|
گزار
مهرانگيز کار
شهروندانی نسبت به صحت و سلامت نتایج دورهی دهم انتخابات ریاست جمهوری ابراز تردید کردهاند و میگویند "رای ما کجاست؟". ابتدا با این امیدواری وارد بحث با حاکمیت شدند که خواستهشان از مجاری قانونی به جریان بیافتد. این نخستین بار نیست که در جهان نسبت به نتایج انتخابات تظاهرات و اعتراض میشود. دولتهایی که به حفظ ثبات همراه با احترام پایبندی دارند، ترجیح میدهند مکانیسمهای قانونی را فعال کنند. ضروری نیست مردم یک به یک بروند به مراجع مربوطه و شاکی بشوند. کافی است مدیریت بحران یک چنین اعتراض وسیعی را جدی بگیرد و به جای رفتار شتابزده و فرو بستن چشم بر خطراتی که در راه است، همه امکانات قانونی را با هدف رفع سوء ظن و ترمیم احساس فریب خوردگی مردم فعال کند.
آقایان،
رفتار شما بر پیچیدگی اوضاع و غامض شدن مسئله افزوده است. حال آنکه نیازی به این شکل از برخورد نبود. در قوانین و مقرراتی که در نهادهای قانونگذاری خودتان از تصویب گذشته است، مکانیسمهایی گنجانده شده تا حکومت را از خشونت گسترده که اصل نظام را متزلزل میسازد بینیاز کند. اینک شما مکانیسمهای قانونی و صلحآمیز را دورانداختهاید و دشنه و مشت و لگد و گلوله و ... ، در جایش نشاندهاید.
آقایان،
در قانون اساسی به جای اسلحه سرد و گرم، شیوههایی برای مدیریت بحران پیشبینی شده. متروکه نهادن این شیوهها، نه فقط احساس امنیت را از معترضان میگیرد، بلکه از طرفداران بیقید و شرط شما احساس خوش امنیت را سلب میکند.
آقایان،
در شیوههای خود بازنگری کنید. شما نمایندگان خداوند روی زمین نیستید. قدرت محدود و آسیبپذیری دارید. ثبات سیاسی در گرو درست عمل کردن به مدیریت بحران است. بر آسیبپذیری نظام سیاسی که ادعای حفظ و حراست از آن را دارید لحظه به لحظه افزودهاید. دست نگه دارید. بیش از این از مردم سلب امنیت نکنید.
آقایان،
از مزایای قوانین خودتان استفاده ببرید. ممکن است ماموران ویژهای که به خیابانها ریختهاید چنان از دلاوری ناگهانی مردم جا خورده باشند که شما را از آنچه در حال وقوع است ترساندهاند، از این روست که پیاپی بر درجات خشونت میافزائید و تهدید پشت تهدید انتشار میدهید. محتمل است پردهای از خشم حساسیت را از چشمتان ربوده و شهروندان غیرمسلح را در جای لشگریان اشغالگر میبینید و بهکلی یادتان رفته است آنها ولینعمت شما هستند و با پول آنهاست که یونیفورم و کارد و قمه و اسلحه خریدهاید و جماعتی را چندان فربه و غولپیکر کردهاید که ظاهرا تصور میکنند فقط وظیفه دارند که مردم را زیر لگد بگیرند. و به گونهای بر آنها یورش میبرنند که بر گوسفندان در کشتارگاه یا در مراسم قربانی کردن چارپایان.
آقایان،
اندکی خشم خود را فرو بخورید. شما وارثان همه ارزشهای تشیع هستید. نه فقط ارزشهای گزینش شده و خشونتآمیز. در تشیع یک ارزش، شهادتطلبی است که آن هم شرایطی دارد و یک ارزش، جهاد است که آن نیز شرایطی دارد. اما ارزشهای والای صلحآمیزی هم در مجموعه ارزشهای شیعی لازمالرعایه است که امام حسن یک نماد آن و امام موسی کاظم نماد دیگر آن است. به این نمادها در این دوران حساس از حکومت خود تاسی کنید. زمانه شما را به سوی این نمادها فرا میخواند. به سوی «فرو خوردن خشم» و «غمض عین». نام کاظم بر یکی از امامان، اگر تاکیدی نیست بر فروخوردن خشم شیعیان در مواقع بحرانی چه معنایی دارد؟ تقیه هم خاص مردم نیست. گاهی اقتضا میکند شما در برابر خشم رو به افزایش مردم تقیه کنید. با تشدید خشونت، این خشم متراکم میشود و دودمانتان را به باد میدهد. چرا از مطالعهی تاریخ سرباز میزنید؟
آقایان،
در فرهنگ ایرانی و اسلامی «گرهای را که با دست باز میشود با دندان باز نمیکنند.» همچنین و از آن بیش «خون را با خون نمیشویند.» به فرض هم که مردم معترض و عصبانی که در موقعیتی کاملا نابرابر روبروی شما ایستاده و تن لخت خود را در برابر کلاه خود و سپر و سلاحهای وارداتیتان سپر کرده است، در مواردی کاملا غیرارادی و فقط از برای دفاع از خود یا گریز از تیغ و باطوم و مشت و لگد، مرتکب رفتاری خارج از قواعد تظاهرات مسالمتآمیز شده باشند، حمله و هجوم به آنها چنین گسترده یادآور انتقامجویی قبیلهای است.
آقایان،
در این ماجرا تاکنون فقط با رگ گردن حرف زدهاید و میخواهید برای یک دستمال قیصریه را به آتش بکشید. گفتهاید کاری میکنید کارستان تا عبرتی باشد برای دیگران. چرا شما از تاریخ درست عبرت نگرفتهاید؟
آقایان،
در آتشی که بر پا ساختهاید، ملتی میسوزد و معلوم نیست دامان طرفداران بیقید و شرط شما از این آتش بینصیب بماند.
آقایان،
شما ظرفیتهای مناسبی برای مدیریت بحران دارید. نهاد حساسی مانند «مجمع تشخیص مصلحت نظام» مثل دیگر نهادهای حساس در اختیار رهبر است. یکبار هم که شده به رهبری مشاورههای خردمندانه بدهید و فضا را باز کنید تا از قدرت مطلقهی ولی فقیه برای خاموش کردن آتش، نه گسترش آن استفاده بشود.
آقایان،
میثاق ملی را که تاکنون بسیاری را به اتهام انتقاد از آن حبس و آواره کردهاید بگشائید. به امکانات مندرج در آن نگاه کنید:
به اصل ۱۱۰ بنگرید. در این اصل اختیارات تفویض شده به رهبر نامحدود است. رهبر میتواند دستورات اصلاحی و فوری برای فعال شدن مدیریت بحران به گونهای که شهروندان معترض بیش از این تکه پاره و متضرر نشوند صادر کند. (بند ۸)
این اصل تاکید و تصریح دارد "حل معضلات نظام که از طرق عادی قابل حل نیست، از طریق مجمع تشخیص مصلحت نظام." از جمله وظایف و اختیارات رهبری است.
آقایان،
اینها را که ما ننوشتهایم. دست صنف شما در کار بوده و اتفاقا دست تندروهای صنف شما در کار بوده برای تدوین آن. چرا به دستورات خودتان بیاعتنایی میکنید؟
اعضای «مجمع» در سی سال اخیر تمامقد در خدمت رهبر بودهاند. چرا از آنها هم میترسید؟ مجمع وظیفه دارد در جایی که مسایل معضل از طرق عادی قابل حل نباشد، فعال بشود، البته بر پایهی خواست رهبر. اصل ۱۱۲ از مجمع نهادی صد در صد جانبدار رهبر و سیاستهای وی ساخته است. لذا مجمع پیش از آنکه به مصلحت مردم بیاندیشد، مصلحت رهبر و نظام را در نظر دارد. اصل ۱۱۲ تاکید می کند بر تشکیل جلسات مجمع برای مشاوره در اموری که "رهبری به مجمع ارجاع میدهد." تاکید اصل بر این که "اعضای ثابت و متغیر مجمع را مقام رهبری تعیین مینماید"، جایی برای ترس از مجمع باقی نمیگذارد. مجمع یک نهاد مقتدر و مورد وثوق است. میتوان با استفاده از آن مدیریت بحران را فعال کرد. در حال حاضر مدیریت بحران را سپردهاید به خشونتورزان و شاید به حقوقدانان حکومتی که از قانون اساسی ویترینی ساختهاند برای نمایشهای تبلیغاتی. اما به آن اعتنا نمیکنند.
آقایان،
ممکن است در کوتاه مدت احساس پیروزی به شما دست بدهد، مثل همیشه. اما این احساس موقتی است. کاری بکنید که بیش از این خون مردمی که شما را سرکار آوردهاند روی سنگفرش خیابانها نریزد. زندانیان نگونبختی را که جرمشان شرکت در انتخابات غیردموکراتیک و رای دادن به یکی از چهار نامزد گزینش شده شورای نگهبان بوده از زیر شکنجه بیرون بکشید. اعترافات آنها در شرایطی که ایجاد کردهاید صنار ارزش ندارد.
آقایان،
سخنگویانی با مشخصات آقای «کدخدایی» [سخنگوی شورای نگهبان] بر هراس و تنش و خشم مردم میافزایند. اعلام نظرهای ایشان تردیدها را به یقین تبدیل کرده است. فقط یک نقطه امید باز شده، آن هم موافقت رهبر با تمدید مهلت بررسی از سوی شورای نگهبان است. دست به دعا برداشتهایم تا رهبر آتشبس بدهد. شهروندان نیروهای نظامی اشغالگر نیستند. بر جراحات آنان مرهم بگذارید. تسلیتگوی خانوادهها بشوید. دستور بفرمائید شورای نگهبان نظام مورد علاقهتان را بیش از این تضعیف نکند. از آن بخواهید بپذیرد انتخابات دیگری برگزار بشود. امید از دست ندهید. اگر مقاومت شما بر حق است حتما آقای احمدینژاد بار دیگر با آراء بیشتر انتخاب میشود و مردم دیگر بار به عصر «تقیه» که فقط چند روزی است از آن دور شدهاند باز میگردند و شمایان آسوده میخوابید.
آقایان،
دیگر بس است. سلاح را به قلب خواهران و برادران خود نشانه نگیرید. با آنها مثل گوسفندان برخورد نکنید. از فرجام کار بترسید.
|