غزه تنها مانده است

مهرانگیز کار
12-29-2008

حماس بهانه است. آنچه بر مردم مظلوم غزه می گذرد جنایت است، دفاع نیست. حمله به مردم بیگناه است که از ماهها پیش همه راههای غذا، آب، دارو، برق و دیگر احتیاجات ابتدایی را بر آنها بسته اند. دولت اسرائیل وانمود می کند دارد به راکتهای ضعیف و کم اثر حماس با موشکهای اف-16 پاسخ می دهد. بیمارستانهای غزه برای پذیرش مجروحان این جنایت امکاناتی ندارند. غزه باریکه ای است با یک میلیون و پانصد هزار نفر جمعیت که دیری است از ساکنانش سلب آسایش شده است.
روزهای پایانی سال 2008 داریم غزه را می نگریم که در مظلومیت تاریخی خود غرقه به خون شده و فریادرسی نیست تا به استناد آن همه کنوانسیونهای حقوق بشری که از جان غیر نظامیان حمایت می کند از ساکنان غزه به صورت جدی دفاع کند. حماس با راکت پراکنی در صدد است در معادلات خاورمیانه برای خود جای پایی پیدا کند. پروایی ندارد که اسرائیل برای حمله به مردم بی دفاع غزه حرکات حماس را بهانه بیاورد. دولت اسرائیل در صدد است در منطقه بیشتر زورآزمایی کند و مثلاً با ایران که رئیس جمهورش خواستار حذف اسرائیل از نقشه جغرافیایی جهان شده مسلحانه گلاویز بشود. تا کنون به هر دلیل این اقدام صورت نگرفته یا به تعویق افتاده، از آن رو که در اسرائیل میانه روها نیروی توانمندی را تشکیل می دهند و گاهی از عهده تندروهای جنگجو بر می آیند. اینبار به نظر می رسد حرف میانه روها خریداری ندارد و هجوم وسیع به غزه از احتمال هجوم دیگری خبر می دهد که ممکن است ایران هدف آن باشد. در اعلامیه ها و تفسیرهای گوناگون، اغلب می خوانیم که حماس مقصر اصلی حملات کنونی است. موضوع را که می شکافیم تعادلی در آنچه حماس نابخردانه به آن دست می زند با آنچه دولت اسرائیل در کار آن است نمی یابیم. در توجیه کشتار غیر نظامیان خیلی ساده می گویند مراکز نظامی و پلیسی غزه در شهرکها و اردوگاهها و مناطق مسکونی پراکنده است، لذا دولت اسرائیل نمی تواند دقیق نشانه گیری کند و در نتیجه غیر نظامیان کشته و مجروح می شوند.
استدلال شگفت انگیزی است. جنگی همه جانبه در جریان نیست تا با این استدلال بشود کشتار غیر نظامیان را مشروعیت بخشید. ساکنان غزه یک پای جنگ نیستند. در منتهای محرومیت و بدبختی به سر می برند. در جایی که یک طرف جنگجو نیست با کدام استدلال کشتار غیر نظامیان را توضیح می دهند. حماس به فلسطینی ها نمی اندیشد، در رقابت با دولت عباس است و می خواهد با همان راکتهای ضعیف و کم اثر فضای سیاسی را به نفع خود متشنج کند و چون به تجربه روشن است دولت اسرائیل همواره آماده هجوم گسترده است، این دولت را تحریک می کند تا به حملات هوایی گسترده بر انگیخته بشود. حماس می خواهد به حامیان دولت عباس بقبولاند که حمایت از آن دولت بی فایده است و باید به حماس امتیاز بدهند تا دولت مقتدری تأسیس بشود. دولتی که از راکتهای کم اثر برای ایجاد ارعاب بهره برداری نکند و اسرائیلی ها بتوانند سر آسوده بر زمین بگذارند.
در این ماجرا هر یک از طرفها منفعتی دارند و می خواهند نصیب خود را ببرند. دولت عباس می خواهد سر کار باقی بماند، حماس می خواهد جای آن را بگیرد، دولت اسرائیل می خواهد در منطقه زور آزمایی کند و اوضاع را از آنچه هست هولناک تر جلوه بدهد و امتیاز بگیرد. ترکیب دولت ائتلافی اسرائیل چنان نیست که دوستدار امنیت شهروندان و نگران آنها در دراز مدت بوده باشد. در جمع اعضاء دولت مسابقه خشونت ورزی لحظه به لحظه تشدید می شود. در معادله ای که در آن تعادلی نیست، ساکنان غزه نقشی ندارند و فقط جرمشان این است که در باریکه غزه فواصل نیروهای نظامی و پلیسی به دقت مرزبندی نشده است و موشکهای اسرائیل ناگزیرند آنها را به خاک و خون بکشند. جهان حساسیتی را که نسبت به دیگر مناطق از خود نشان می دهد، از مردم مسکین و مظلوم غزه که در جنگ دخالتی ندارند دریغ می ورزد.
قصه ای چنین دنباله دار سرانجام به کجا می رسد؟ آیا در پایان قصه مردم اسرائیل که آنها نیز در ماجراهای بزرگ کمتر دخالت و مشارکت دارند می توانند با احساس امنیت زندگی کنند؟ آیا این جنایات به مردم اسرائیل امنیت و رفاه می بخشد؟ حماس با بهانه هایی که به دست جنگجویان اسرائیلی می دهد کدام کمال مطلوب را در نظر دارد؟ کشتار مردمی که حماس ادعا می کند می خواهد به آنها یاری برساند چاره کار است؟ آیا حماس با این شیوه ها درست بر ضد امنیت ایران که قدرت حماس را به آن نسبت می دهند عمل نمی کند؟ شاید حماس دارد با یک تیر دو نشان می زند. از یک طرف در جنگ قدرت با عباس در پی قدرت سیاسی است، از طرف دیگر ایران را که از نگاه غرب، حماس بازوی نظامی متصل به آن است تبدیل به یک هدف نظامی می کند. شاید مقصود دیگری هم در کار باشد و حماس می خواهد بیش از پیش از ایران بهره مند بشود.
با این وصف به جنایات اسرائیل که حملات بی رحمانه ای است نمی توان مانند دفاع نگریست. حماس و حملات راکتی آن به اسرائیل یک چنین جنایات گسترده ای را ایجاب نمی کند. در این میان نقش ایران تعیین کننده است و می تواند در این صحنه بازی دیگری آغاز کند تا به سیاستهای قدرت طلبانه حماس که به کشتار فلسطینی ها منجر می شود پایان بخشد. آیا ایران به ضرورت تغییر در سیاست خارجی بر پایه حرکات غیر مسئولانه حماس اندیشه می کنند؟

 









Girls Who Flee From Home Are Not Criminals

The Iranian Woman Will Be Unveiled in 2025!

چرا معاون رئیس جمهور در امور زنان مانند فعال حقوق زن عمل می کند

ستایش فقر نکوهش عقل٬ این است برنامه سیاسی حاکمان ایران

آقای ظریف به دخترم تذکر داد که اگر بازگردی اعدام می شوی

احمد زیدآبادی به گناباد می رود، احمدی مقدم و رحیمی کجا؟

مناظره خیالی با فاطمه آلیا

خروج از دایره بسته بومی گرائی

روزی که فعال حقوق زن شدم

مادران ایرانی