من و انتخابات

بی.بی.سی. فارسی

جذب گزافه گویی نامزدها شده ام

البته که رای می دهم. صحنه رقابتهای انتخاباتی پر از انرژی و نوآوری است. اگر از این انتخابات که از نگاه من تبدیل شده است به یک پل برای عبور به سلامت گذر کنیم و افراطیون با یک اقدام غیر منتظره پنجره ای را که دارد آهسته آهسته باز می شود نبندند امیدهای بر باد رفته باری دیگر به دلها باز می گردد.

ممکن است همین درجه از تحول تحمل نشود. ممکن است همین درجه از نوآوری در شیوه های رقابتی تحمل نشود و دستور تعطیل بازی گرمی که ویژگیهای ابتدائی دموکراسی به آن راه یافته صادر بشود.

حرکات بازیگران که همان کهنه کاران سی سال اخیر هستند تغییر کرده است.

ایرانیان با تحریم و دیگر کنش های رفتاری که چهار سال پیش صحنه انتخابات را تغییر داد به آنها آموخته اند باید به گونه ای دیگر بازی کنند.

باید برای جلب و جذب مردم خطر کنند. نمی توانند پس از پایان انتخابات بگویند صدا و سیما به ما سهم عادله برای معرفی و تبلیغ نداد. نمی توانند پس از پایان انتخابات بگویند تقلب شده است. جای این قبیل حرفها همین امروز است و اصرار بر نظارت نامزدها و نمایندگان نهادهای مدنی بر انتخابات همین امروز است.

جامعه ایران یکدست نیست آنگونه که جماعتی ادعا می کنند. در این جامعه اصولگرا ، میانه رو ، سکولار و طرفدار جدائی دین از سیاست فرهنگ و تمدنی را ساخته اند که هرگاه به یکی از آنها بی اعتنائی شده جامعه تعادل و سلامت از دست داده و جمع بزرگی در پاسخ به این بی اعتنائی که عین بی سیاستی است از حکومت آشکارا فاصله گرفته اند.

واکنش ها را در دوران شاه شاهد بوده ایم و پس از آن چه بسیار که نمونه اخیر آن در انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری خود را نشان داد.

اینک بازیگران کهنه کار به جبران خوش خیالی های گذشته و افشاگری های با تاخیر دارند به جد می کوشند تا به هنگام مردم را از خطراتی که در راه است با خبر کنند.

هنوز معلوم نیست مردم چگونه به آنها پاسخ می دهند.اما صحنه رقابت های انتخاباتی با وجود همه کاستی ها که عمدتا از قوانین غیر دموکراتیک سرچشمه می گیرد، در حدود امکانات کنونی همان است که باید باشد.

هرچند سرخوردگی ها و ناامیدی ها به قوت خود باقی است و بسیار سخت است مردمی را که اعتماد از دست داده اند و فاصله گرفته اند باری دیگر با همان مهره ها جلب و جذب کرد .اما امید به دخالت مردم در شکل دادن به انتخاباتی که در محاصره محدودیت ها گرم است و نامزدها از خطر کردن سر باز نمی زنندغیر ممکن هم به نظر نمی رسد.

من سوای همه ناباوری ها رای می دهم. جذب گزافه گوئی نامزد ها شده ام، هرچند نمی دانم با کدام امکانات در دسترس ادعاهای خود را اجرائی می کنند.

برای من در شرائط کنونی رای دادن نوعی تاکید است بر شناسنامه ایرانی، اقدامی است مانند تمدید گذرنامه ایرانی . صحنه من را جذب کرده است.

در گذشته ام به کرات مخالفت با مکانیسمی که من و همفکرانم را از مشارکت ممنوع می کند ثبت شده است.

بر آن مخالفت ها باقی هستم. نامزدهای حاضر در صحنه من و همفکرانم را نمایندگی نمی کنند. اما در سالهای دوری از ایران به این شناخت رسیده ام که دموکراسی های کنونی راه درازی پیموده اند تا به این جا رسیده اند.

تازه در این مرحله هم پیاپی در تداوم مبارزات گذشته دارند کار می کنند. برای بستن یک زندان و مخالفت با شکنجه کمتر از ما کار نمی کنند. مجموعه تجربه ها در ایران و امریکا به من آموخته که هر فرصت کوچکی را برای وصول به دموکراسی باید دو دستی چسبید. راه طولانی است. اگر نبود انتخابات پر شور محمد خاتمی و اگر نبود آن همه خطاها که پشت سر داریم. اگر نبود تنش های داخلی و خارجی در دوران محمود احمدی نژاد ، اینک از ائتلاف و همگرائی و تاکید بر صیانت از آرا خبری نبود.

در انتخابات شرکت می کنم. از اعلام این نگرانی هم پرهیز نمی کنم که بسیار ممکن است همین درجه از اصرار نامزدها در بیان موانع و مشکلات که انتخابات سالم را خدشه دار می کند تحمل نشود.

اختلاف افتادن در روحانیت مبارز ، در اصولگرایان، در طرفداران اصلاحات و در مجلس شورای اسلامی شکاف هائی است که می تواند نوید دهنده حرکتهای تکامل یافته دموکراتیک در آینده بشود، همچنین رویدادهائی است که ممکن است خشم نیروهای بازدارنده را برانگیزد تا جائی که همین درجه از تحول را به بهانه ای متوقف کنند.

شاید رای دادن و مشارکت و کمک رسانی به انتخاباتی که بازیگران سعی می کنند به استانداردهای جهانی نزدیک بشوند تنها کاری است که در شرائط موجود در حد توانائی هر ایرانی است.

 









Girls Who Flee From Home Are Not Criminals

The Iranian Woman Will Be Unveiled in 2025!

چرا معاون رئیس جمهور در امور زنان مانند فعال حقوق زن عمل می کند

ستایش فقر نکوهش عقل٬ این است برنامه سیاسی حاکمان ایران

آقای ظریف به دخترم تذکر داد که اگر بازگردی اعدام می شوی

احمد زیدآبادی به گناباد می رود، احمدی مقدم و رحیمی کجا؟

مناظره خیالی با فاطمه آلیا

خروج از دایره بسته بومی گرائی

روزی که فعال حقوق زن شدم

مادران ایرانی