مصاحبه با یک تشکل دانشجوئی درون ایران پیرامون حجاب

مصاحبه مهرانگیز کار با یک تشکل دانشجوئی درون ایران به مناسبت سالروز 16 آذر روز دانشجو در سال 1389 پیرامون حجاب و روند اجرائی و اعتراضی آن


حجاب را چگونه می نگرید ؟

دردرجه اول اجباری بودن حجاب در جمهوری اسلامی ایران تبدیل شده است به یک اصل حکومتی . ولی بازوهای حکومتی کاری کرده اند که برای زنان ایرانی حتی حق انتخاب نوع حجاب باقی نمانده است . از این رو فعالان حقوق زن مثل دیگر فعالان همواره ناگزیرند مطالبات حال و آینده را با هم مطرح کنند که همین به خلط مبحث می انجامد و چه خوب است که شما آن را باز کرده اید . فعالان حقوق زن متناسب با شرایط امروزی ( حال ) به پلیس متصدی خشونت ورزی به زنان و به تصمیم گیرندگان امور امنیتی و قضائی پیاپی تذکر می دهند که دستکم قوانین خودتان را درست اجرا کنید و به رنگ و فرم حجاب کاری نداشته باشید و از اصطلاح " بدحجاب " که در قوانین ایران اثری از آن نیست بر ضد امنیت زنان استفاده نکنید . این بخشی از تکالیفی است که فعالان حقوق زن در برابر نظمی که نسبت به زنان به شدت تبعیض روا می دارد برای خود به رسمیت شناخته اند .آنها کمک رسانی می کنند به زنان تا شاید در همین ساختار حقوقی سراسر تبعیض با مشقت کمتری روزگار بگذرانند و امنیت بیشتری داشته باشند . اما این شیوه فقط متناسب با شرایط کنونی است . فعالان حقوق زن به طور طبیعی و بر پایه ضوابط جهانی حقوق بشر و اعتقاد به رفع تبعیض ، با اصل اجباری بودن حجاب یا اجباری بودن بی حجابی کنار نمی آیند و جبری بودن اعتقاد و التزام به حجاب یا بی حجابی را از جمله وظایف حکومتی نمی دانند و با آن برخورد می کنند . به همین دلیل است که جمهوری اسلامی نتوانست پس از 31 سال حجاب را در کشور تثبیت کند . اگر توانسته بود که این همه برای تظاهر به پیروزی ، پلیس استخدام نمی کرد و هزینه نمی پرداخت . بی گمان حتی بدون استناد به ضوابط جهانی حقوق بشر ، به آسانی قابل فهم است که پروژه حجاب اجباری در ایران شکست خورده و حکومت با پلیسی کردن پوشاک و آرایش زنان به دست خود برای خود دردسر درست کرده . اغلب زنانی که به قول مسئولین مرتکب بدحجابی می شوند با این احساس غرور در عرصه عمومی ظاهر می شوند که دارند با حکومت تبعیض مبارزه می کنند . حجاب را سخت سیاسی کرده اند و زنان را بسیار خشمگین .
حد و مرز پوشاک را عرف تعیین می کند ، نه حکومت . اما زنانی که عقیده دارند به هر دلیل باید حجاب داشته باشند ، حق دارند حجاب مومنانه شان را حفظ کنند و از باور درونی خود فرمان ببرند ، نه از حکومت .


گفته می شود اکثریت زنان ایرانی مدافع حجاب اند و به موجب قانون حجاب اجباری است و باید قانونمند عمل کرد . نطر شما چیست ؟

از این دسته از مدافعان حجاب اجباری باید پرسید با کدام نظر سنجی مردمی که در فضای آزاد صورت گرفته باشد به این نتیجه رسیده اند که با دل قرص می گویند اکثریت زنان ایرانی ( لابد اقلبتهای دینی نیز ) حامی حجاب اجباری هستند . تازه فرض را بر این بگذاریم که چنین باشند . باز هم بهترین شیوه همانا آزاد گذاشتن زنان در انتخاب حجاب یا بی حجابی است . در این صورت و چنانچه چماق زور از بالای سر زنان برداشته بشود ، زنان بی حجاب در جامعه یک اقلیت را تشکیل می دهند و در نتیجه در یک چنین جامعه ای آنگونه که گذشت ، عرف حدود و مرزها را تعیین می کند ، نه حکومت . آن اکثریت ادعائی که حجاب را آزادانه انتخاب می کنند ، به فضای اجتماعی کشور شکل و فرمی می دهند که به علت آن زنان بی حجاب که به قول حکومتی ها در اقلیت خواهند بود ، ناگزیر می شوند به عرف که همواره حامل فشار اجتماعی است احترام بگذارند و مرزی را مراعات کنند که تابعی است از عرف جامعه . به سخن دیگرآنها نیز با وجود آزادی در انتخاب حجاب ، زیر سلطه عرف ، در بی حجابی افراط نمی کنند و بدون دخالت پلیس ، واقعیات اجتماعی به خودی خود اوضاع را کنترل می کند و جامعه سالم می شود . در شرایط کنونی به فرض که 99 درصد زنان ایران دوستدار و پایبند به حجاب باشند ، حق آن یک درصد غیرپایبند چه می شود ؟ جهان با مشاهده واکنش های اعتراضی و تمسخرآمیز همان یک در صد باور می کند که دولت ایران آن قدر که در بند فشارهای همه جانبه بر شهروندان است ، در کار تامین رفاه و امنیت اجتماعی آنها نیست . به عبارت دیگر نظام انتخابات و قانونگزاری در جمهوری اسلامی به گونه ای است که صرف تبدیل شدن امر و نهی ها به قانون ، به این امر و نهی ها اعتبارعقلائی نمی بخشد . قانون هرگاه پشتوانه ی مبتنی بر آزادی و برابری نداشته باشد ، فاقد ارزش است . چماق و باتوم است . همین و دیگر هیچ .
از زاویه دیگر برای حامیان حکومتی یا غیر حکومتی حجاب اجباری باید روشنگری کرد و از آنها پرسید آیا شما به مردان و زنانی که با اجباری بودن حجاب مخالفند تا کنون و در این 31 سال اجازه داده اید تا وارد مجلس بشوند ؟ آیا همین مجلس که نظارت استصوابی بر آن سلطه دارد و نمایندگان را به صورت انتصابی وارد مجلس می کنند ، در حد و وزنی هست که بگوئیم نمایندگان اکثریت مردم در آن نشسته اند ؟ از آن گذشته این مجلس بینوا حتی اگر بخواهد و خواب نما هم بشود که نمی تواند قوانین دموکراتیک از تصویب بگذراند . در این فرض هم با یک اشاره فقهای شورای نگهبان مصوبه وتو و نمایندگان انتصابی وزن و حیثیت از دست می دهند و در انتخابات بعدی یک ضرب رد صلاحیت می شوند .می بینید که استدلال آقایان و خانمهای حامی حجاب اجباری پایه و اساس ندارد . حرف و نظر اکثریت هم در صورتی که بخواهد بر آزادیهای بنیادی انسان راه ببندد ، اعتباری ندارد . مگر قوانین ناظر بر سنگسار ، قطع دست و پای مردم ، اعدام برای رفتاری که جنایت نیست واجد اعتبار و احترام است که قانون حجاب اجباری محترم شناخته بشود ؟ فرض کنیم مجلسیان اکثریت مردم ایران را نمایندگی می کنند . ارزش و اعتبار تصمیمگیری های اکثریت موکول است به این که حقوق اقلیت را از هر دسته و گروه در نظر بگیرد . نمی شود هر کاری دلشان می خواهد بکنند ، زیر عنوان مصوبه مجلس و به آن رنگ و روی قانونی بدهند . اگر این جور است ، لابد بزودی قانونی از تصویب می گذرد که به موجب آن می شود معترضان و منتقدان را توی روغن سرخ کرد . آیا قانون تعریف ندارد ؟ آیا انتخابات آزاد تعریف ندارد ؟ آیا استقلال نمایندگان مردم تعریف ندارد ؟ منبع قانونگزاری چیست ؟ در قانون اساسی شان نوشته اند " شرع انور " . بسیار خوب ! حالا که در کار خود وامانده اند و 31 سال است با استناد به شرع انور قوانین ظالمانه از تصویب می گذرانند و تازه همان را مراعات نمی کنند ، بیایند مرد و مردانه بگویند این قوانین با واقعیات اجتماعی نمی خواند و آمار جرم و جنایت را بالا برده است . چاره ای دیگر بیاندیشند متناسب با زمان و مکان . اینها که زیر اجتهاد هم زده اند . بنابراین حتی به جنبه های مثبت شرع پایبند نیستند . چه رسد به عرف . شرع را با بد ترین شکل قانونگزاری بی حرمت کرده اند . ولی وزن عرف لحظه به لحظه دارد بالا می رود و بیخ مجازات های مشقت بار بدنی را که به نام شرع وارد قانون کرده اند همین مردم مسلمان و مومن برای همیشه در این کشورمی زنند .

آیا تکیه شما بر عرف به بی بند و باری منجر نمی شود ؟

در همین امریکا عرف اجازه نمی دهد که در نهادهای مهم ، حتی بنیاد های تحقیقاتی زنان و مردان شلوار جین بپوشند . کسی که این را مراعات نکند احترام از دست می دهد . چرا ؟ چون عرف پذیرفته شده ای است و شاید برای شما جالب باشد اگر بگویم که برای تعدیل فشار باز هم عرف دیگری در کار است و آن این که روزهای جمعه استثناست و پوشیدن شلوار جین را عرف اداری اجازه می دهد. بنابراین حتی فشار عرف را بر مردم تعدیل می کنند تا روزهای جمعه اگر دلشان خواست جین بپوشند . در ایران حامیان حجاب اجباری آن گونه که می دانید زنان را زیر فشار پلیس و رفتار اهانت آمیز جان بر لب کرده اند . نسل های ما به خاطر دارند که پیش از انقلاب لباس مدرسه و دبیرستان برای دختران از پارچه ارمک بود با یقه سفید که تا چرک می شد ، همکلاسی ها می فهمیدند . مقررات پوشاک را وزارت آموزش و پرورش تعیین می کرد . این مقررات که در ایران هم سابقه دارد با حجاب اجباری از زمین تا آسمان فرق دارد . در ایران امروز حجاب برای رفتن به بازار و عبور و مرور در شهر به ضرب چماق حتی برای صاحبان دیگر مذاهب اجباری است و تداعی می کند شعار " یا روسری یا توسری " را که ابزار سرکوب است و با این شعار همان روزهای اول انقلاب ، چهره زن ستیز خود را نشان دادند .

طرفداران حجاب ادعا می کنند در غرب هم بسیار نقض حقوق بشر صورت می گیرد.

بالاخره ایران باید تکلیفش را با جهان معلوم کند . از طرفی به تمام تمدن و فرهنگ غرب فحش می دهد و ادعا می کند آمده است جهان و مدیریت آن را تغییر بدهد. از طرف دیگر برای الگوبرداری از خطاهای غرب سر از پا نمی شناسد . معیارهای زندان خود را با گوانتانامو تعریف می کند و به توجیه شکنجه در زنذانها با استناد به گوانتانامو می پردازد و 31 سال اهانت و سرکوب و شلاق و حبس زنان را به بهانه حجاب با استناد به بخشی از قانونگزاری در کشور فرانسه توجیه می کند و می گوید چرا آنها می خواهند دخترهای با حجاب را به مراکز دانشگاهی راه ندهند . حکومتی که با ادعای ایجاد بهشت روی زمین هوش از سر ایرانیان ربود ، اکنون سخنگویانش در سطح جهان از سنگسار و دست و پا بریدن مردم دفاع می کنند و تا کم می آورند راهی فرانسه و گوانتانامو می شوند . پس آن بهشت ادعائی کجاست ؟ لابد توی چاله سنگسار و روی تخت سلاخی که شهروندان را شلاق می زنند و دست و پا می برند . اگر دوست دارند از غرب الگوبرداری کنند ، بروند سراغ آزادی بیان و آزادی انتقاد در آن کشورها و گوانتاناموهای ایران را در بگشایند و زندانیان عقیده و وجدان و مخالفان حکومت را که دست بر اسلحه ندارند آزاد کنند . این می شود الگوبرداری درست و منطقی . تا کنون شنیده اید در غرب یک وکیل مدافع با مشخصات رفتاری وکلای مدافع در ایران زندانی شده و تا سالها به موجب حکم دادگاه از حرفه وکالت محروم شده باشد ؟

آیا حجاب اجباری فوری پذیرفته شد یا تدریجی ؟

حجاب سالها طول کشید تا به صورتی در آمد که اکنون شما جوانها شاهدی برآن شده اید . ابتدا مسخره اش می کردیم . یادم می آید نخستین بارکه از ماموران ترسیدم ، جنگ ایران و عراق شروع شده بود . یک نوار که به آن می گفتیم " تل " روی سرم بستم . شاید به پهنای 3 سانتی متر . دستکم سه سال طول کشید و اگر جنگ نمی شد جمهوری اسلامی نمی توانست به منظورش برسد . از آنها نمی ترسیدیم . آنها از ما می ترسیدند . ازمردم عادی که کار سازمانی و سیاسی نمی کردند می ترسیدند . جنگ اندوخته های اجتماعی پس از مشروطه را از ما گرفت . فضا مثل هر کشوری که در آن جنگ اتفاق می افتد بسته شد . فضای جنگ با خود جنازه آورد ، مرگ و عزاداری آورد ، جنگزده ها فضای اجتماعی را در شهرهای بزرگ تغییر دادند . کوتاه کنم دست حکومت بازشد . میانه روها را کنار زدند . افراطیون کربلا را در جای جای ایران به بهانه جنگ باز سازی کردند .گفتند زنان بی حجاب همدستان صدام و امریکا هستند که به خون شهید احترام نمی گذارند . با این وصف تا سال 1361 اوضاع همان گونه بود که بود و زنها مقاومت را ادامه می دادند . در آن سال سازمان اداری و استخدامی کشور تازه دستورالعمل به ادارات دولتی صادر کرد و عکس و فرم مانتو شلوار ، مقنعه و جوراب و کفش را طراحی کرد . آن هم برای کارمندان دولت . قصه حجاب زنان طولانی است . تلاش کرده ام گوشه هائی از آن را در کتابی که در سوئد منتشر کرده ام و به صورت داستانی نوشته شده ، ولی منابع مورد نظر شما در آن است شرح دهم . نام کناب این است : شورش و نشر باران در سوئد آن را منتشر کرده است .اگر می خواهید جزئیات را بدانید بخش دوم این کتاب که تصویری زنانه از انقلاب می دهد ممکن است به برخی پرسش ها پاسخ بدهد .

 









Girls Who Flee From Home Are Not Criminals

The Iranian Woman Will Be Unveiled in 2025!

چرا معاون رئیس جمهور در امور زنان مانند فعال حقوق زن عمل می کند

ستایش فقر نکوهش عقل٬ این است برنامه سیاسی حاکمان ایران

آقای ظریف به دخترم تذکر داد که اگر بازگردی اعدام می شوی

احمد زیدآبادی به گناباد می رود، احمدی مقدم و رحیمی کجا؟

مناظره خیالی با فاطمه آلیا

خروج از دایره بسته بومی گرائی

روزی که فعال حقوق زن شدم

مادران ایرانی