جنگ داخلي؟

مهرانگيز کار - سه شنبه 12 دی 1385
روزآنلاین

يک هنرمند جوان عراقي گفته است: "من هرگز به تفاوت ابناي بشر با يکديگر عقيده نداشته ام. من يک سني عراقي هستم و همسرم يک زن شيعه عراقي است. تهديد شده ام تا او را طلاق بدهم، وگرنه به قتل مي رسم. ما در مجله "دورا" که يک منطقه مختلط (شيعه و سني نشين) در بغداد است زندگي مي کرديم. اينک آنجا را ترک کرده ايم. همسرم نزد خانواده اش در "شعاب" که يک محله شيعه نشين است به سر مي برد. من با دوستانم در "منصور" که يک محله سني نشين است ساکن شده ام. سعي مي کنم خانه مناسبي پيدا کنم تا من و همسرم بتوانيم با هم زير سقف يک خانه امن زندگي زناشويي خود را ادامه دهيم. اما بسيار دشوار است بتوانيم در بغداد به يک چنين آرزويي برسيم." (به نقل از يک هنرمند عراقي، بغداد، ژوئن 2006، مندرج در متن يک پژوهش دانشگاهي)

آيا آنچه در عراق مي گذرد و امنيت را از شيعه و سني ربوده است جنگ داخلي است؟ بحث پيرامون اين پرسش نه تنها محافل سياسي، بلکه محافل دانشگاهي را پرتنش ساخته است. دردانشگاه ها "واژه"ها و "ترم"هاي مرتبط با جنگ داخلي مرکز بحث ها و چالش هاي تئوريک شده اند. اين بحث که معتبرترين نشريان آمريکا و اروپا به آن مي پردازند حاکي از آن است که پيامدهاي چالش هاي تئوريک بر واقعيت بحران هاي سياسي تأثير مي گذارد و نخبگان زير چتر آزادي هاي دانشگاهي دولت ها را متوجه مسووليت هاي خود مي کنند.

کارشناسان از جنگ داخلي تعريف مشخصي دارند. مديريت سياست خارجي آمريکا و مؤتلفين آن، همچنين کارشناسان و مشاوران دولتي، جنگ داخلي در عراق را انکار مي کنند و اصرار دارند درگيري هاي جاري در عراق واجد ويژگي هاي جنگ داخلي نيست. در نقطه مقابل، اغلب تحليل گران دانشگاهي به اين باور رسيده اند که عراق وارد يک جنگ داخلي تمام عيار تجربه مي کند. اينها دو محور اصلي را در نظر مي گيرند و مي گويند: يک – در تعريف جنگ داخلي بسيار اهميت دارد که طرف هاي درگير، اتباع يک دولت بوده و با هدف کنترل مرکز حکومت و تأثير گذاري بر تصميم گيري هاي مهم سياسي همسوي خواسته هاي مشخص خود وارد رويارويي با يکديگر شده باشند. به سخن ديگر هدف آنها از ادامه نبرد، پافشاري براي ايجاد و تغييرات اساسي در خط مشي هاي حکومتي است، نه لزوماً واژگوني حکومت. دو- آنها باور دارند جمعاً و دستکم بايد يکهزار نفر در جريان درگيري ها به قتل رسيده باشند. حداقلي که براي قربانيان هر يک از طرف هاي درگير تعيين شده، يکصد تن است.

بر پايه اين دو محور، جمع بزرگي از کارشناسان آنچه را در عراق مي گذرد جنگ داخلي اعلام مي کنند. اين گونه نظرات کارشناسي با مخالفت هايي درون نظام دانشگاهي و دستگاه دولتي آمريکا مواجه است. مخالفان آنچه را در عراق مي گذرد فاقد ويژگي هاي جنگ داخلي مي شناسد و مي گويند درست است که سني و شيعه يکديگر را مي کشند، اما اين درجه از کشتار و انتقامجويي توسط افراد و گروه هايي رهبري مي شود که رهبران ميليشايي هر يک از طرف هاي شيعه و سني هستند. آنها، رهبران، هدف هاي سياسي مشخصي را دنبال مي کنند که عمدتاً نبرد براي کسب قدرت است. بنابراين رهبران کشتارها، جنگ با هدف کسب قدرت را طراحي کرده و به اجراي مي گذارند. با استفاده از اين نظريه که در فضاهاي دانشگاهي هم طرفداراني دارد، برخي عوامل رسمي دولت بوش بحثي را دنبال مي کنند که بر پايه آن گفته مي شود نگرش سياسي در بخش رهبري سني هاي و گروه هاي مخفي مبارزاتي زير سلطه آنها به درجه اي نيست که جنگ داخلي را تداعي کند. طرفداران جنگ با عراق مي افزايند وضعيت موجود مي تواند اقدامات اجرايي و سياسي محلي تلقي بشود. اين عوامل اصلي کشتارها هستند که درصدد برآمده اند به جهان اعلام کنند جنگ داخلي در جريان است. مي خواهند با متقاعد ساختن جهان به اينکه در عراق جنگ داخلي در جريان است، امتياز بگيرند و بر ضد حضور آمريکا تبليغ کنند.

کارگزاران دولت بوش از آن مي ترسند که با قبول جنگ داخلي در عراق از سوي کاخ سفيد، به نوعي به قبول شکست دولت در خط مشتي انتخاب شده اش در عراق تن داده باشند. خطرناکترين پيامد به رسميت شناختن جنگ داخلي در عراق از سوي کاخ سفيد اين خواهد بود که مردم آمريکا با ادامه حضور گروه هاي نظامي آمريکايي در عراق به شدت مخالفت مي کنند و با صداي بلندتري خروج آمريکا از عراق را خواستار مي شوند.

بنابراين علاوه بر درگيري نيروهاي سياسي يا فرقه اي در عراق، در تمام محافل دانشگاهي و کارشناسي، جنگ واژه ها ادامه دارد و چالش پيرامون آن، فضاي سياست خارجي آمريکا را پرتنش مي کند. جنگ در اين جبهه يعني جبهه جنگ واژه ها و ترم ها همان قدر در آمريکا جدي است که جنگ در خاک عراق. در جبهه جنگ واژه ها و ترم ها، دو طرف موافق و مخالف سرسختانه در صدد اثبات تئوري هايي هستند که هر يک پيامدهاي اجرايي خاص دارد. موافقان تئوري جنگ داخلي مي خواهند دولت بوش را با اعتراض وسيع تر مردم مواجه کنند و مخالفان مي خواهند براي ادامه حضور و افزايش نيروي نظامي آمريکا و مؤتلفين آن در عراق پشتوانه هاي تئوريک نيرومند در اختيار بگذارند. گروه سومي هم در بحث هاي تئوريک دخالت مي کنند که موضوع را صرفاً در چارچوب ضوابط علم حقوق و سياست قابل تفسير مي دانند.

صرف نظر از نقطه نظرهاي طرف هاي ديگر در جنگ واژه اي، آنچه قابل ترديد نيست اين است که: دولت انتقالي عراق در سال 2004 زير سلطه نيروهاي نظامي خارجي تشکيل شده است. آسان نيست اين دولت را يک دولت ملي تلقي کرد، هر چند انجام انتخابات در روي کار آمدن آن تأثير گذار بوده باشد. ايجاد چنين دولتي البته گروه هاي ضد مداخله خارجي را به مقاومت برانگيخته است. منتها مقاومت داراي مشخصاتي است که به آن صورت جنگ و نبرد فرقه اي مي دهد. علت آن است که در دولت انتقالي عراق به رهبري نخست وزير ايادعلاوي، سني ها کمتر راه يافته اند. گروه هاي ضد آمريکايي اين را از چشم آمريکايي ها مي بينند و به خشم آمده اند. احساس مي کنند با کمک خارجي، کاملاً زير سلطه حاکميت شيعه قرار گرفته اند. از اين رو است که در عراق تأکيد بر جنگ فرقه اي مانند يک پوشش جهان پسند، مقومت در برابر مداخله خارجي را از نظرها پنهان مي دارد. اختلاط در مفاهيم سياسي، ارزيابي دقيق نيروهاي مؤثر در رويدادهاي آينده عراق را دشوار کرده است. همه از جنگ سني و شيعه سخن مي گويند و به موضوع تعيين کننده اي مانند مقاومت در برابر مداخله خارجي به ندرت پرداخته مي شود و کمتر به آن بها مي دهند.

بسياري از کارشناسان و فعالان حقوق بشري و جمع کثيري از دوستداران صلح، نه تنها از جنگ و کشتار در عراق ابراز انزجار مي کنند، بلکه نفرت خود را از جنگ واژه ها که لحظه به لحظه وسيع تر مي شود نيز پنهان نمي کنند و مي گويند: "چرا ما بايد اهميت بدهيم که اين خشونت ها زير تعريف حقوقي جنگ داخلي قرار مي گيرد يا نه؟ آنچه مسلم است هر روز تعداد زيادي به قتل مي رسند و عراقي ها از هر دسته و گروه کشته مي شوند. از آن مهمتر عراقي ها احساس امنيت نمي کنند. آيا همين درجه از خشونت کافي نيست تا جهان براي پايان بخشيدن به آن يکدست و هم رأي بشود؟"

عراقي هايي که مورد سوال خبرنگاران قرار مي گيرند، با اين فعالان و کارشناسان حقوق بشر جهان هم رأي و همصدا هستند. عموماً مضمون پاسخ شان چنين است: "ما نمي دانيم چه کسي دوست و چه کسي دشمن ما است؟ ما مي ترسيم سفر کنيم. ممکن است در اتوبوس ها به قتل برسيم. در همسايگي ما بچه ها را مي کشند. ما مي خواهيم امنيت جاني داشته باشيم. چرا جهان به ما نمي انديشيد؟"

 









Girls Who Flee From Home Are Not Criminals

The Iranian Woman Will Be Unveiled in 2025!

چرا معاون رئیس جمهور در امور زنان مانند فعال حقوق زن عمل می کند

ستایش فقر نکوهش عقل٬ این است برنامه سیاسی حاکمان ایران

آقای ظریف به دخترم تذکر داد که اگر بازگردی اعدام می شوی

احمد زیدآبادی به گناباد می رود، احمدی مقدم و رحیمی کجا؟

مناظره خیالی با فاطمه آلیا

خروج از دایره بسته بومی گرائی

روزی که فعال حقوق زن شدم

مادران ایرانی