مصاحبه دربارۀ انتخابات با مهرانگیز کار

مصاحبه کننده: شکوفه آذر
منتشر شده در ویژه نامه انتخابات روزنامه سرمایه در تهران
خرداد 1388


1- مواضع انتخاباتی شما چیست؟ آیا شما با رویکرد انتخاب بین بد و بدتر رأی می دهید یا اینکه یکی از کاندیداهای موجود واقعا برآورد کنندۀ خواست های سیاسی شما هستند؟

عقیده دارم باید رای داد و همزمان به هر بهانه ای قوانین و شیوه های غیر دموکراتیک را که به انواع انتخابات در ایران تحمیل شده است نقد کرد. حضور انفعالی را نمی پسند م ، همچنانکه امتناع از رای دادن را سودمند نمی دانم . انتخابات سال 1376 آموزنده بود و بسیاری از پیش ساخته ها را درهم ریخت. علم و اطلاع داریم که انتخابات آزاد نیست .بخش بزرگی از مردم ایران زیر سلطه قوانین انتخاباتی اجازه ندارند نمایندگانی در رقابت های انتخاباتی داشته باشند . در گذار زمان بخشی از این شهروندان ترجیح داده اند به نامزدی رای بدهند که نظرات اعلام شده اش اندکی به آنها نزدیک است . من یکی از این بسیار شهروندان هستم . نامزدی در صحنه نمی بینم تا اندیشه سیاسی ام را نمایندگی کند .از مشارکت حداقلی هم اجتناب نمی کنم .
روند تحولات سیاسی در دهه اخیر غیرمنتظره بوده است .اگر در انتخابات محمد خاتمی شرکت نکرده بودیم .اگر محمد خاتمی سرانجام نگفته بود تدارکاتچی است .اگر محمود احمدی نزاد رئیس جمهور نشده بود و در عمل به هر دلیل که بر ما روشن نیست به ایرانیان ثابت نمی کرد قانون اساسی ملاک نیست و رئیس جمهور ممکن است بتواند خیلی کارها بکند ، اینک با نامزدهائی مواجه نمی شدیم که وعده های بزرگ می دهند و کاری به کار اختیارات محدود رئیس جمهور در قانون اساسی ندارند . نامزدها برخلاف انتخابات پیش از دوم خرداد 1376 حرفهائی می زنند که با زندگی روزمره مردم ارتباط دارد . با شیوه های غیردموکراتیک و تبعیض آمیز صدا و سیما بی شوخی در می افتند . از صیانت آرا و احتمال نادرستی در حوزه های رای گیری سخن می گویند . بیانیه پیرامون حقوق بشر و حقوق زن صادر می کنند . سیا ست داخلی و خارجی رئیس جمهور کنونی را که نامزد انتخاباتی هم هست به شدت و بدون کمترین ترس از پیامدها نقد می کنند. در مجموع در یافته اند از تغییر باید دفاع کنند . به یاد نمی آوریم که در دوره های پیشین نیازهای اقتصادی و سیاسی مردم در رقابت انتخاباتی تا به این اندازه برجسته شده یاشد .همچنانکه به یاد نمی آوریم همسر یک نامزد انتخاباتی که خود یک شخصیت دانشگاهی است شانه به شانه شوهرش بزند و تکیه گاه او بشود .بنابراین انتخابات رئیس جمهور در ایران با همه محدودیت های موجود و در حالی که بازیگران تازه ای فرصت حضور پیدا نکرده اند و همان قدیمی ها در صحنه بازی می کنند ، پوست عوض کرده است . با این وصف خیلی ها رای نخواهند داد و به مشارکت حداقلی تن نمی دهند .

2- مطالبات سیاسی شما به عنوان حقوقدان سرشناسی که طی سال های گذشته از سوی دولت جزو "غیر خودی ها" تلقی شده اید چیست؟ اگر ممکن است به صورت طبقه بندی شده و مشخص مطرح کنید.

خواسته های من در ساختار حقوقی و حقیقی موجود تامین نمی شود . قلم می زنم و حرف می زنم با هدف رفع موانع قانونی و حذف قوانین و سیاستهای غیر دموکراتیک .رای می دهم برای کمک رسانی به تغییرات و تحولات کوچک . پشتوانه این شکل از حضور تجربه های بسیار است که در مقاطع گوناگون زندگی از آن گذر کرده ام . اگر بخواهم خواسته ها را فرموله و طبقه بندی کنم از واقع گرائی دور می شوم . با این وصف اولویت های من برخورداری از یک دولت پاسخگوست که نمایندگان واقعی مردم بر عملکرد آن نظارت داشته باشند . دولتی است که از سیاست خارجی ایران تنش زدائی کند . حقوق برابر شهروندان را ارج بگذارد. پلیس بر زندگی طبیعی مردم نگمارد. قوانین و سیاست های تبعیض آمیز را توجیه نکند .به حق تحصیل جوانان کشور صرفنظر از جنسیت و عقیده و مذهب احترام بگذارد و در مجموع حامی و پاسدار کرامت انسانی شهروندان بوده و با کار آفرینی از درجه آسیب پذیری زنان و جوانان بکاهد . از همه مهمتر احتیاج به دولتی احساس می شود که از ورود به مذاکره با امریکا سر باز نزند. مسا ئل هر قدر حساس و با اهمیت باشد ضمن گفت و گو برای آن راه حل پیدا می شود .


3- خود من به عنوان روزنامه نگار و شهروند از یک سو به حرکت و اصلاح گام به گام اعتقاد دارم و از سوی دیگر معتقدم که انتخابات تنها امکان من به عنوان شهروند برای ورود و تأثیر در عرصۀ سیاسی و اجتماعی کشورم نیست. و در نتیجه معتقدم که دیگر بین بد و بدتر، بد را انتخاب کنم. بلکه ترجیح می دهم تا به مرور بین خوب و خوب تر، خوب تر را انتخاب کنم. نظر شما در این زمینه چیست؟

این حق شماست . تنها نیستید .دختران من هم نظرشما را دارند . همه که نباید مثل هم در سیاست دخالت کنند. رای ندادن نوع دیگری از رفتار سیاسی است . فقط این جا با شما حرف دارم که در تحولات سیاسی نمی شود به انتظار معجزه نشست . این که بگوئید منتظر می مانم تا در یک انتخابات آزاد و دموکراتیک رای بدهم ، مثل این است که خود را به نیروی معجزه سپرده اید .البته در جائی که می گوئید رای دادن تنها شکل نفوذ و تاثیر بر تحولات سیاسی نیست واقعیت مهمی را تذکر می دهید . همین اقدام شما برای نظرخواهی و انتشار نظرهای مختلف در باره انتخابات یکی از شکل های تاثیر گذاری و نفوذ است . فقط دوست دارم نکته ای را یاد آوری کنم . اگر آرا مردم در سال 1376 مثل شعله به جان سکوت مطبوعات نیفتاده بود تردید دارم شما اکنون می توانستید نظرات من وخودتان را انتشار دهید . خیلی ها قربانی شدند از جمله من و تمام افراد خانواده ام ، ولی فضای سیاسی کشور به روزگاران پیش از آن رویداد باز نگشت . تجربه هائی به دست آمد که خود به تنهائی دستاورد است. در شرائط کنونی رای دادن تاثیر گذار است ، حتی با این فرض که ما نمایندگان سلیقه های سیاسی خود را در صحنه نداریم و نمی توانیم داشته باشیم.

4- هم اکنون سه کاندیدا از چهار کاندیدای موجود، امکان دسترسی به تلویزیون به عنوان مهمترین رسانۀ تبلیغی و انتخاباتی ندارند. کاندیداها از نظر حقوقی چگونه امکان اعتراض به این وضعیت را دارند یا چگونه می توانند به حقوق خود دست بیابند.

حق دسترسی به همه رسانه ها از جمله مشخصات انتخابات دموکراتیک است .حق حضور نمایندگانی از نامزدها و نمایندگانی از نهادهای مدنی درحوزه های رای گیری از آن جمله است .حذف نظارت استصوابی ضرورت دستیابی به انتخابات دموکراتیک است . این همه و بسیاری دیگر را در اختیار نداریم . در نظام حقوقی ایران مرجع خاصی پیش بینی نشده تا به شکایت نامزدهائی که از دسترسی به امکانات صدا و سیما محروم شده یا به صورت بسیار محدود به آن دسترسی دارند رسیدگی کند .اگر مثلا دادگاه قانون اساسی داشتیم مثل کشور مصر به سهولت می توانستیم ثابت کنیم که قانون اساسی نظارت استصوابی را اجازه نداده است . دست مان خالی است. از آن بدتر اگر نامزدی بخواهد شاکی بشود به جائی می رسد که فقط به خدا پناه می برد . شاکی در این موارد می داند اگر بر شکایت اصرار کند ممکن است شکوائیه اش برای رسیدگی روی میز کسانی قرار گیرد که خود ناقض حق بوده اند . می دانیم تنها نهادی که اصول قانون اساسی را می تواند تفسیر کند شورای نگهبان است .همه الزام دارند تفسیر را بپذیرند . در موضوعی که مورد سوال شماست نامزدهای معترض به صدا و سیما اگر به تفسیر بیطرفانه و فرا جناحی شورای نگهبان عقیده داشتند می توانستند اصرار کنند تا شورا اصل175 قانون اساسی را تفسیر کرده و به این پرسش پاسخ بدهدکه ایا صدا و سیما با مشخصاتی که اصل برمی شمارد و آن را مکلف می کند تا آزادی بیان ونشر افکار با رعایت موازین اسلامی و مصالح کشور را تامین کند حق دارد مصالح کشور را جناحی تعریف کند ؟ حق دارد امکانات رسانه ای خود را بیشتر در اختیار یک جناح بگذارد ؟ حق دارد نسبت به نامزد های مستقل بی اعتنائی کند ؟
چرا نامزدهای معترض از این راه نمی روند و اعلامیه و بیانیه منتشر می کنند ؟.بی گمان به این یقین رسیده اند که سودی ندارد و بهتر است به اطلاع رسانی ادامه دهند تا شاید صدا و سیما زیر فشارهای اجتماعی ، مختصر امکاناتی در اختیارشان بگذارد. انتشار بیانیه و اعلامیه برای دستیابی به حق ، خاص شرائطی است که در آن شرائط نسبت به شیوه های قانونی و مراجع مرتبط با موضوع بدبینی و بد گمانی احساس می شود. حتی قانون در فضای بی اعتمادی کار ائی ندارد . شاکی در صدد برمی اید حق خود را به صورتهای دیگری بگیرد.

5- این دور از انتخابات از نظر مشارکت نهادها و تشکل های مدنی، در بعد از انقلاب، یک دورۀ منحصر به فرد محسوب می شود. برای نخستین بار است که می بینیم تشکل های مردمی مثل کارگری، معلمی، دانشجویی، زنان و ... مطالبات خود را از کاندیداها صریحا بیان می کنند و از عواقب سیاسی آن نگرانی ندارند. شما این برهه از زمان را چگونه ارزیابی می کنید و آیا فکر نمی کنید که ما می توانیم تا حدود هشت سال آینده – انتخابات دو دوره بعد – شاهد حضور جدی، بدون ترس و فراگیر تشکل های مدنی در عرصه های مختلف سیاسی و اجتماعی باشیم؟

با دو احساس کاملا متفاوت دست به گریبانم . یکی این که در انتخابات آینده شاهد بر تحولات مثبتی خواهیم بود و طرح مطالبات وحضور نهادهای مدنی در صحنه با دغدغه و احتیاط کمتری ممکن می شود . دیگر این که ممکن است همین درجه از امکانات برای طرح مطالبات از دست برود .اگر به فرض آراء نامزدهائی که افراطیون آنها را مخل استقلال خود می پندارند بیش از تصور آنها باشد ، احتمال دارد ایجاد ترس کند و واکنش نسبت به آن همین درجه از تحول را تعطیل کند . کشور در شرائط خاصی است و این خطر همه نهادهای مردمی را تهدید می کند که به بهانه در خطر بودن مصالح و منافع ملی همین حرکتهای لاک پشتی و همین نهادهای مدنی باقیمانده تحمل نشود. در این فرض شکلهائی از واقعه را تصور می کنم که ترسناک است .
از همه اینها که بگذریم هنوز سیاسی کارها و کسانی که خود را نامزدهای طرفدار اصلاحات و تغییر معرفی می کنند با قواعد بازی آشنا نشده اند. اگر جزاین بود یکی به نفع دیگری کنار می رفت تا آراء بین آن دو تقسیم نشود و کمرش نشکند . امیدوارند انتخابات به دور دوم برسد و آن وقت یکی کنار برود . احتمال دیگر را نادیده می گیرند و به این فکر نمی کنند که اگر رقیب همان دور اول بازی را ببرد بازی تمام می شود . ملاحظه می کنید ، مشکل ما فقط درگیری با بد و بدتر نیست. آقایان در معاملات پشت پرده بسی استاد شده اند ، ولی در شرائطی که دو احتمال پیش رو دارند فقط با یک احتمال کار می کنند . این که رسم بازی نیست . با این بازیگران ناشی چندان هم نمی شود آینده نگری کرد .

 









Girls Who Flee From Home Are Not Criminals

The Iranian Woman Will Be Unveiled in 2025!

چرا معاون رئیس جمهور در امور زنان مانند فعال حقوق زن عمل می کند

ستایش فقر نکوهش عقل٬ این است برنامه سیاسی حاکمان ایران

آقای ظریف به دخترم تذکر داد که اگر بازگردی اعدام می شوی

احمد زیدآبادی به گناباد می رود، احمدی مقدم و رحیمی کجا؟

مناظره خیالی با فاطمه آلیا

خروج از دایره بسته بومی گرائی

روزی که فعال حقوق زن شدم

مادران ایرانی