بهار در راه است

بهار در راه است. بهار ایرانی. مردم به اندازه ای که در بند جور کردن سین های هفت سین و نو کردن حریم خصوصی شان به هر قیمتی هستند به آن چه پیرامون آنها می گذرد و رنگ و بوی سیاسی دارد به صورت جدی نمی پردازند. انتخابات و دو شقه شدن اصول گرایان و چند شقه شدن اصلاح طلبان را چارۀ کار نمی دانند. آنقدر که رسانه های خارجی برای این رویدادها سینه چاک می دهند و برای آن چه در حوزه های حکومتی ایران می گذرد واژه سازی و تفسیر پردازی می کنند، مردم ایران آن را جدی نمی گیرند. به بهار خوش آمد می گویند که در راه است.

شکوفه ها می روید، بی اجازۀ مأموران طرح امنیت اجتماعی. جمعیت جوان کشور به شکوفه های در مسیر تندباد می مانند که فرمان طبیعت را گردن می نهند و دیگر فرامین را پشت گوش می اندازند. فرمان طبیعت ساده است. وقت شکفتن باید شکفت و وقت که تمام می شود برگریزان را نمی توان چاره کرد. دیری است جمعیت جوان کشور به فرمان طبیعت شکفته است و نمی خواهد بی وقت پژمرده بشود. فضا می خواهد برای نفس کشیدن. خاک را غنی می خواهد برای ماندن. شکوفه ها سر برکشیده اند و از دیوارهای ایران دارند بالا می روند. رایحه می پراکنند و به هزار زبان فضا می خواهند برای نفس کشیدن. شکوفه ها نمی خواهند بی وقت به برگریزان تن بسپارند.

بهار ایران در راه است. شکوفه ها جز از طبیعت فرمان نمی برند. کار سیاست گذاری اگر به جایی برسد که وارد حریم رشد و بالندگی شکوفه ها بشود به شکست می انجامد. کار سیاست گذاری اگر به جایی برسد که شکوفه ها را مثل مزاحم و مانع بخواهد از سر راه بردارد به جایی نمی رسد. سیاست گذاری کارش این است که برای شکوفه ها فضا سازی کند و نگذارد آنها بی وقت بریزند. جوانان کشور در بدترین شرایط سیاسی و اقتصادی به طبیعت خود می نازند و نمی خواهند تن به تازیانه هایی بسپارند که طبیعت را انکار می کند. جوان های امروز با جوان های دیروز قابل مقایسه نیستند. جهان را از همه سو در صفحات اینترنتی و ماهواره ای می بینند و دلشان برای آن چه بهاری و خواستنی است پر می کشد. نمی توان جوان ها را از تماشای جهان بازداشت و نمی توان جوان ها را به گونه ای تربیت کرد که از نیاز و آرزو تهی بشوند.

شکوفه ها با رایحۀ مست کننده بی دغدغۀ خاطر از آن چه در جهان سیاست می گذرد به رنگ های گوناگون ایران را پر کرده اند. ایران بستر تنوع و رنگارنگی است. شکوفه ها به ادعای یکرنگی که از سوی سیاستمداران پیاپی طرح می شود طعنه می زنند. جوان ها از هر لایه و گروه اجتماعی گزارشگر پلوراسیم ایرانی هستند و بهار ایران را آذین بسته اند.

ساختار سیاسی ایران باید دیر یا زود خود را با این فضای رنگارنگ هماهنگ کند و از ادعای یکرنگی و تک صدایی در سرزمینی که پر از صداها و نقش های گوناگون است درگذرد. در ساختار سیاسی ایران از هر رنگ و رایحه اثری و نشانه ای باید. در شرایط کنونی که رنگ های گوناگون از حضور در ساختار سیاسی کشور ممنوع شده و همه تماشاگر صحنه ای شده اند که در انحصار یک رنگ و یک صدا و یک سلیقه است، گاهی نسیم بهاری چنگ به دل می زند و دریغ از پار و پیرار جان و دل را آشفته می سازد. در بهاری که مثل دیگر بهاران ، ایران پر شده است از شکوفه و رنگ و رایحه، پیاپی خبر می رسد احساس ژرف رضایت و امنیت و شادمانی از دل ها گریخته است. با این همه بهار ایران در راه است و شکوفه ها در مسیر تندباد حوادث می خواهند نفس بکشند و خاک را غنی می خواهند تا در آن باقی بمانند. این بهار با هزاران بهاری که پشت سر گذاشته ایم فرق دارد. در سالی که گذشت بسیار شکوفه ها بی وقت پژمرده شدند. مباد آن که بهار سال 1387 آغازگر سال دیگری بشود با همان اوصاف که شرح آن را در سال 1386 بسیار گفته ایم و بسیار شنیده ایم.

 









Girls Who Flee From Home Are Not Criminals

The Iranian Woman Will Be Unveiled in 2025!

چرا معاون رئیس جمهور در امور زنان مانند فعال حقوق زن عمل می کند

ستایش فقر نکوهش عقل٬ این است برنامه سیاسی حاکمان ایران

آقای ظریف به دخترم تذکر داد که اگر بازگردی اعدام می شوی

احمد زیدآبادی به گناباد می رود، احمدی مقدم و رحیمی کجا؟

مناظره خیالی با فاطمه آلیا

خروج از دایره بسته بومی گرائی

روزی که فعال حقوق زن شدم

مادران ایرانی