دعای امنیت

مهرانگیز کار
ا1 فروردین 1388

در کنار سفره هفت سین نشسته ایم ، آشفته حال و بیقرار. سالی دیگر از راه می رسد ، پر حادثه و پر ابهام . می خواهیم به آن خوش آمد بگوییم ، دغدغه خاطر و نگرانی مانع است. اسفند دود کرده ایم تا چشمهای بد دفع بشود. امیدی نیست که این بار اسفند بتواند از عهده تکلیف سنتی و کهن خود بر آید. مثل همیشه دیوان حافظ را بر سفره افزوده ایم. از پیش می دانیم حافظ باری دیگر هشدارمان می دهد تا از اهل تزویر و ریا دوری کنیم و فریب دلق و سجاده را نخوریم . کار از کار گذشته است . جایی که باید این اندرز را پشت گوش انداخته ایم . یک نارنج در جام آب رها کرده ایم تا تمثیلی باشد بر چرخش کره زمین به دور خورشید . به آن خیره شده ایم تا با تحویل سال اندکی بچرخد و اوضاع را تغییر دهد . ماهی قرمزی در تنگ بلور داریم و منتظریم با تحویل سال لحظه ای مکث کند . چند تایی سکه به سفره افزوده ایم. سکه هایی که پیاپی از قدرت خرید آن کاسته شده وشده است اسباب زحمت و بارسنگینی . سنبل که در خشکسالی روییده حال و رمقی ندارد و به سختی خود را سر پا نگاهداشته . آیینه شعله شمعهای گریان را کج و معوج انعکاس می دهد . چند دانه سیب روی هم چیده شده که عطر و بویی ندارد. سمنوی رنگ و رو باخته چهره عبوس کرده و سبزه به زردی می زند . شاخه ای سیر و دو سه تایی سنجد حجت را تمام کرده و خانواده دیرینه سال هفت سین را شکل داده اند.

این ترکیب هزاران ساله در خانه ایرانیان ، افغان ها و دیگر مردمان پیوند خورده با فرهنگ و تمدن پارسی با تفاوتهای کوچک همه جا تکرار می شود و نوید بهار می دهد. مردم درست لحظه ای را که زمین یک دور شمسی زده جشن می گیرند با این امیدواری که در دور بعدی حال و احوال شان بهبود یابد . به قول افغان ها« جوربشود».امیدها برای جور شدن اندک است . با این وضف همه دور سفره نشسته اند و دست بر دعا برداشته اند. امید کمرنگی سوسو می زند. اگر نبود همین تدارکات تحویل سال هم نبود. بالاخره همه به امید گشایشی و معجزه ای دور این سفره نشسته اند. شاید از سال نو نصیبی داشته باشیم . سطح مطالبات پایین آمده. امنیت و مصونیت در برابر حملات خودی و بیگانه عمده شده است.

امسال ایرانیان مثل پار و پیرار دست بر دعا برداشته اند برای صلح و امنیت در مرزهای سرزمین شان و درخانه هایی که عفریت ناامنی بر آن تاخته است. ایرانیان در فاصله دو هفته دو زندانی عقیده و جوان خود را از دست دادند. با اعلام درگذشت این دو زندانی در زندان دلها از آنچه بود خون تر شد. قوه قضاییه از طرف دیگر اعلام کرده امسال 250000 زندانی با جرایم خاص از حق مرخصی نوروزی محروم شده اند. این آمارها به اندازه کافی گویاست و نشان می دهد ایرانیان در سالی که گذشت بیش از پیش با زندان و زندانبان مانوس شده اند. بر سر سفره ها جای کسی خالی است. فردی از خانواده که یا زندانی است یا قفل و بند ممنوع الخروجی دست و بال اش را بسته و نمی تواند به خانواده اش بپیوندد یا زیر رعب و هراس پرونده هایی که برایش ساخته اند نمی تواند حتی برای زیارت اهل قبور به ایران بازگردد.

همه از خود می پرسیم دعای امنیت را کجا می توان پیدا کرد ؟

 









Girls Who Flee From Home Are Not Criminals

The Iranian Woman Will Be Unveiled in 2025!

چرا معاون رئیس جمهور در امور زنان مانند فعال حقوق زن عمل می کند

ستایش فقر نکوهش عقل٬ این است برنامه سیاسی حاکمان ایران

آقای ظریف به دخترم تذکر داد که اگر بازگردی اعدام می شوی

احمد زیدآبادی به گناباد می رود، احمدی مقدم و رحیمی کجا؟

مناظره خیالی با فاطمه آلیا

خروج از دایره بسته بومی گرائی

روزی که فعال حقوق زن شدم

مادران ایرانی