطبوعات تذکر داده بودند:" بازسازی خرمشهر بسیجی وار پیش نمی رود. روند "بازسازی شهر خرمشهر که دو سال از آغاز آن می گذرد، صدها خانوار خرمشهری را از نقاط کشور برای احیای حیات اجتماعی – اقتصادی و سیاسی شهر روانه ی زادگاه خود ساخته است. در این سال ها در کنار هر ویرانه ای، کوهی از آجر و دیگر مصالح ساختمانی روی هم انباشته شده و تکاپوی عمومی برای ساخت و ساز و بازسازی در همه جای شهر دیده می شود، اما بسیجی های خرمشهر بازسازی شهر خود را بسیجی وار نمی دانند. مردم شهر، ناچیز بودن تسهیلات بانکی در برابر سنگینی خسارات، تعدیل در طرح جامع شهر، گرانی مصالح، عدم تأمین امکانات زیربنای شهری مانند آب و برق و... را از جمله مشکلات اساسی در پیشرفت کارها می دانند. بیشتر اهالی خرمشهر که برای بازسازی و نوسازی خانه های خود به این منطقه بازگشته اند، خواستار حل مشکلات هستند تا بتوانند بازسازی شهرستان را با سرعت بیشتری به اتمام برسانند..." به گفته ی فرماندار خرمشهر در سال 1372: ستاد مرکزی بازسازی معین، فعالیت عمده ی خود را بر روی تأسیسات زیر بنایی آب و فاضلاب، برق و دیگر خدمات شهری متمرکز کرده است. اعتبارات لازم برای احداث شبکه های آب و برق در سال 1372 به 11 میلیارد و 855 میلیون ریال افزایش یافته و پنج میلیارد ریال نیز به بازسازی و احیای شبکه ی قدیمی فاضلاب شهر اختصاص یافته است.
مسئولان بازسازی خرمشهر روند فعالیت شرکت برق را کند می دانند و اعتقاد دارند عدم پیشرفت قابل انتظار در راه اندازی شبکه های فرعی موجب استفاده ی غیر قانونی مردم از شبکه های اصلی برق و در نتیجه افت ولتاژ، قطع برق، از بین رفتن ترانس ها و آسیب دیدن وسایل برقی خانگی می شود.
وی با اشاره به عملیات عظیم آواربرداری در خرمشهر تأکید کرد: در سال جاری (1372) با صرف هزینه ای بالغ بر یک میلیارد و 850 میلیون ریال تا کنون از 1800 واحد مسکونی ویران آوار برداری شده و منازل ویرانی که مالکین آن تاکنون به شهر مراجعه نکرده اند پس از انقضای مهلت دادستانی، بدون حضور مالک آوار برداری خواهد شد. در زمینه ی عمران شهری، بازسازی و آسفالت خیابان ها، جدول گذاری، ایجاد بلوار، فضای سبز و پارک جمعا شش میلیارد و 370 میلیون ریال اعتبار در نظر گرفته شده است.
برخی کارشناسان و افراد بومی، علت کندی کار بازسازی در خرمشهر را نبود فرصت شغلی به میزان کافی، عدم سرمایه گذاری بخش خصوصی ، بوروکراسی اداری و پایین بودن برآورد سطح خسارات می دانند.
مسئولان شهر می گویند: پروژه های زیربنایی از جمله تأسیسات شهری اولویت بیشتری دارند، بنابراین باید در این زمینه انگیزه های بازگشت و فرصت شغلی ایجاد گردد.
فرماندار خرمشهر کار لایروبی و رفت وآمد شناورها در کارون و بهمنشیر را تا پایان سال جاری (1372) خاتمه یافته می داند..."( روزنامه ی همشهری، شماره ی 256 ، 18 آبان 1372 ، صفحه ی 13 ، "بازسازی خرمشهر بسیجی وار پیش نمی رود.")
در همان گزارش، با وجود خوش بینی مسئولین، اضافه شده است:
" علی رغم این که به گفته ی فرماندار وقت خرمشهر در سال 1372 ، 85 درصد کار بازسازی و راه اندازی شبکه ی آب شهر به اتمام رسیده و تا پایان سال 1372 مشکل آب شهری به طور کامل حل می شود، مردم محلات مختلف اصلی ترین معضلات شهری را تأمین آب مصرفی و آشامیدنی و تکمیل شبکه ی برق می دانند و خواستار تقویت آن هستند."( همان منبع)
مشکلات حاد فرهنگی مناطق جنگی نیز گاهی مورد توجه مدیران قرار گرفته است. نماینده ی مردم خرمشهر در مجلس شورای اسلامی در سال 1372 به این مهم توجه داده است:" در حالی که در این شهر بیش از 30 کانال تلویزیونی کشورهای عربی و غربی دریافت می شود، رسیدگی و توجه به مسائل فرهنگی بایستی بیش از پیش مد نظر قرار داده شود..." (روزنامه ی کیهان، شماره ی 746 ، آذر 1372 ، صفحه ی 2 ،" در صورت قطع اعتبارات بازسازی،اقتصاد خرمشهر فلج خواهدشد.) با وجود این هشدارها و اخطارها که گاهی از سوی کارشناسان و مردم و مسئولین انتشار یافته است، در سال 1379 شاهد نارضایتی سکنه خرمشهر و آبادان به خصوص جوان ها بوده ایم. مهرنوش آریا دختر جوانی است که مراتب نارضایتی خود را این گونه اظهار می دارد:
" کارشناسان و مسئولان می گویند جوانان و نوجوانان خصوصا در مناطق مرزنشین برای جلوگیری از تهاجم فرهنگی دشمن، نباید تلویزیون های بیگانه را تماشا کنند. اما از سوی دیگر به همین جوان ها نمی گویند، برای پر کردن اوقات فراغتشان در جایی که امکانات بسیار کم و ناچیز است چه باید بکنند؟ آنها از اغفال جوانان می ترسند. من معتقدم یک جوان و یا نوجوان زمانی اغفال می شود که نداند، ماهیت وجودی او چیست و نقش او در بین افراد جامعه چیست؟ از زمان امضای قرارداد آتش بس ایران و عراق کرارا شنیده ایم که در راه بازسازی و پیشرفت شهر تلاش می شود. ولی در مجموع، کار قابل لمس و ادراکی از سوی هیچ شخص یا گروهی ندیده ام، چه رسد به آنکه بخواهند برای جوان ها و نو جوان ها کاری بکنند."( روزنامه ی ایران،سال ششم،شماره ی 1573 ،30 تیرماه 1379 ، صفحه ی 11 ، "آبادان تابستان و جوانان زیر آفتاب".)
شهرام محمد پور هم می گوید:" اگر یک جوان خلافی مرتکب شود فورا مؤاخذه می کنند. ولی کسی پیدا نمی شود کسانی را بازخواست کند که با به حال خود رها کردن جوانانی که سال ها درس خوانده اند، موجبات خلافکاری آنان را فراهم می کنند. جوان فرصت و امکان برای ترقی می خواهد و در زمانی که بحث توسعه و گسترش توان اقتصادی و غیره وجود دارد باید به این نکته توجه داشت که جوانان و نوجوانان به عنوان قشر فعال و سرزنده ی مملکت می توانند در این توسعه نقش به سزایی را ایفا کنند.
جمعی از والدین جوانان و نوجوانان آبادانی با اشاره به کمبودهایی نظیر فضاهای آموزشی، ورزشی، فرهنگی و تفریحی در سال 1379 تأکید می کردند: به دلیل فقر مالی بیشتر خانواده ها، جوانان فورا جذب بازار کار می شوند و چه بسا در این میان جوانان با افراد ناباب در این گذر آشنا می شوند. مهمترین مشکل، بیکاری است که تا کنون هیچ ارگان یا نهادی در این مورد کاری نکرده است. محمد مرادی رئیس اداره ی فرهنگ و ارشاد اسلامی آبادان در این باره می گوید: " در این شهرستان با وجود استعدادهای بسیار خوب نوجوان و جوان کمی امکانات موجب شده است که نتوانیم پاسخگوی خواستهای آنها باشیم. پیش از جنگ تحمیلی در آبادان با توجه به جمعیت 50 هزار نفری آن تنها یک کتابخانه بود و در حال حاضر به 7 باب رسیده است. اما با در نظر گرفتن جمعیت که 250 هزار نفری شده و پنج برابر افزایش را نشان می دهد، کمبود کتاب های جدید و یا به موقع نرسیدن کتاب ها موجب شده است، کتابخانه ها تنها قرائت خانه باشد و بس! جوان ها عموما برای خواندن درس به کتابخانه می آیند. در حال حاضر برای پر کردن اوقات فراغت دانش آموزان آبادان حدود 20 پایگاه تابستانی در کلاس های هنری و آموزشی دایر شده است که با توجه به جمعیت 78 هزار نفری دانش آموزان، شهر را پاسخگو نیست."( همان منبع)
هنگامی که این جوان های معترض، دوران کودکی را می گذراندند و هنوز پا به دوران نوجوانی و جوانی ننهاده بودند، وضعیت کنونی قابل پیش بینی بود. هفت سال پیش یک شهروند اهوازی خطاب به استاندار جدید خوزستان نامه ای با این مضمون نوشته که در مطبوعات وقت چاپ شد:
" جناب استاندار برای شما که زمانی مدیرعامل کارخانه ی نورد و لوله ی اهواز و قائم مقام نمایده ی ویژه ی ریاست جمهوری در ستاد بازسازی کشور بوده و صادقانه انجام وظیفه کرده اید پوشیده نیست که خوزستان علی رغم داشتن منابع عظیم نفت، گاز و آب و زمین، از نظر اقتصادی محروم تر از استان های دیگر کشورمان می باشد.
البته در زمینه های فرهنگی و اجتماعی نیز جاده ی محرومیت و استضعاف هموار نشده است و اغلب افرادی که بر مسند قدرت تکیه زده اند، تنها در وادی شعار حرکت کرده و پای عملشان لنگ بوده است.
جناب استاندار از بازسازی و مسائل و مشکلات آن نمی گویم، چرا که شما در این ارتباط اطلاعات کافی داشته و دارید، اما از وضعیت مسکن در این استان به خصوص شهرستان اهواز سخن می گویم که بسیار نامطلوب است.
رزمندگانی که در سال 65 برای گرفتن زمین ثبت نام کرده اند، هنوز سرگردانند. همچنین مشکل بیکاری در این استان مانند کوه هیمالیا قد علم کرده است. چرا که از نظر آمار بی کاری، در رده ی دوم کشور قرار گرفته است و این نشان می دهد که بعد از انقلاب شکوهمند اسلامی در خوزستان (که هشت سال آن درگیر جنگ بوده است) اقدام آنچنانی در جهت ایجاد اشتغال انجام نشده است. ( به جز فعالیت های اداره ی کل تعاون خوزستان در جهت اشتغال بی کاران در قالب شرکت های تعاونی) جناب استاندار روند حرکت فعالیت های فرهنگی و هنری لاک پشتی است. هنرمندان تأتر سالن نمایش ندارند. عملکرد اداره ی کل فرهنگ و ارشاد اسلامی – سازمان تبلیغات اسلامی – بنیاد شهید و ... در زمینه ی تأتر چیزی نزدیک به صفر است.
پای فعالیت های سینمایی نیز زخمی است و به زور توانسته توسط مسئول زحمتکش انجمن سینمای جوان به راه خود ادامه دهد.
پس از گذشت 15 سال از انقلاب اسلامی شاعران و نویسندگان خوزستانی تشکیلات منسجمی ندارند و در منازل یکدیگر آثار خود را عرضه می کنند! هنوز این استان از داشتن یک روزنامه یا هفته نامه و یا ماه نامه گاه نامه ی محلی محروم است. البته موانع و سدهایی که پیش پای افراد گذاشته شده خود مزید بر علت است. این در حالی است که شهرهای کوچک دیگر استان ها نشریات محلی دارند.
جناب استاندار با توجه به سرمایه گذاری ها و برنامه ریزی های استکبار جهانی در ارتباط با اشاعه ی فرهنگ مبتذل خود در کشورمان، لزوم متحول شدن ادارات و سازمان های فرهنگی و هنری از جمله صدا و سیمای استان ضروری است و در این راه می بایست از کلیه ی هنرمندان خوزستانی کمک گرفته شود. از سوی دیگر با آنکه یک سوم آب های کشور در این استان جاری است ولی بعضی از شهرها و مناطق روستایی و نیز حواشی شهرها با کمبود آب مواجه اند. من باب مثال: مسجد سلیمان، با آن همه سابقه ی تاریخی و با آنکه زمزمه ی رودخانه ی کارون از کنار این شهر محروم به گوش می رسد ولی هر 48 ساعت یک بار – آن هم دو سه ساعت- آب در لوله های پوسیده ی شهر جاری می شود!
همچنین روستای ملاشیه اهواز با بیش از 15 هزار نفر جمعیت از داشتن نعمت آب شرب محرومند. اهالی شهرک رزمندگان نیز با زور پمپ به قطرات آب دست می یابند. و...
گذشته از هوای اهواز که توسط چاه های مشتعل نفت و نیز شرکت های دودزا مثل کربن پلاک و ... آلوده می شود، وضعیت بهداشت شهر نیز تأسف بار است. در خود بیمارستان ها و مراکز درمانی که می بایست از نظر بهداشتی برای محیط شهری الگو باشند. وضعیت اطاق ها- تخت ها- خورد و خوراک و ... در اکثر بیمارستان ها مناسب نیست. حقیر در چند بیمارستان شاهد این گونه مسائل غیر بهداشتی و ... بوده ام.
همچنین کوچه پس کوچه ها و خیابان های شهر اهواز اکثرا کثیف و از گل وخاک و آشغال لبریز است. اگرچه اقدامات عمرانی شهرداری اهواز قابل تقدیر است ولی روند کارها کند است و می بایست در آنجا کارها از جمله نظافت و پاک سازی شهر تسریع شود.
جناب استاندار مسأله ای که تا کنون در خوزستان سربسته مانده و هنوز صدای "تار" آن بلند نشده است، چیزی به نام رشوه و یا به قول خودشان: پول چای، پول گریس کاری و یا حق الزحمه !! است. بعضی از ادارات و سازمان ها ... در گرفتن رشوه به طور آشکار و پنهان مسابقه گذاشته اند! بنابراین عملکرد دستگاه هایی که در ارتباط با مسکن مردم فداکار و همیشه در صحنه ی خوزستان فعالیت دارند می بایست زیر ذره بین قرار گیرند.
جناب استاندار، مسأله ی استفاده ی شخصی از ماشین های اداری در ساعات غیر اداری هنوز حل نشده و هرچند در این ارتباط شعار داده شده نه تنها آب از آب تکان نخورده که تا چشم کار می کند نمایش ماشین های اداری است که در خیابان ها به روی صحنه رفته و می رود!
از سوی دیگر برخورد مدیران و کارمندان ادارات و سازمان ها و ... با اربابان رجوع است!
و شعار امروز برو فردا بیا هنوز در سطح ادارات و سازمان ها و... حاکم است.
جناب استاندار، احداث پل پنجم تبدیل به افسانه شده است! سال هاست که در این ارتباط شعارهای رنگارنگ داده می شود ولی در عمل کار مهمی صورت نمی گیرد.
با توجه به اینکه با بهره برداری از این پل می توان بخشی از مشکل ترافیک شهر اهواز را حل کرد برنامه ریزی و سرمایه گذاری و کار و تلاش بیشتر در این خصوص لازم و ضروری است... و به عنوان کلام آخر به استحضار می رسانم" استان خوزستان که مأمن هزاران شهید و مجروح و مفقود و جانباز و .... می باشد، نیازمند توجه بیشتری است ( هم از سوی مسئولان استان و هم از طرف مسئولان کشور) و در این راه می بایست با صداقت و با تلاش و به دور از هرگونه خط و ربطی خدمتگزار صدیق این مردم حماسه آفرین و ایثارگر- که در زمان جنگ و در محیط کار به نان و خرما بسنده می کردند- بود.
این نکته را هم یادآور می شوم که تمامی شهرها و بخش ها و روستاهای استان در پیروزی انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی نقش داشته اند و می بایست همه را به یک چشم نگریست و برای آنان احترام و ارزش قائل شد..."( روزنامه ی سلام/ 6/8/72 ،"سخنی با استاندار جدید خوزستان")
به لحاظ جدی بودن مسائل و مشکلات مناطق جنگ زده، اصلاح مدیرت ستادهای بازسازی همواره مورد بحث بوده است. نماینده ی مردم آبادان در مجلس شورای اسلامی در سال 1372 روند بازسازی مناطق جنگ زده را کند خوانده و خواستار افزایش اعتبار و بودجه برای بازسازی این مناطق شده است. از جمله موارد انتقادی که توسط وی سیزده سال پیش اعلام شد چنین است:
"... استان خوزستان به ویژه آبادان از مرکز نخلستان های کشور به شمار می آید و در خرمشهر و آبادان رقمی قریب به 60 میلیون اصله نخل وجود داشته که نزدیک به 5/2 میلیون از آنها بر اثر جنگ، آب بیش از حد و یا بی آبی از بین رفته اند...، ضرورت لایروبی رودخانه ی بهمنشیر و اروند رود مورد تأکید است. در بهمنشیر لایروبی در حال انجام شدن است. اما در اروند رود به علت مسائل سیاسی متأسفانه هنوز قدمی در این راه برداشته نشده است..."( سلام، سال سوم،شماره745 ، 23 آذر1372 ،ص 2،"به رغم کارهای مثبت ستادهای بازسازی،روند نوسازی درمناطق جنگ زده کنداست.")
در تمام این سال ها خرمشهر و آبادان به دنبال حیات گذشته ی خود بوده اند. مدیران و مسئولین نیز پیاپی وعده داده اند که این دو شهر به امیدهای خود جامه ی عمل می پوشند. فرماندار وقت خرمشهردر سال 1372 گفته است:" برای احیای خرمشهر قدیمی از 15 میلیون ریال اعتبار ریاست جمهوری در اواخر سال گذشته 4 میلیارد و 400 میلیون ريال آن به لایروبی کارون در حد فاصل بهمنشیر تا اروندرود و جمع آوری شناورهای غرق شده در این آبراه بین المللی اختصاص داده شد. کار لایروبی و شناور سازی در کارون و بهمنشیر تا پایان سال جاری (1372) خاتمه می یابد و این بندر می تواند تا حدودی نقش مهم بندری گذشته ی خود را بازیابد. دیواره سازی سواحل کارون نیز از دیگرپروژه هایی است که مجری آن فرمانداری خرمشهر است..."( روزنامه سلام،سال سوم،شماره 694، 26 مهر 1372،ص 10،"خرمشهر به دنبال حیات گذشته خود")
هم زمان با این اظهارات، یک شهروند سالخورده ی خرمشهری به نام صمد آرامش معترضانه گفته است:" در محله صد دستگاه که 200 خانوار در َآن ساکن هستیم مشکل اصلی محله آب و خدمات عمومی است. دو سال از آغاز بازسازی می گذرد و من با خانواده ی ده نفری به خرمشهر آمده ام. اما هنوز شبکه ی آب و برق وضعیت عادی خود را بازنیافته است."(همان منبع.) صمد آرامش مانند دیگر خانواده ها به طور غیر قانونی از طریق سیم های بلند که از دکل ها و تیرهای موجود به خانه های خود وصل کرده اند از شبکه ی عمومی برق استفاده می کند. او و دیگر افرادی که به این ترتیب برق مصرف می کنند بهای مصرفی خود را پرداخت نمی کنند.

خوزستان امروز و شکست سکوت

از تاریخ گزارش سفر به خوزستان بعد از جنگ سیزده سال می گذرد. تابستان سال 1379 شاهد بحران ناشی از بی آبی در آبادان بودیم که تبعات سیاسی هم در پی داشت. بعد از سال ها که از پایان جنگ ایران وعراق می گذرد، آثار سوء استفاده ها و اهمال کاری ها گریبان مردم و دولت را گرفته است. گزارش های مطبوعات زوایایی از بحران را که محصول عملکرد مجریان ناصالح است روشن می سازد. در این گزارش های خبری سکوت سنگینی که مدت ها بعد از جنگ مسائل خوزستان را از رده ی اخبار درجه یک و مهم خارج کرده بود، شکسته شد و مطبوعات پیاپی به آن پرداختند:
" مشکلات شهر آبادان در دوران پس از انقلاب، دوباره ابعاد نمادین و فراگیر به خود گرفت. نخست پس از پایان جنگ و آغاز دوران بازسازی بود که متأسفانه با وجود هزینه های فراوان و بازتاب وسیع عملیات اجرایی آن در رسانه های تصویری و مکتوب، کار به هیچ وجه کارشناسانه و منطبق بر اصول شهرسازی نبود، تا جایی که هم اکنون بسیاری از مسئولان شهری نیز معتقد هستند، بازسازی آبادان که از سال 1368 به طور رسمی آغاز شده، بیشتر به یک بازی سیاسی شبیه بوده است!
اما دومین مقطعی که مشکلات شهر آبادان ابعاد نمایان به خود گرفت و نگاه رسانه ها را، به وجود مسائل مختلف سیاسی و اجتماعی در کشور که جنبه های خبری مهمی نیز داشتند، به خود معطوف داشت، حادثه ی 15 تیر 1379 بود، پیامدهای این شورش خیابانی که در ابتدا عنوان اعتراض به وضعیت آب شرب آبادان را داشت، به غارت و تخریب اموال عمومی تبدیل شده .
از این زمان به بعد بود که علاوه بر مشکل شوری و آلودگی آب، بسیاری مشکلات دیگر نیز از زیر لایه های فراموشی بیرون آمد و مسئولان توجه خود را به این مهم مبذول داشتند. مشکلاتی مانند نرخ بالای بیکاری و فقر، عدم توجه مسئولان کشور به آبادان، افزایش جرایم، عدم وجود امکانات رفاهی و تفریحی کافی، عدم توجه به تفاوت جامعه ی شهری آبادان در مقایسه با سایر شهرهای ایران که منجر به ایجاد تناقض اجتماعی در لایه های جامعه گردیده است.
حل مشکل آب آبادان که اینک به طور رسمی مورد توجه مسئولان قرار گرفته است، تنها یک بخش از توجهی است که باید به آبادان مبذول شود. سکوت دیرینه ای که به دو دلیل گذشت زمان وغرق شدن مردم در مشکلات معیشتی حاصل شده بود، اینک جنبه های جدیدی به خود گرفته است..."( روزنامه ایران، 4 مرداد 1379، ص 11، "آبادان نیازمند آرامش و توجه است" ، هومن کواکبی.)
آنچه مسلم است و تازه در سال 1379 درباره ی آن داد سخن داده اند این است که مردم آبادان و خرمشهر پس از جنگ آب آلوده استفاده نموده و اغلب به بیماری های روده و معده و پوستی و ... مبتلا شده اند.
در نتیجه ی شکست سکوت است که تازه نظرات کارشناسی در صفحات مطبوعات سال 1379 کشور فرصت انتشار می یابد. مثلا گفته می شود:
"... علت اصلی حادثه ی آبادان غفلت از مسائل زیست محیطی بوده است. طرح های متعدد در استان خوزستان به اجرا درآمده است که محیط زیست این استان را دچار تحولات اساسی کرده است. بزرگترین طرح کشاورزی در کشور طرح توسعه ی نیشکر است که در خوزستان در دست اجراست و سازمان حفاظت محیط زیست در مکاتبه ای که با مجلس شورای اسلامی در آذر 1378 داشته است اعلام کرده است این طرح بدون مجوز سازمان حفاظت محیط زیست آغاز شده است و مسائل زیستی محیطی آن بررسی نشده است. برداشت از سرچشمه های کارون سالانه بالغ بر 500 میلیون متر مکعب است (میزان آب شرب صنعتی درون استان از کارون 619 میلیون متر مکعب است). انتقال این حجم از آب تأثیرات مهمی بر شهرهای پائین دستی خواهد داشت که هنوز پیرامون آن تحقیق صورت نگرفته است. هفده سد در دست اجرا یا مطالعه است و تا آنجا که می دانیم سازمان حفاظت محیط زیست در مورد آنها اعلام نظر نکرده است. سالانه بیش از 2100 میلیون متر مکعب پساب های کشاورزی، صنعتی و شهری به رودخانه ی کارون سرازیر می شود. نتیجه آن که در اثر برداشت های فوق دبی آب کاهش یافته و آب دریا در رودخانه ی کارون پیشروی کرده است و ورود آلاینده های مختلف نیز باعث شوری آب رودخان ی کارون از بالا دست شده است و آن هنگام که این رودخانه به آبادان و خرمشهر می رسد دیگر از حیز انتفاع ساقط شده است.
در اثر پیشروی آب دریا به رودخانه ی بهمنشیر و شور شدن کارون، چهار میلیون اصله نخل در سال 1379 در آبادان و خرمشهر در معرض نابودی قرار گرفته اند. صد حوضچه ی پرورش میگو در حال ورشکستگی هستند. دولت باید حداقل 16 میلیارد تومان صرف کند تا در سال 1381 بتواند به هر خرمشهری و آبادانی 5 لیتر آب برساند!!!، خسارت غیر قابل جبرانی بر پالایشگاه آبادان وارد آمده است. این پالایشگاه هنوز بزرگترین پالایشگاه کشور است و بیش از یک سوم نفت ایران را پالایش می کند. شهرک صنعتی، بازارچه ی مرزی، منطقه ی ویژه ی اقتصادی که دولت میلیاردها تومان صرف تجهیز آنها کرده است از توجیه اقتصادی ساقط شده اند. پیامد کاهش ورود کاهش آب شیرین به دریا توسط محیط زیست آبادان خطرناک توصیف شده است. گونه های باارزش آبزی در حال کوچ یا مرگند و بدین ترتیب خسارت های سنگین بر صیادان این منطقه وارد آمده است.
پیامد بلند مدت تحولات فوق از نظر منافع ملی فاجعه آمیز است. بدون تردید مهاجرت از آبادان و خرمشهر سرعت می یابد و مرزداران غیر نظامی یعنی ساکنین این دو شهر مرز را رها خواهند کرد..."( روزنامه بهار،29 تیر1379، شماره 58، ص 4 ، "مردم آبادان قربانیان توسعه ی ناپایدار"، احمد میدری.)

فاجعه قابل پیش بینی بود

اینک در سال 1379 و پس از یک دوران سکوت خبری، نظر عموم بر این است که فاجعه قابل پیش بینی بوده است. هرچند بعد از انتشار برخی نگرش های انتقادی درباره ی روند بازسازی، همواره ستادهای بازسازی موارد انتقادی را در ده سال گذشته تکذیب کرده اند، اما دیگر نه جای کتمان است، نه فرصتی برای تکذیب. واقعیت برهنه و عریان روبروی همگان قرار گرفته است. واقعیت بسی تلخ است. همه یک دل و یک زبان معتقدند فاجعه قابل پیش بینی بوده است. چرا به موقع مهار نشده است؟ یک کارشناس پس از تحلیل دقیق تاریخی، ضمن یک جمع بندی عملی خطاب به نمایندگان مجلس شورای اسلامی می نویسد:
" شرایط نامطلوبی که در سال جاری (1379) پدید آمده غیر قابل انتظار نبوده و در آینده نیز قطعا شاهد آن خواهیم بود. اولین هشدار در این زمینه در مصاحبه با خبرگزاری جمهوری اسلامی در روزنامه ی اطلاعات مورخ 4/10/1368 عنوان شده است. دومین هشدار با پیش بینی دقیق شرایط بحرانی پدید آمده در سمینار ملی تولید شکر از محصولات کشاورزی 12 الی 14 اسفند ماه 1370 که در دانشکده ی کشاورزی شهید چمران اهواز برگزار شد به سمع مقامات مسئول رسانیده شد، مجلس محترم شورای اسلامی نیز در جریان مطالب مطروحه در این سمینار قرار گرفته است.
در جمع بندی مطالب علمی و مقالات اولین همایش منطقه ای بیلان آب که در اسفند 1378 در اهواز برگزار شده نیز با اشاره به نتایج مطالعات و تحقیقات گسترده ای که به خصوص در دانشگاه اهواز در این مدت به عمل آمده چنین نتیجه گیری شد که با پذیرش ضرورت های محرز ریر یعنی:
1- تولید محصولات استراتژیک کشاورزی مورد نیاز در سطح ملی
2- تولید انرژی در ابعاد برنامه ریزی شده با توجه به سرمایه گذاری های کلان
3- تأمین و تضمین کمی و کیفی آب مورد نیاز پایان خط طرح آبادان، مصارف شهرها و جلوگیری از پس زنی آب شور
4- حفظ شرایط کیفی آب برای بهره برداری زراعی در سرتاسر مسیر کارون
5- تأمین نیازهای مناطق تولید آب در استان های بالا دست و انتقال به حوزه ی مرکزی
حکم علمی و منطقی در برنامه مدیریت و بهره برداری از سیستم کارون این است که :
اول: برنامه های بهره برداری فشرده متکی بر مصرف آب تابستانه را در دشت خوزستان کاملا محدود کنیم.
دوم: شرایط و اجرای یک الگوی کشت مناسب زمستانه ( با توجه به مساعدت و مناسبت عوامل اقلیمی در این منطقه) و تولید محصولات استراتژیک ( گندم، شکر، پروتئین و غیره) را فراهم سازیم."( روزنامه حیات نو، شماره 54، دوره جدید، 17 مرداد 1379، ص 5 ، "سخنی با نمایندگان محترم استان خوزستان در مجلس شورای اسلامی" نوشته حسین صادقی، استاد دانشگاه شهید چمران اهواز و عضو فرهنگستان علوم.)
بنابراین فاجعه قابل پیش بینی و قابل کنترل بوده است. اما مسئولین به موفع از وقوع آن پیشگیری نکرده اند.
اینک هرچند فاجعه چهره ی کریه خود را تمام وکمال نشان داده و از اهمال کاری ها پرده برگرفته شده است، اما هنوز وقت باقی است و اوضاع قابل کنترل است. به شرطی که انتظارات صاحب نظران از مدیران مسئول برآورده شده و منافع شخصی که تاکنون انگیزه ی خدمت در بخش های مهمی از فعالیت های سیاسی – اقتصادی کشور بوده است، جای خود را به دغدغه ی خاطر برای منافع ملی بسپارد.
صاحب نظران برای کنترل اوضاع در سال 1379 ، اقدامات ضروری و فوری را چنین طبقه بندی کرده اند:
" 1- به متولیان آب، مخصوصا وزارت نیرو دستور فرمایند که برداشت بی رویه از رودخانه ی کارون و بهمنشیر فورا متوقف شود.
2- کانال های انحرافی جدید در سرچشمه و سرشاخه های کارون و طرح های اخیر تحت عنوان افزایش رودخانه ی زاینده رود که هم اکنون مخفیانه و دور از چشم قانون منتظر یک موقعیت و فرصت مناسب سیاسی هستند تا وارد عمل شده و آب کارون را برای بار سوم بلکه چهارم تعطیل و منهدم کنند، تا بیشتر از این موجب دگرگون ساختن منطقه ی خوزستان و وضعیت محیط زیست استان و تخلیه ی شهرها ی آبادان و خرمشهر نشوند.
3- در ایام تابستان و مهر ماه آب رودخانه ی بهمنشیر و کارون برای نجات نخل ها ( حدود 5/5 میلیون نخل در آبادان و خرمشهر) افزایش یابد.
4- طرح زهکشی و آبیاری نیشکر (7 طرح است) تا بررسی نهایی کارشناسان عادل و دلسوز کاملا متوقف گردد.
5- هیأتی از کارشناسان موثق به اتفاق یا با حضور نمایندگان استان (مجمع نمایندگان استان) کیفیت، کمیت و مقدار داشت و ظرفیت برداشت از آب رودخانه ی کارون را دقیقا بررسی نمایند و تا آن موقع هرگونه تغییری در سرچشمه ممنوع شود.
6- سدهای نیمه تمام و در حال ساخت و سدهایی که طرح آن مطالعه شده یا در دست مطالعه است و یا سدهای دیگر مورد نیاز استان در امر کشاورزی و صنعت بررسی و راه کارهای علمی و منصفانه مشخص و در برنامه قرار گیرد.
7- طرح آب رسانی از لالی یا شعیبه، شوشتر، آبادان، خرمشهر، شادگان با حضور نمایندگان مورد بحث و گفت و گو قرار گیرد.
8- طرح جامع بازسازی آبادان، خرمشهر و دشت آزادگان و اروند کنار و حواشی بهمنشیر به طور اساسی و با حضور همه ی مسئولان محلی این شهرها و نمایندگان آنان تهیه و تدوین شود.
9- علل عدم انجام و اتمام طرح آب رسانی آبادان و خرمشهر از پل مارد که در سال 69 به عنوان طرح مهم در برنامه و بودجه قرار گرفته است بررسی شود.
10- از آنجا که مردم آبادان وخرمشهر پس از جنگ و مخصوصا بیش از یک سال است که از آب آلوده استفاده نموده و اغلب به بیماری های روده و معده و پوست و ... مبتلا شده اند دستور فرمایید در این شهر مردم از تعرفه ی درمانی و بیمارستانی معاف شوند و یا به حداقل ممکن کاهش یابد با عنایت به فقر و بیکاری و مشکلات عدیده و پیچیده ناشی از دوران جنگ و جنگ زدگی و آثار ناموفق بازسازی."( روزنانه حیات نو، سال اول، شماره 48، دوره جدید، ص 5، "برداشت غیر قانونی، عامل اصلی شوری کارون،" ، محمد رشیدیان نماینده مردم آبادان)
از مجموعه رویدادهای مرتبط با مناطق محروم و جنگ زده ی کشور، این آرزو بر دل می نشیند که ای کاش نهادهای دولتی و وابسته به دولت در ارسال و انتشار تکذیب نامه ها و طرح شکایات علیه مطبوعات، شتاب نمی کردند و جانب انصاف و درستی را نگاه می داشتند.

تابستان 1379

اینک در سال 1385 پس از صدور احکام سنگین مجازات علیه جوانان خوزستانی این حسرت دیگر بار بر دل می نشیند که ای کاش دولت ایران می آموخت که آتش را با آب خاموش می کنند و خون را با خون نمی شویند. دود آن همه خبط و خطاها و سوء استفاده ها و دزدی ها و فساد اداری و مالی در چشم محرومین خوزستان رفته است. آیا در آن همه ماجرای فساد و دزدی که به بهانه ی بازسازی انجام شده دست خارجی در کار بوده یا دست خودی های خیانت پیشه؟

 









Girls Who Flee From Home Are Not Criminals

The Iranian Woman Will Be Unveiled in 2025!

چرا معاون رئیس جمهور در امور زنان مانند فعال حقوق زن عمل می کند

ستایش فقر نکوهش عقل٬ این است برنامه سیاسی حاکمان ایران

آقای ظریف به دخترم تذکر داد که اگر بازگردی اعدام می شوی

احمد زیدآبادی به گناباد می رود، احمدی مقدم و رحیمی کجا؟

مناظره خیالی با فاطمه آلیا

خروج از دایره بسته بومی گرائی

روزی که فعال حقوق زن شدم

مادران ایرانی