دانشگاه آزاد در مسیر تندباد

این مقاله در نشریه گزار منتشر شد.
1389 تیر

دانشگاه آزاد در مدت ۲۸ سال با دریافت شهریه که نشان از اقبال مردمی دارد بر امکانات مالی خود افزوده و به تاسیس واحدهائی در سطح کشور دست زده است. شاید بی آنکه مدیران اراده کرده باشند ، ایجاد واحدهای آموزشی در دهات و شهرستان ها و مناطق محروم ، از دانشگاه آزاد یک نهاد توانمند مدنی و منحصر به فرد ساخته که حتی بر فرض پائین بودن کیفیت آموزش در پاره ای رشته ها ، تبدیل به نهادی سراسری و فرهنگ ساز شده است .

تا کنون نهادی غیردولتی نداشته ایم که به اندازه ی دانشگاه آزاد گستردگی و تاثیرگذاری داشته باشد . ۲۸ سال پیش، شخصیت‌های نزدیک به حاکمیت ، دانشگاهی را بنیان نهادند که در اساسنامه اش مستقل بودن از دولت ثبت شد و از ابتدا محل بحث های بسیار بود. تند روها در تمام این ۲۸ سال درتلاش بودند تا جداسازی جنسیتی به صورت افراطی و تفکیک کلاسهای درسی به گونه ای که افراد دوجنس با یکدیگر تماس نداشته باشند و حجاب در افراطی ترین شکل آن اجباری و اجرائی بشود .دانشگاه آزاد نمی توانست این خواسته ها را بی کم و کاست تامین کند . نه از آن رو که مدیرانش لزوما خوش فکر و پبشرو بودند ، بلکه به این دلیل که دانشگاه آزاد چنان گسترده شده بود که مدیریت نمی توانست در سطح کشور و بخصوص در جاهائی که واحدهای کوچک ایجاد می کردند ، امکانات خود را از حیث کلاس و استاد دو برابر کند. از طرفی کنترل روابط و معاشرت ساده‌ی افراد دوجنس، اتفاقا در نقاط دور افتاده که جوان‌های دانشجو در آن سیال شده بودند دشوارتر بود .طبیعت و فلسفه ی وجودی این دانشگاه انتقال دانش و علم وگسترش فضای دانشگاهی به سراسر کشوراست . لازمه ی نام نویسی در این دانشگاه آمادگی روانی و مالی دانشجو برای تن دادن به سفر ، دور از خانواده زیستن وتحمل یک زندگی مستقل در سنین جوانی است .در این راه خانواده‌ها بار مالی سنگینی را تحمل کرده اند و جوانها خاک و سرزمین و وطن تاریخی خود را بهترشناخته اند . زندگی دانشجویان دانشگاه آزاد دربیشتر موارد آمیخته با سفر است و دانشجویان در کولبار خود ، البته دوستی های با ارزش ذخیره می کنند . همین ماهیت و ذات سیار از درجات کنترل پلیسی که مورد علاقه ی تند روها ست کاسته و بر اعتماد به نفس جوانها افزوده است .


تا پیش از رسیدن به این دوران ، مدیریت دانشگاه آزاد که ترکیبی است از افراد بلند پایه و مقامات جمهوری اسلامی از عهده ی پاسخگوئی به تند‌روها بر می آمد .گاهی به طنز گفته می شد دانشگاه آزاد نهادی دولتی است با نام و عنوان غیر دولتی . در این فرض به لحاظ تعدد مراکز قدرت و رویاروئی کانون ها با یکدیگر، دانشگاه آزاد که تجلی گاه کانون قدرت هاشمی رفسنجانی است ، در مسیر تند باد منازعات داخلی پس از بحران انتخابات قرار گرفت . کانون قدرت هاشمی رفسنجانی در مجموعه ی جنبش اعتراضی و نقد سیاست‌های محمود احمدی نژاد شاخص شد. تا پیش از آن، مدیریت دانشگاه آزاد تب تند روها را به انواع تدبیرها و شگردها فرو می نشاند . مثلا به دستجات آنها رشوه می داد و راه را برای ورود بسیاری از افراد مرتبط با تند روها که مقرر شده بود کارگزار حکومتی بشوند باز می کرد . آنها بدون تلاش برای گذراندن کنکور دانشگاه‌های دولتی ، در دانشگاه آزاد پذیرفته شده و از نظر مالی به شکلهای گوناگون تسهیلات و کمک دریافت می کردند و ناتوانی آنها برای کسب نمرات قبولی و گذراندن ترم های دانشگاهی به یاری روابط با اساتید خاصی رفع و رجوع می شد . در نتیجه آنها دیپلم و درجه ی دانشگاهی در رشته ی مورد نیاز می گرفتند و فرصتهای شغلی خاصی را که انتظارشان را می کشید به دست می آوردند . بنابراین دانشگاه آزاد نه تنها یکی از مراکز منازعات تندروها با میانه روهای نزدیک به رفسنجانی بود ه است، بلکه محل مراوده ، معامله و داد وستد با آنها نیز بود ه و تند روها از آن بسیار بهره برده اند .

درهفته هایی که گذشت تندروها بی شوخی و با اعلام این که پشت شان به کوه است اراده کرده بودند آن را زیر مجموعه ی دولت دهم قرار بدهند که با حکم آیت الله خامنه ای غائله مسکوت ماند . آنچه نگران کننده به نظر می رسد تعارض با منافع و داشته های ملی است ،. در صورت توفیق دولت دهم در این بازی ، این فقط سرمایه ی هنگفت دانشگاه نبود که مصادره یا نابودمی شد ، بلکه دولت بکلی نظام درسی و هنجاری دانشگاه را تغییر می داد و اساتید را از سلسله ای انتخاب می کرد که وعظ و بحث های شعاری به خورد دانشجو می دهند..تصویر آینده ی دانشگاه ، گونه ای دانشگاه اختصاصی -- دولتی بود که ماهیت بسیجی پروری آن با مفهوم تربیت پیروان بر دیگر جنبه ها می چربد . سخنان اخیر غلامحسین الهام عضو حقوقدان شورای نگهبان از این واقعیت پرده بر می گیرد که بهانه هائی مانند فساد اداری و مالی در این دانشگاه انگیزه ی حمله و هجوم نیست . هرچند بی تردید این مجموعه نیز مانند دیگر نهادهای مرتبط با حاکمیت به فساد مالی آلوده است . اما غلامحسین الهام به درستی اعلام می کند که دولت می خواهد به انتقامجوئی از مشارکت دانشجویان دانشگاه آزاد در جنبش اعتراضی سال ۱۳۸۸ بساط دانشگاه را بر چیند . فرازی از سخنان وی که در مراسم چهلمین روز تدفین شهدای گمنام دفاع مقدس در یکی از مراکز پادگانی سپاه قدس گیلان بیان شده ، چنین است : " ...به جای اینکه ثروت دانشگاه آزاد در راستای کیفیت آموزشی به کار گرفته شود، برای پشتیبانی از فتنه علیه مردم استفاده کرده است ."

دانشگاه آزاد در مدت ۲۸ سال با دریافت شهریه که نشان از اقبال مردمی دارد بر امکانات مالی خود افزوده و به تاسیس واحدهائی در سطح کشور دست زده است. شاید بی آنکه مدیران اراده کرده باشند ، ایجاد واحدهای آموزشی در دهات و شهرستان ها و مناطق محروم ، از دانشگاه آزاد یک نهاد توانمند مدنی و منحصر به فرد ساخته که حتی بر فرض پائین بودن کیفیت آموزش در پاره ای رشته ها ، تبدیل به نهادی سراسری و فرهنگ ساز شده است . سرکوب جوانها ی این دانشگاه به بهانه های ایدئولوژیک در اندازه ای نبوده که دانشجویان دردانشگاههای صد در صد دولتی گرفتارش بوده اند .سایه ی سنگین دولت کمتر روی سردانشجویان سنگینی کرده، فضا در هر نقطه ای از ایران که واحدی از این دانشگاه تاسیس شده دگرگون شده و هیجان جوانی فرصت ظهوریافته است . به علاوه ساکنان این مناطق از تغییر فضا بهره برده اند و رونق اقتصادی بر اثر ورود نیروی جوان روز افزون بوده است . چهره ی شکفته ی دختران دانشجو در دهات و مناطق محروم در تمام این ۲۸سال نشان داده که جمهوری اسلامی واقعه ای را در کا رنامه ی خود به ثبت رسانده که مثبت و آینده ساز و متناسب با نیازهای مردم و متناسب با واقعیات اجتماعی امروز ایران است که فرهنگ مقاومت در برابر محدودیتهای ایدئولوژیک ، ویژگی آن است . افسوس که این کار نیک و نام نیک از سوی افراد و گروههائی که جنون قدرت به جان شان افتاده در حال نابودی است .

در ریشه یابی آن دسته از عوامل که سبب شده تا دانشجویان دانشگاه آزاد کمتر سنگینی سرکوب ایدئولوژیک را حس کنند ، می توان اشاره کرد به این که دانشگاه آزاد فاقد پیشینه ی سیاسی و مبارزات تاریخی پیش و پس از انقلاب است . دانشگاه آزاد دربستر جمهوری اسلامی زاده شده ، حساسیت های سیاسی نسبت به آن زیاد نبوده و نیروی سیاسی ، مبارزاتی و اعتراضی آن تازه در جریان انتخابات دهمین دوره ی انتخابات ریاست جمهوری کشف شده است . انقلاب فرهنگی که تا سالها دانشگاههای کشور را از نفس انداخت ، طبعا بر این دانشگاه تاثیر گذار نبوده است . این شوخی که گفته می شد دانشجویان دانشگاه آزاد بیشتر اهل " حال " اند تا اهل " قال " رنگ باخته و ترس تندروها نشان می دهد که این مجموعه ی زاده شده و رشد یافته در جمهوری اسلامی ، مبارزه ی مدنی را فراخوراوضاع و احوال امروز ایران تشخیص داده و درگیر آن شده است .

تصویری که از بحران درون حکومتی بر سر مالکیت دانشگاه آزاد پیش آمد ، نشان می دهد بیشتر نهادهای مهم تصمیم گیری در این بحران درگیر شده اند . دولت دهم که می خواست دانشگاه آزاد را یکجا مالک و صاحب اختیار بشود ، مجلس ، قوه ی قضائیه ، شورای نگهبان و شورایعالی انقلاب فرهنگی را به کمک طلبید و تا حدودی موفق شد با استفاده از گروههای فشار و سرکوب ، از مقاومت این نهادها که گاهی دلواپس مختصر استقلال خود می شوند بکاهد . اما حکم اخیر رهبری مبنی بر مسکوت ماندن ماجرا خود نشان از درگیری جدی دو گروه بر سر این دانشگاه دارد


هرگاه مجموعه ی حاکمیت برای این دستاورد درخشان خود که نه تنها فرهنگ ساز که نهادی ملت ساز بوده است ارزش و اعتباری سزاوار بشناسد ، به حفظ کلیت مادی و معنوی اش همت می گمارد . تا کنون هر نهاد کوچک و بزرگ مدنی را به این بهانه که میراث شاه یا اصلاحات بوده است ویران ساخته اند . شگفتی آور است اگر بخواهند این فقره را که اتفاقا و به هر انگیزه ، خود بنیانگذارش بوده اند و زمانی شالوده اش را ریخته اند که شاه رفته بوده و اصلاح طلبان هنوز ظهور نکرده و بلکه دست در دست خودشان داشته اند ، ویران کنند . در پرتو ایجاد مراوده از طریق این نهاد فراگیر مدنی است که جوانها با ویژگیهای مشترک خود با ساکنان دیگر نقاط کشورآشنا شده و دانسته اند چرا در پیوند با دیگر اقوام ایرانی ، ملتی ساخته شده که بسیار مشترکات فرهنگی ، آئینی دارد و آرمان مشترک وحدت در کثرت را همواره زیر سلطه ی مهاجمان حفظ کرده است . حال بیش از هر زمان دیگر روشن شده که اتفاقا و بر خلاف انتظار غلامحسین الهام و دیگر تندروها ، مهمترین نقشی که دانشگاه آزاد بازی کرده ، دانش آموزی و اطاعت و پیروی بی چون و چرا نبوده ، بلکه ایجاد فرصت و استفاده از فرصت برای مبادله ی آمال و آرزوهای ملی در گستره ی جغرافیای ایران است که به شکل مراوده ی روزمره ، غیر سیاسی ، غیر حزبی وغیر جناحی ، صورتبندی شده و در روندی تدریجی ، ارزشهای ملی را در جای جای کشور زنده کرده است . بنابراین درست است که ظاهرا ذخائر مالی محل دعواست ، اما آنچه تندروهای مسلط بر امور کشور را وسوسه کرده که دانشگاه آزاد را تصاحب کنند ، جاذبه های مالی نیست ، همین نقش جادوئی است که تند روها خوابش را نمی دیدند و باور نمی کردند ورود جوانهای خانواده های مرفه و متوسط که بچه های پشت کنکوری خود را با پرداخت شهریه ی گزاف به دانشگاه آزاد می سپارند ، خطری می شود سرراه تندروی‌ها و عرصه ی تمامت خواهی را بر آنها تنگ می کند .

آنچه اتفاق افتاده همان نبوده که احیانا بنیانگزاران دانشگاه آزاد منتظرش بودند . از درون نیروی پر حجم و سیال و سیار جوانهای دانشجو به خودی خود غول جوانی با قدرت مدنی و شناخت مشترکات ملی سر بر کشیده که تندروها از بس از آن ترسیده و احساس ناامنی می کنند ، قصد جانش کرده اند. پرونده این نهاد مدنی که ملت ساز شده اینک در هاله ای از بیم و امیدو با حکم حکومتی رهبر مسکوت می ماند.شاید جمهوری اسلامی ایران، متقاعد شده باشد که این مولود رشید و برومند خود را به چوبه ی دار نسپارد وپیش پای محمود احمدی نژاد قربانی نکند .

 









Girls Who Flee From Home Are Not Criminals

The Iranian Woman Will Be Unveiled in 2025!

چرا معاون رئیس جمهور در امور زنان مانند فعال حقوق زن عمل می کند

ستایش فقر نکوهش عقل٬ این است برنامه سیاسی حاکمان ایران

آقای ظریف به دخترم تذکر داد که اگر بازگردی اعدام می شوی

احمد زیدآبادی به گناباد می رود، احمدی مقدم و رحیمی کجا؟

مناظره خیالی با فاطمه آلیا

خروج از دایره بسته بومی گرائی

روزی که فعال حقوق زن شدم

مادران ایرانی