حکومت سايه

مهرانگيز کار
- سه شنبه 29 بهمن 1387 [2009.02.17]
روزآنلاین

در پيش بيني سياستهاي آينده آمريکا در افغانستان آمده است به احتمال پرزيدنت اوباما ناچار است نه فقط براي ‏نجات افغانستان از رفتار تهاجمي طالبان – همانکه تا کنون با وجود حضور هزاران سرباز آمريکايي به دست ‏نيامده – تلاش کند، بلکه ناگزير خواهد بود براي نجات افغانستان از خطرات درون زاي خودش چاره اي بينديشد. ‏بي ترديد در هر يک از اين سياستها منافع ملي آمريکا عمده است و نتيجه گيري اين است که يک حکومت گرفتار ‏فساد نمي تواند منافع ملي آمريکا را در آن منطقه تأمين کند. يک چنين حکومتي به جاي تضعيف طالبان به طالبان ‏قدرت مي بخشد و منافع ملي آمريکا را به خطر مي اندازد. ‏

وزير پيشين امور مالي دولت حامد کرزاي موضوع را اينگونه توضيح داده است: "حکومت ظرفيت حکومت ‏کردن را از دست داده است زيرا يک حکومت سايه بر آن غلبه کرده است." وزير پيشين که به از دست دادن ‏ظرفيت حکومت کرزاي تأکيد دارد، در سال 2004 از مقام خود استعفا داد و در اعلام علت استعفا فقط گفته شد ‏قاچاقچيان مواد مخدر بر حکومت چيره شده اند. ‏

گفته مي شود در خيابانهاي افغانستان، قصه هاي فساد به همان اندازه زياد است که صفهاي به انتظار ايستاده براي ‏خوردن کباب. مثل اين است که همه چيز خريدني است. مأموران رسمي حکومتي و به طور کلي کساني که به ‏آژانسهاي حکومتي دسترسي دارند، مي توانند حتي "آزادي شخصي" را بفروشند و با اخذ پول يک زنداني را آزاد ‏کنند. قيمتها متناسب با موقعيت زنداني متفاوت است. مردم رشوه مي دهند براي تأمين امور عادي و حقوق ابتدايي ‏شان، براي برق خانه شان، براي آزادي از زندان، براي ورود به فرودگاه. افغانستان در سال 2005 ميلادي در ‏جمع 180 کشور گرفتار فساد حکومتي رتبه 117 را داشت. اکنون رتبه اش به 176 رسيده است. ‏

هر مقامي هر چند کوچک يا بزرگ در اداره اش يک شاه است. برخي اين همه تلخکامي را به شوخي برگزار مي ‏کنند و مثلاً مي گويند فلان شهر در کشورشان مدينه فاضله و شهري آرماني است از براي چپاولگران و عوامل ‏مرتبط با فساد حکومتي. بيشتر کساني که در شهر «شرپور» خانه هاي قصر مانند دارند، بنا به گزارش نيويورک ‏تايمز براي دولت کار مي کنند. حال آنکه حقوق و دريافتي ماهيانه شان به اندازه اي نيست که به آنها اجازه بدهد ‏چهار پنج روز در اين شهر زندگي کنند. جالب است يک چهره که خود را شخصي با هدف "جهاد" بر ضد فساد ‏حکومتي معرفي کرده است، اينک بيشترين امکانات را در همين منطقه دارد. البته او را از کار دولتي اخراج کرده ‏اند و اينک در کانادا زندگي مي کند. ‏

فاروق ماراني يک شهروند افغان است که به گزارشگر نيويوک تايمز گفته است هفت سالي است به دادگاه رفت و ‏شد دارد و مي خواهد خانه اش را پس بگيرد. وي افغانستان را در سال 1990 در بحبوحه جنگ داخلي ترک کرده ‏و بعد از سقوط طالبان بازگشته است تا اشغالگران را از خانه اش بيرون کند. مي گويد در مدت اين هفت سال که ‏در دادگاه سرگردان بوده به او کمکي نشده، قاضي پرونده از او مبلغ 25.000 دلار رشوه مي خواهد. فاروق مي ‏گويد خانه اش 50.000 دلار ارزش دارد. فاروق فقط يک نمونه است از سرنوشت تعداد زيادي تبعيدي افغان که ‏در بازگشت از تبعيدگاه ها مواجه شده اند با يک ساختار اداري – قضايي کاملا فاسد.‏

فاروق تنها نيست. خانه ها و مستملکات کساني را که در جنگ داخلي نشانه و هدف بوده و به تبعيد تن داده اند، ‏حکومتي ها و همان حکومتي که حال از آن به حکومت سايه و مسلط بر کشور نام برده مي شود به قيمت ارزان يا ‏خريده اند يا اجاره کرده اند. برخي از اين مالباختگان مي گويند حتي مجوزهاي اشتغال ما را با شيوه هاي متقلبانه ‏به عوامل مرتبط با فساد حکومتي انتقال داده اند و دارند با اين مجوزها کار مي کنند. اگر شکايت کنيم يا پرونده را ‏مي بازيم يا بايد آنقدر رشوه بدهيم که از عهده بر نمي آييم. ‏

فاروق در پاسخ به اين پرسش که چگونه مي شود بر اين دشمن داخلي غلبه کرد بي ترديد مي گويد: "با امتناع از ‏پرداخت رشوه. هفت سال است با موضوع به صورت يک اصل و يک پرنسيپ برخود کرده ام. اگر همه اين کار ‏را بکنند افغانستان نجات پيدا مي کند. در غير اين صورت بيش از پيش غرق مي شود." ‏

ما که افغان نيستيم و ايراني هستيم و در چنگال گونه اي از حکومت سايه دست و پا مي زنيم خوب مي دانيم اجراي ‏پند و اندرز آقاي فاروق به زبان آسان مي آيد. شدني نيست. وقتي در کشوري حکومت سايه به اندازه اي قدر قدرت ‏شده که از حکومت قانون فقط پوسته اي باقي مانده است، مردم به تنهايي و بدون تغييرات بنيادي در ساختار حقوقي ‏و حقيقي قدرت سياسي کاري پيش نمي برند. آنها در شرايط کنوني از عهده اين امتناع بر نمي آيند. نان شب شان ‏به رشوه گره خورده است. در کشورهايي که چنين دردمند مي شوند، اين دشمن داخلي است که بيداد مي کند. دشمن ‏داخلي مي رود توي مخ حکومت. در اين کشورها البته زندانها و تبعيدگاه ها ديگر جاي مجرمين نيست، و بلکه ‏ابزاري است براي حفظ پايه هاي قدرت حکومت سايه و حمايت از آن در برابر حکومت قانون. ‏

آيا ايران با پاره هايي از اين تصوير که از حکومت سايه افغانستان ارائه مي شود شباهتي ندارد؟ مي گويند و مي ‏گوييم افغانستان را حضور خارجي، پول خارجي، دخالت خارجي به اين روز نشانده. ما چرا چنين شده ايم؟ در اين ‏سي سال اشغالگر نظامي از گونه روسي يا آمريکايي در کار نبوده. پياپي شعار مرگ بر آمريکا داده شده و پرچم ‏آنرا سوزانده اند و آدمک آمريکا را به آتش کشيده اند. روسها که اشغالگر افغانستان بوده اند در مهرورزي به ‏ايران سنگ تمام گذاشته اند. طالبان با ويژگي‎ ‎هايي که بر افغانستان حمله ور شده به ايران حمله نکرده يا زورش ‏نرسيده افکار خود را به مردم ايران بقبولاند. پول خارجي هم درکار نبوده تا مروج فساد بشود. از طرفي دسته ‏دسته انسانهاي خوش نيت، منتقد و فرهيخته سالهاست راهي زندان مي شوند به جرم همسويي با دشمن خارجي. از ‏قرار و بر پايه همه اعلاميه هاي منابع رسمي، پشت دشمن خارجي را به خاک ماليده اند و با اين وصف دلايلي در ‏دست است که خودمان به خودمان حمله کرده ايم. حکومت سايه کاملاً خودي است! از خارج حمله نکرده. دشمن ‏داخلي است و نان قلدري اش را مي خورد. با قلدري به فعاليت همه نهادهاي کنترل کننده پايان داده و در نهادهاي ‏قضايي و امنيتي کشور خانه کرده تا جايي که نمي گذارد حکومت قانون نيم نفسي بکشد. ‏

آيا اين دو تابلو فساد در دو کشور همسايه را مي توان در يک چارچوب قاب کرد؟ مي توان حکومت سايه را در ‏هر دو کشور يکسان به تحليل کشيد؟ مديران افغانستان بي گمان منصوب و منتخب خارجي هستند. مديران ايران ‏يک چنين ويژگي ندارند. اما ويروس فساد بر هر دو کشور تاخته است. تاخت و تاز ويروس فساد به اندازه اي ‏است که يافتن راه حل را غير ممکن ساخته است. پرزيدنت اوباما اراده کرده تا بر ويروس فساد در افغانستان چيره ‏بشود. ايرانيان که ويروس‎ ‎شان کاملا خودي است اميد از دست داده و با آن کنار آمده اند. ايرانيان اغلب با حافظان ‏فساد وارد معامله مي شوند تا به حقوق ابتدايي شان دست يابند. وضعيت دردناکي است. ايرانيان تاکنون به شکلهاي ‏مختلف کوشيده اند دشمن خانگي را زمين گير کنند. هنوز به جايي نرسيده اند. ‏

 









Girls Who Flee From Home Are Not Criminals

The Iranian Woman Will Be Unveiled in 2025!

چرا معاون رئیس جمهور در امور زنان مانند فعال حقوق زن عمل می کند

ستایش فقر نکوهش عقل٬ این است برنامه سیاسی حاکمان ایران

آقای ظریف به دخترم تذکر داد که اگر بازگردی اعدام می شوی

احمد زیدآبادی به گناباد می رود، احمدی مقدم و رحیمی کجا؟

مناظره خیالی با فاطمه آلیا

خروج از دایره بسته بومی گرائی

روزی که فعال حقوق زن شدم

مادران ایرانی