ندا


هر سو که می نگرم
می بینمت
خونین و مغرور

در آن هنگام
که سینه ات را دریدند
فاصله ها از میانه بر داشته شد
من ماندم و تو

دارم چهره ات را نوازش می کنم
دستم سرخ شده
وصدای تو در خانه پیچیده
که برادر را فرا می خوانی
به برابری، به آشتی

روسری ات را پس می زنم
چشم فرو نبسته ای
شاید
از من پنهان می کنی
که مرده ای

چهره ات مثل قرص ماه
که سرخی سحرگاهان در آن دویده
از همیشه زیبا تر است

اینک صدای من
شده ای
صدای ما شده ای

بوستون
30 خرداد 1388
مهرانگیز کار

 









Girls Who Flee From Home Are Not Criminals

The Iranian Woman Will Be Unveiled in 2025!

چرا معاون رئیس جمهور در امور زنان مانند فعال حقوق زن عمل می کند

ستایش فقر نکوهش عقل٬ این است برنامه سیاسی حاکمان ایران

آقای ظریف به دخترم تذکر داد که اگر بازگردی اعدام می شوی

احمد زیدآبادی به گناباد می رود، احمدی مقدم و رحیمی کجا؟

مناظره خیالی با فاطمه آلیا

خروج از دایره بسته بومی گرائی

روزی که فعال حقوق زن شدم

مادران ایرانی