اعدام عقیده ؟

بیش از یکصد سال از انقلاب مشروطیت ایران می گذرد. این انقلاب می توانست سرنوشت سیاسی و اقتصادی ایران را تغییر دهد ، اما عوامل بازدارنده بسیار بود و راه بر تغییرات بنیادی می بست .انقلابیون پیشرو راه چاره را در آن دیدند که نماد مشروعه خواهی را که در مقابل شان قد علم کرده بود و می توانست عامه ی بی سواد را بر ضد مشروطه و حکومت قانون بشوراند اعدام کنند. چنین کردند تا راه ورود به زندگی مدرن سیاسی و اجتماعی را هموار کنند. شیخ فضل الله نوری را به دار آویختند.

ایران نخستین کشور خاورمیانه بود که وارد عصر قانون اساسی شد. از آن بهره ای را که انتظار می رفت به دست نیاورد. قانون اساسی مشروطه یک قانون اساسی دموکراتیک با تعاریف امروزی نبود ، ولی در مقایسه با در صد بالای بی سوادی و روستانشینی و سایر مشخصات اجتماعی یکصد سال پیش ایران مترقی بود و پاسداری از اصول آن که انتخابات آزاد ، پارلمان مستقل و نظارت بر عملکرد حاکمیت توسط مردم را دستور می داد کم دست آوردی نبود.

خوب از آن پاسداری نشد. سیاستمداران بار آمده در مکتب کهن استبداد ، روحانیون معتاد به فرمانروایی بر عوام و سلطه ی خارجی از جمله عواملی بودند که انقلاب مشروطه را در عرصه ی عمل از محتوای حکومت قانون ، انتخابات آزاد ، پارلمان مستقل و دسترسی به آزادی ها تهی ساختند. مشروعه خواهان ابتدا در برابر مشروطه خواهان قیام کردند. نفرت از قانون گذاری توسط انسان که می توانست بسیاری از دکان ها را ببندد مهمترین نگرانی آنها بود. آنها حتی مدرسه رفتن دختران را تعرض به نوامیس مسلمین تلقی می کردند. امید به همراهی آنها با قافله ی تمدن امید محالی بود. اما راه حل این مانع بزرگ اجتماعی اعدام نمادی نبود که می توانست عوام الناس بی سواد را بشوراند.

شیخ فضل الله نوری را با هدف رهایی از شورش مردم بر ضد حکومت قانون دار زدند. به خیال شان با اعدام یک انسان برای همیشه از عقیده و مرام او رها می شوند و جامعه را یکدست و رام در اختیار می گیرند. آیا چنین شد ؟ این شیخ فضل الله نوری نبود که بارها و بارها از دار پایین آمد، شهر را شلوغ کرد و بخصوص در امر برابری زنان مانع پشت مانع ایجاد کرد ؟ همین یک نکته ی تاریخی در دوران معاصر ایران به قدر کافی حاکی است که عقیده را نمی شود اعدام کرد .با وجود یک چنین سابقه ی تاریخی عجیب است که رهروان راه آن شیخ که بر کشوری با نرخ بالای باسوادی و شهرنشینی حکمرانی می کنند اراده کرده اند تا با اعدام عقاید و نظرات متفاوت و گوناگون و تحمیل حبس و سکوت و آوارگی بر کسانی که می خواهند حرف بزنند و انتقاد کنند همان راه خطایی را می پیمایند که قرنی پیش مخالفان شان پیموده اند و باور نمی کنند همه ی صداهای خفه شده ، همه ی عقیده های اعدام شده در سکوت ، زیر زمین رشد می کنند و همچون آن شیخ از بالای دار پایین می آیند و شهر را بد جوری شلوغ می کنند. می شود از تکرار تاریخ با تدبیر و درایت پیشگیری کرد. درس گرفتن از وقایع تاریخی از آن گونه که اشاره رفت موکول به آن است که مقامات لشکری و کشوری از آنچه در بطن جامعه می گذرد اطلاعات کافی داشته باشند و باور کنند جامعه در خط آن شیخ حرکت نمی کند و به تجربه ای که به قیمت گزاف به دست آورده چندان ارج می نهد که در صدد است عقاید مخالف با او را بی کم و کاست کارسازی کند .

14 مرداد 1387
سالروز انقلاب مشروطه

 









Girls Who Flee From Home Are Not Criminals

The Iranian Woman Will Be Unveiled in 2025!

چرا معاون رئیس جمهور در امور زنان مانند فعال حقوق زن عمل می کند

ستایش فقر نکوهش عقل٬ این است برنامه سیاسی حاکمان ایران

آقای ظریف به دخترم تذکر داد که اگر بازگردی اعدام می شوی

احمد زیدآبادی به گناباد می رود، احمدی مقدم و رحیمی کجا؟

مناظره خیالی با فاطمه آلیا

خروج از دایره بسته بومی گرائی

روزی که فعال حقوق زن شدم

مادران ایرانی