اسناد ویکی لیکس

آذر 1389

فضای عمومی مناسبات بین دو طرف ایران و دولتهای عرب منفی است . این را جان لیمبرت کارشناس خاورمیانه در امریکا گفته است . انتشار اسناد جدید درسایت ویکی لیکس پیرامون دشمنی بین دولتهای عرب و ایران ، تحلیل های تازه ای را در سطح جهان گسترده کرده است که می تواند به نتایج خاصی در آینده منطقه منجر بشود . آنچه در سایت ویکی لیکس منتشر شده حاکی از آن است که برخی سران دولتهای اسلامی از امریکا خواسته اند سیاست حمله نظامی به ایران را اجرائی کند . از این افشاگری هریک از بازیگران سیاسی که موضوع به آنها مربوط می شود به گونه ای بهره برده اند که متناسب است با منافع دراز مدت آنها در منطقه . محمود احمدی نژاد در منظر عمومی ، این اسناد را جعلی و ساخت امریکا با هدف پیشگیری از وحدت دول اسلامی اعلام کرده ، هیلاری کلینتون وزیر امور خارجه امریکا این اسناد را نشانه ای بر یکدست بودن نگرانی از هسته ای شدن ایران در جهان دانسته . اما در این میان هنوز از اظهار نظر دول عرب که از آنها نقل قول شده خبری نیست . شاید آنها ترجیح می داده اند نظرات شان فاش نشود . علت را باید در افکار عمومی واحساسات مردمی جست و جو کرد که این دولتها بر آنان تسلط دارند .

محمود احمدی نژاد خوب می داند وحدت دولتها ئی که بر جوامع با اکثریت مسلمان حکومت می کنند امری است غیر ممکن که ریشه در تاریخ منطقه دارد . از آن مهمتر ایجاد دوستی دولت ایران با آنها صرفنظر از این که ایران زیر فرمان حکومت شیعه است ، آسان نیست . ریشه های تاریخی که مانع دوستی عرب و عجم است کم نیست واز پیوندهای دوستانه و دراز مدت دو نوع دولت مسلمان شیعه و سنی در جهان ، نمونه های قابل استناد سراغ نداریم . با این وصف دولت ایران امیدوار است در صورت به خطر افتادن منافع عموم دولتهای مسلمان در منطقه ، آن وحدت خیالی که عبارت است از وحدت جهان اسلام ، در یک لحظه بحرانی به واقعیت نزدیک بشود . بنابراین عجیب نیست اگر محمود احمدی نژاد با وصف آگاهی بر دشمنی این دولتها در صدد بر آید تا تاثیر افشای اسناد را کمرنگ جلوه دهد . اما در این میان موضع گیری وزیر خارجه امریکا واجد اهمیت بسیار است . او به استناد اسناد منتشره به نگرانی کشورها ی منطقه از ایران هسته ای تاکید دارد که مفهوم نهفته در آن تهدید ایران به جنگی است که در آن دیگر دولتهای مسلمان منطقه کنار امریکا قرار می گیرند . بنابراین در یک جمع بندی ، به نظر می رسد ایران به پرتگاه جنگ نزدیک می شود .

اما این پرسش نیز قابل طرح است که چرا سران دولتهای عرب که از دیر باز نگران تبدیل ایران به یک قدرت نظامی در منطقه بوده و همیشه نسبت به آن واکنش نشان داده اند ، اینک که خطر جدی تر از همیشه است و امریکا در جای هم پیمان آنان به آن هشدار می دهد ، نگرانی خود را از دشمنی با ایران هسته ای کاملا محرمانه ابراز می کنند ، تا جائی که گرایش به حمله نظامی به امریکا از طریق سایت ویکی لیکس فاش می شود و دولت عربستان سعودی و دیگر دول اسلامی همفکر با آن از علنی شدن مواضع شان پرهیز می کنند . به این پرسش به ناچار باید با تحلیل های جامعه شناسی سیاسی پاسخ گفت .

جهان اسلام با هر نوع ماهیت سیاسی و زیر سلطه هر نوع نظام سیاسی ، از چند دهه پیش نسبت به آنچه بر فلسطینی ها گذشته بسیار حساس است . دولتها به فرض بی اعتنائی به حساسیت مردمی که بر آنها حکومت می کنند ، نمی توانند کاملا علنی بی اعتنائی خود را نسبت به وضعیت فلسطینی ها اعلام و در سیاست خارجی اعلام شده شان ، آن را بگنجانند . دولتها در کشورهای با اکثریت مسلمان به تظاهر مجبور می شوند و از مردمی می ترسند که حتی در شرایط فقر و فاقه با فلسطینی ها همدردی می کنند . بنابراین فاش شدن علاقمندی بالا ترین شخصیت سیاسی عربستان سعودی برای حمله نظامی امریکا به ایران ، ثبات سیاسی را در آن کشور تا حدودی به خطر می اندازد . مسلمانان در سطح جهان با آنکه برای درگیرشدن با اسرائیل به نفع فلسطین متفق القول نیستند ، اما از اینکه دولت متبوع شان گامی بر ضد خواسته های فلسطین بردارد و با دوستان فلسطین از در دشمنی در آید متاثر می شوند و در خفا مشروعیت دولت متبوع خود را زیر سوال می برند ، مگر آنکه متقاعد بشوند که تمامیت ارضی شان در خطر است .
در فرض حاضر تمامیت ارضی عربستان سعودی از سوی ایران در خطر نیست ، دولت کنونی ایران که بخش بزرگی از ایرانیان آن را به خاطر شکستن حرمت حقوق شهروندی نقد می کنند ، خارج از مرزهای ایران و در سرزمین هائی که نقد سیاست های امریکا و اسرائیل بردیگر ویژگیهای اجتماعی چیره شده ، از اعتبار و محبوبیت بسیار برخوردار است .ایران برای به دست آوردن این اعتبار بخش قابل ملاحظه ای از پول نفت را خرج می کند . بنابراین با افشای اسنادی که از ضدیت جدی سران عربستان سعودی با ایران تا سرحد تشویق امریکا به حمله نظامی پرده بر می گیرد ، این دولت عربستان سعودی است که زیان می بیند و از درجه وفاداری مردم آن کشور نسبت به حکومتی که در صدد است یک دوست فلسطین را از صحنه روزگار محو کند ، کاسته می شود .

این تضاد و فاصله بین مردم و حکومت در کشورهای با اکثریت مسلمان با محوریت اسرائیل خاص عربستان سعودی نیست . دیری است چگونگی موضع گیری در برابر اسرائیل درجای یک عامل نیرومند ، ثبات سیاسی را در کشورهای با اکثریت مسلمان تحت تاثیر قرار می دهد . از اینرو ترمیم زخمی که بر احساسات مردم منطقه به علت اصرار پادشاه عربستان سعودی بر حمله نظامی به ایران وارد شده کار ساده ای نیست . باید دید عربستان سعودی برای ترمیم و جبران آنچه فاش شده کدام سیاست را در پیش می گیرد . بی گمان این سند منتشر شده دولت ایران را شوکه نکرده ودولت ایران پیش از آن از یک چنین موضع گیریها خبر داشته و چه بسا اکنون با افشای آن در صدد کسب امتیاز از عربستان سعودی بر آید . مگر آنکه حمله نظامی به ایران به اولویت اول برای امریکا و هم پیمانانش نزدیک شده باشد که در این صورت همه این معادلات در هم می ریزد .