ندا


هر سو که می نگرم
می بینمت
خونین و مغرور

در آن هنگام
که سینه ات را دریدند
فاصله ها از میانه بر داشته شد
من ماندم و تو

دارم چهره ات را نوازش می کنم
دستم سرخ شده
وصدای تو در خانه پیچیده
که برادر را فرا می خوانی
به برابری، به آشتی

روسری ات را پس می زنم
چشم فرو نبسته ای
شاید
از من پنهان می کنی
که مرده ای

چهره ات مثل قرص ماه
که سرخی سحرگاهان در آن دویده
از همیشه زیبا تر است

اینک صدای من
شده ای
صدای ما شده ای

بوستون
30 خرداد 1388
مهرانگیز کار

 









زنان، پاکباخته های انقلاب ایران

مروری بر قوانین چند همسری

مروری بر اصل 150 قانون اساسی

اجازه بازگشت

نظارت استصوابی

نگرانی‌های ایرانیان; ترس‌ها و امیدها

اعدام و امنیت

قاضی مدل ۵۷

گفت و گو

زهرا رهنورد