از رنجی که می بریم


مهرانگیز کار
مرداد 1389

دارد 9 سال می شود که فرزندان من از دیدار پدرشان سیامک پورزند محروم مانده اند . پدر محکومیت حبس دراز مدت خود را پس از آنکه چند سالی در زندانهای غیر قانونی و یک سال هم در اوین سپری کرد ، در خانه ای کوچک و محقر در تهران می گذراند . 80 ساله است و به انواع بیماری ها مبتلاست . قربانی سناریو سازی بر ضد اصلاح طلبان است که در سال 1380 زیر پوشش اداره ی اماکن از سوی نهادهای نظامی- امنیتی آن روزگار اجرائی شد . اصلاح طلب نبود ، ولی از اینکه می دید کشور رنگ و روی دیگری گرفته ومطبوعات اندکی از دل شکسته ی مردم می نویسند به آن دلبسته شد . نه گذاشتند و نه برداشتند ، بی هیچ سند و مدرکی اعلام کردند میلیاردها دلار از دولت امریکا گرفته و در میان مطبوعات اصلاح طلب پخش کرده است . خودش را هم که به دستور قاضی جعفرصابر ظفرقندی ( که گویا اکنون بر مصدر کاردر دادگاههای قاچاق ارز و مواد مخدرنشسته است و کسب و کار پر رونقی دارد ) تا توانستند شکنجه کردند و سرانجام او را در برابر دوربین تلویزیون نشاندند تا بگوید دلارها را گرفته است . هرگز سندی انتشار نیافت که چگونه این پول هنگفت را وصول کرده است . پیش از آنکه او را با حال زار روبروی دوربین بنشانند با آنکه قاضی ظفرقندی درست روز فیلمبرداری با دست خودش ریش و سبیل او را که آمده بود روی سینه اش تراشیده بود و از یک هفته پیش از آن کلی ویتامین به او خورانده بود ، حا ل زار و نزاری داشت و نمی توانست درست هنرپیشگی کند و گاهی رو می کرد به پشت دوربین و از کسانی می پرسید : خوب گفتم ؟ از شگفتی های روزگار اینکه در این نمایش سراسر غیر انسانی و غیر منصفانه وکیل تسخیری به نام د بیر دریا بیگی کنارش نشسته بود و هرگز شنیده نشد کانون وکلای دادگستری ایران به این وکیل متخلف گفته باشد بالای چشمت ابرو است . از آن شگفت انگیز تر اینکه پیش از پخش اعترافات اخذ شده زیر شکنجه ، روزنامه های کیهان و شلمچه و لثارات و رسالت که خبرنگار ( بخوانید بازجو ) در نمایش تلویزیونی داشتند ، به جای سیامک پورزند از قول او اقرار به دریافت پول و توزیع آن کرده بودند . از آن عجیب تر همین آقای جنتی که کار دست خودش داده و اخیرا ادعای مشابهی را برضد اصلاح طلبان طرح کرده در آن روزگار سخنرانی فرمود و برای آمرزش سیامک پورزند و پاداش اخروی اش که باعث شد اصلاح طلبان رسوا بشوند دعا کرد . آن وقتها به این پیری نبود و نمی شد گفت مشاعر از دست داده ، ولی هرکس نمی دانست ما که خانواده ی سیامک پورزند هستیم و کمترین اندوخته و ملک و ثروتی نداشتیم باور کردیم که آقای جنتی و همه ی امام جمعه ها و برخی بزرگان رده بالا که تن به تکثیر این دروغ می دادند و به ساز ظفرقندی می رقصیدند ، نه دین دارند ، نه ایمان . معاد باوری موضوعی است یکسره انکار شده از سوی اینان .

گذشت و گذشت . زخمهای جسمی سیامک التیام یافت و زخمهای روحی اش روز به روز عمیق تر شد . بخصوص که ظفرقندی و شرکا تبلیغاتی به راه انداختند و چندان افراد خانواده ی سیامک را شریک جرم های ناکرده ی او اعلام کردند که پای خانواده از آن کشور بریده شد . فرزندان برای بازگشت امن به کشور و دیدار با پدر با نامه نویسی به شخص رهبر و دیگران عجز و لابه ها کردند ، نامه ها را کارمندان دفترایران در واشنگتن با کمال مهربانی ثبت می کردند و به مراجع ذیربط می فرستاد ند . به ما نیز شماره می دادند ، اما دریغ از یک پاسخ ! فرزندان سیامک پورزند به پاسخ منفی هم راضی بودند که دریافت نشد . هنوز و با همه ی بدبینی ها این احتمال را رد نمی کنند که دفتر رهبر نامه ها را به رهبر نرسانده و شاید به جای رهبر، شخص جعفر صابر ظفرقندی که می دانیم عمله ی برخی کانونهای فساد است ، آن را از عوامل نفوذی خود دریافت و روانه ی زباله دان کرده است .

این یک تصویر را از ظلم و بیداد داشته باشید و به آن ادعای اخیر آقای جنتی را که گفته است اصلاح طلبان میلیاردها دلار از امریکا گرفته اند بیفزائید . ببینید چه اندازه درست و شجاعانه و البته جمعی با جنتی برخورد می شود . از او مدرک می خواهند ، ندارد . از او در جای پبر مشاعر از دست داده سخن می گویند ، جیک نمی زند . این ساز و کار که از ویژگیهای کار جمعی سیاسی است ، بی اثر نیست . اما داغ سیامک پورزند و دیگر کسانی را که چند سال پیش با این دروغ مرعوب کردند و خانواده ای را از هم گسیختند و دوستی های پاک را بر هم زدند ، بد جوری تازه کرده است . داغ فرزندان غربت نشین سیامک پورزند را که غم و غصه فرو خوردند و از ترس گرفتار شدن در چنگال خونریز صابر ظفرقندی ، سرزمینی را که دوست دارند ترک کردند و در حسرت دیدار ایران و پدر بیمار و سالخورده شان آه می کشند این روزها تازه شده است . از احوال این پرونده که ظالمانه مفتوح شد و نمی گذارند مختومه بشود و نمی گذارند این پدر 80 ساله پس از 9 سال دوری فرزندانش را ببیند و برای شکنجه گران طلب مغفرت کند ، بیش از آن آگاهی داریم که ظفرقندی تصور می کند . پرونده ی سیامک پورزند را جائی در ردیف نوبت کمیسیون عفو و بخشودگی خوابانده اند . دست صابرظفرقندی در کار است و غافل است از اینکه اگر سیامک پورزندی هم در این جهان نباشد ، دیگرانی که هریک در برپائی این رژیم سهمی و دستی داشته اند و اکنون به روزگار ما نشسته اند ساکت نمی نشینند . کارد دسته ی خود را نمی برید .شما کاری کرده اید که می برد .
مخفیگاهی به نام دادگاههای قاچاق ارز و مواد مخدر البته پرمداخل است ، اما امنیت آن شکننده است . این موقعیت را همچون جایزه و دستمزد به افرادخاصی می دهند و کسانی که رد دلار را می گیرند و به بوی دلار مست می شوند ، خوب می دانند چکونه ازاینان سهم بگیرند . آقای جنتی بهتر از ما این گنجینه های دلار و شیوه های بده بستان ها را می شنناسد . چرا عرض خود می برد و زحمت ما می دارد ؟