تمکین از نگاهی دیگر

در پاسخ به مقاله “رابطه تمکین با قتل” پاسخی دریافت داشته ام که قابل تأمل است و به خوبی نشان می دهد که در بحث حقوق زن، هر چند به نظر می رسد در اصول توافق هایی در جمع مردان به وجود آمده است، اما وقتی نمونه هایی صریح مطرح می شود، آن توافق در اصول بکلی درهم می ریزد. آقای مهران مهربانی خواننده مقاله “تمکین” آن را از نگاهی دیگر و بر پایه تجربیاتی که خارج از کشور اندوخته نقد کرده که در اینجا نقل می شود:

سلام
مقاله شما را خواندم. من خودم فعلاً خارج زندگی می کنم و در اکثر کشورهای اروپایی و کانادا بوده ام. مسئله رضایت جنسی در اینجا بسیار شدیدتر است. زن باید بهترین، کامل ترین و لذت بخش ترین رابطه جنسی را به شریک جنسی خود ارائه بدهد. در اینجا همه شکل از رابطه جنسی مجاز است و اکثر خانم ها آن را انجام می دهند و لذت هم می برند. شما چرا در ایران می گویید “انحرافی” و ستم به زن و ...؟ بهتر است به جای اختلاف بین زن و مرد به فکر هر دو تا و خانواده باشید.در واقع این حرفها هیچ کمکی به زن های ایرانی نمی کند. منتظر جواب شما هستم.

مهران مهربانی

در پاسخ به این خواننده چند توضیح دارم که از نظر می گذرانم:

1. افراد هر دو جنس تا جایی که موجبات تجاوز و تعدی به تمایلات و خواهش های دیگری را فراهم نیاورند، البته آزادی دارند تا با هم در آمیزند و کامجویی کنند. هر گاه زنی از همه انواع تمنا های جنسی شریک خود استقبال می کند، به آن رضایت می دهد و از آن لذت می برد، اساساً بحث “انحراف” و مانند آن قابل طرح نیست. تا وقتی رضایت حاصل است و زن هم کام می بخشد، هم کام می گیرد، از “تمکین” و تبعات نابسود آن نمی توان سخن گفت.

تمکین هنگامی نقد می شود که در برگیرنده پیام خشونت آمیز جنسی بر ضد تمایلات زنان است. آزادی برای لذت بردن از یکدیگر با فرض رضایت خاطر زن مصداق “تمکین” را ندارد. “تمکین” از آن رو در مقوله حقوق زن جای خاص دارد که چماقی است بر فراز بستر زناشویی. زیر سلطه ی این چماق قانونی که مرد سالاران قرون کوشیده اند به آن قدرت و قوت شرعی هم ببخشند، زن در صورت نفرت از ارتباط جنسی حتی اگر این نفرت موقتی باشد و به حال جسمی و روحی او مربوط بشود، محکوم است کامبخشی کند. اگر تن ندهد، از سوی قانون گذار در خور تحمل مجازات است و دیگر نفقه یعنی خرجی به او تعلق نمی گیرد.

ضمناً مرد هم به سهولت می تواند زن دیگری بگیرد. بنابراین، زنان ایرانی حق خود می دانند تا اگر مثلا از رابطه جنسی از نوع خاصی با شوهر لذت نبرند، تن به آن ندهند و در صورت لزوم متقاضی طلاق بشوند. کراهت را که “لذت” معنی نمی کنند. حال وقتی در دادگاه به آنها می گویند زن مثل باغ است و شوهر می تواند از هر دری که دلخواهش است وارد بشود، شوکه می شوند. چون بر خلاف نظر شما همه زنان از اینکه مرد را از هر دری وارد کنند لذت نمی برند. اما اگر زن بخواهد شوهر را از هر دری وارد کند، دیگر من و شما و حتی قانونگذار چه کاره ایم؟ هیچ یک حق مداخله نداریم. و اساساً موضوع مطرح نمی شود و کار به دادگاه و حوزه فعالیت فعالان حقوق زن نمی کشد. بنابراین شما آسوده باشید که در موارد کامجویی دو شریک جنسی (البته در ایران با وجود قید زوجیت شرعی) به هر شکل و صورت، مدعی در کار نیست. در ایران هم مثل کانادا و اروپا که کمال مطلوب ها را در آنجا می یابید، مزاحمتی ایجاد نمی شود. فعالان حقوق زن هم فضول نیستند تا بخواهند بساط کامیابی زنان و مردان را در هم بریزند.

2. آنچه را فعالان حقوق زن و حقوق بشر گزارشگر آن شده اند این است که قانون برای زنان در بستر زناشویی تعیین تکلیف می کند و مثلا دستور می دهد باید در هر حال و در هر شرایط، حتی اگر آمادگی روانی ندارد یا از نوع خاصی از رابطه جنسی بیزار است، به هر نوع رابطه ای که دلخواه شوهر است و در هر شرایطی تن دهد. دستور ستمگرانه قانون در این باره را “تمکین” نام نهاده اند و قانون گذار به آن دستور داده است. نظام دولتی هم بر آن صحه می گذارد و برای زنانی که مجبور می شوند از شکنجه جنسی بگریزند و طلاق بگیرند، چتر رفاه اجتماعی را پیش بینی نکرده اند. زنان حرفه آموزی نمی شوند و در هر صورت بیوگی به علت تن ندادن به “تمکین” (بخوانید هماغوشی اجباری) به عسرت و تنگدستی می افتند.

3. بنابراین بنده و دیگرانی که در حوزه حقوق زن کار می کنیم روی سخنمان با قانون گذار است و دولت، نه با حضرتعالی و دیگر مردانی که تمکین زنان را ضروری می دانند. همچنین روی سخن ما با زنانی نیست که در بستر زناشویی از هر نوع رابطه ای لذت می برند و هرگز گذارشان به دفتر وکیل و دادگاه نمی افتد. به آنها احترام می گذاریم زیرا به آزادی در زندگی خصوصی احترم می گذاریم. همچنین روی سخن با ساختار فرهنگی جامعه ای است که هرگاه زنان از هماغوشی با شوهر ابراز انزجار کنند و طلاق بگیرند، آنها را متهم به بی اخلاقی و بی عفتی می کند و در دادگاههای خانوادگی و دوستانه محکوم شان می کند. در مراکز شغلی هم به جرم بیوگی گاهی راه شان نمی دهند و در مجموع به آنها اهانت روا می دارند.

4. بنابراین آقای مهران مهربانی تصور می کنم که شما با فعالان حقوق زن اختلاف اساسی ندارید. سوء تفاهمی شده است و شما گمان برده اید فعالان حقوق زن مانع کامجویی زنان و مردان هستند. حال آنکه چنین نیست. بلکه آنها معتقدند انسانها به هر طریق که دوست دارند و جفت جنسی شان راضی تر است حق دارند از همزیستی با یکدیگر لذت ببرند و قانون نباید آنها را در مواردی که لذت نمی برند و بیزاری می کنند به ادامه رابطه وادار سازد. جنابعالی هم نمی توانید به وکالت از زنانی که به اجبار و از ترس قانون و گرسنگی “تمکین” می کنند اعلام بفرمایید “آنها خیلی هم لذت می برند”!

اگر اشتباه نکرده باشم جنسیت شما مذکر است و در صورتی که درست فهمیده باشم، نمی دانید تمکین و هماغوشی اجباری در مجموعه زندگی یک زن تا چه اندازه دردناک است و تا چه حد منشا آلام فردی و اجتماعی است!؟

توجه تان را به نامه ای که یک زن دردمند از خشونت جنسی در بستر زناشویی تحمل می کند و آنرا به آدرس دختر من ارسال داشته است، جلب می نمایم. می توانید از میزان رنج و شکنجه ای که این زن همواره در معرض آن است آگاه بشوید:

نمی دونم چرا تو را محرم حرف های ناگفته ام قرار میدهم ولی تنها چیزی که می دانم این هست که تو و مادرت بهتر از هر کس دیگری دردهای ناگفته زنان ایرانی را می فهمید. خانم کار مطلبی در باره خشونت علیه زنان نوشتند که بایستی بگویم متاسفانه قسمتی از حقیقت تلخ زنان ایرانی ست من زن 38 ساله ای هستم که از خشونتی مردانه در اتاق خوابم رنج میبرم. با اینکه همسرم تحصیلات عالیه دارد اما متاسفانه چه در هنگام بحث و دعوا و یا چه در هنگام همبستری ازخشونت استفاده می کند و جالب اینجاست که خود را فردی تحصیلکرده و روشنفکر می داند و این در حالیست که برای همسر خود کوچکترین ارزش و احترامی قائل نیست و مرا تنها وسیله لذت خود میداند که حق کوچکترین اعتراضی به خشونت های شدید وی در همبستری ندارم حتی وقتی اعتراض می کنم با خشونت شدیدتر و توهین وی روبرو می شوم من به خیال خام خود با مردی تحصیلکرده ازدواج کردم تا بتوانم آزادانه در اجتماع فعالیت کنم چرا که نمی خواستم همه استعداد و تواناییهایم همچون مادرم تنها به واسطه زن بودن سرکوب و نابود شود هیچ دلم نمی خواست در چهار دیواری خودخواهی مردی بپوسم ولی متاسفانه قصه تلخ زندگی مادرم دوباره تکرار می شود با این تفاوت که پدرم نه ادعای روشنفکری داشت و نه تحصیلات عالیه من براحتی می توانم مستقل از همسرم زندگی کنم چرا که از حیث مالی مشکلی ندارم ولی متاسفانه قوانین یک سویه ایران که کاملا به نفع مردهاست فرصت جبران مافات را از من میگیرد چرا که من دو دختر 11 و 9 ساله دارم که قانون حق حضانت آنها را به همسرم میدهد و من به خاطر این دو دختر مجبورم مردی که از لحاظ روحی و جسمی مرا رنج می دهد را تحمل کنم

متشکر از حوصله ات

یک زن ایرانی

 









Girls Who Flee From Home Are Not Criminals

The Iranian Woman Will Be Unveiled in 2025!

چرا معاون رئیس جمهور در امور زنان مانند فعال حقوق زن عمل می کند

ستایش فقر نکوهش عقل٬ این است برنامه سیاسی حاکمان ایران

آقای ظریف به دخترم تذکر داد که اگر بازگردی اعدام می شوی

احمد زیدآبادی به گناباد می رود، احمدی مقدم و رحیمی کجا؟

مناظره خیالی با فاطمه آلیا

خروج از دایره بسته بومی گرائی

روزی که فعال حقوق زن شدم

مادران ایرانی