دایره بسته

در مصر اسلامی ها برنده انتخابات شده اند
به یاد می آورم که اواخر جولای 2011 در قاهره چگونه احساسی داشتم :

پرده های ضخیم هتل را از هم می گشایم . آفتاب قاهره اتاق را پرمی کند . صدای بوق بی وقفه اتومبیل ها سکوت را می شکند . تابلوئی از قاهره روبرویم است . درست مثل تهران .همه چیز بی نظم است و بر این بی نظمی ، نظمی مسلط است که تا اهل خاورمیانه نباشی آن را نمی بینی. از طبقه 16 هتل شهر را سیاحت می کنم . هفت ماهی است که مردم حسنی مبارک را بیرون کرده اند و میدان تحریر آرام گرفته است . هتل با تحریر چندان فاصله ای ندارد . ترافیک غوغا می کند . مردم به استقبال ماه مبارک رمضان می روند . این ماه را مصری ها دوست دارند . هریک کیسه ای با خود می کشد و اطراف تحریر پرسه می زند . ساعتها بی خیال در نزدیکی تحریر خوابیده بودم . پرواز طولانی بوستون- قاهره را پشت سر دارم . شال و کلاه می کنم و به خیابان می زنم .
با تاکسی در شهر می چرخم . می گویند آخرین جمعه ماه رمضان ، دستجات اسلامی فراخوان داده اند و مردم را به تحریر دعوت کرده اند . برای نخستین بار است که اسلامی ها ابتکار عمل در تحریر را به دست گرفته اند واز فضای دینی نزدیک به ماه رمضان برای تحریک احساسات دینی مردم استفاده کرده اند . جمعی از احزاب و گروههای سیاسی غیر اسلامی ، سکولاروملی به دعوت پاسخ مثبت داده اند . مردم عادی از این خبر خشنود نیستند . تنها منبع در آمد مصر که توریسم است از دست رفته . توریست از مناطق انقلاب زده و نا امن می گریزد . کسب و کار در قاهره خوابیده ، ترافیک اطراف میدان تحریر مردم را کلافه کرده . کسبه عصبانی اند ، مردم نیز . ساعتها در راه بندان پیرامون تحریر معطل می مانند . مردم می خواهند هرچه زودتر میدان از دست تظاهر کنندگان بیرون بیاید تا کسب و کار رونق بگیرد و خرید میسر بشود . اغلب به روشنی می گویند " ما می خواستیم مبارک را بیرون کنیم که کردیم . بقیه اش اضافی است . آنها که تحریررا رها نمی کنند ، راه رزق و روزی ما را می بندند ."
هتل ها خالی است . تک و توک مسافران از جنس خبرنگاران و توریست های آکادمیک در شهر رفت و آمد دارند که به اقتصاد ورشکسته مصر انقلابی پول نمی رسانند .چهره خدمه هتل ها تاریک است . اغلب اخراج شده اند و آنها هم که هنوز هستند از انعام توریست های غربی نصیبی نمی برند .

جمعه ای که وعده اش را داده اند از راه می رسد . شعارهای اسلامی برای اولین بار در این ماهها آسمان قاهره را می شکافد و شعارهای احزاب لیبرال و ملی را می بلعد . تجربه انقلاب ایران به من می گوید که نقش آینده مصر همین جمعه و همین جا دارد طراحی می شود . خاطرات انقلاب ایران مثل آوار روی سرم می ریزد . شانه خم می کنم . زندگی هائی که به نام اسلام از 33 سال پیش در ایران بر باد رفته روبه رویم رژه می رود . پرسشی بی پاسخ توی گوشم پیاپی زنگ می زند : چرا انسان دور خودش می چرخد و روی یک دایره بسته تجربه های تلخ را تکرار می کند ؟ حاکمانی که رانده می شوند در حاکمانی که از میان تظاهرات انقلابی سر بر می کشند ، باز تولید می شوند . زندان های کهنه را خراب می کنند ، زندان های جدید می سازند . چوبه های دار تازه ، شکنجه های مدرن ، شکنجه گران آزادیخواه ، و سرانجام دزدان گردن کلفت می آیند و دزدان پیشین را سر به نیست می کنند . همگی " براند انقلابی " دارند و این براند را جهانیان تقدیس می کنند . جنایت و سرقت و خیانت با این براند توجیه می شود ... تا انقلابی دیگر و نسلهائی دیگر که اراده می کنند خطای پدران و مادران خود را جبران کنند. شگفتا که درست به راه آنها می روند . چشم بسته می روند و می روند و می روند . باز می گردند و دوباره می روند . دایره این رفت و آمد بسته است . به اسلام هم ربطی ندارد . انسان با این رفت و آمد در دایره بسته احساس غرور می کند . هنوز از آن فراتر نرفته است . ایران نیز آبستن انقلاب دیگری است . چه بسا ما قربانیان و فرزندان خشمگین و انتقامجوی ما اگر دستمان برسد ، خشونت ها را در آن انقلاب باز تولید کنیم . چه بسا !

کمربند پرواز را می بندم . از بالا قاهره را می بینم که هنوز بیدار نشده و دارد خواب عدالت و رفاه می بیند . قرار است امروز صوفی ها میدان تحریر را فتح کنند . چشم بر هم می نهم با این آرزو که ایکاش مقصدم ایران بود و دستکم می توانستم بر مزار مردگانم فاتحه ای بخوانم ، پیش از آنکه خوراک کرکسهای انقلابی بشوم . ایکاش !

 









Girls Who Flee From Home Are Not Criminals

The Iranian Woman Will Be Unveiled in 2025!

چرا معاون رئیس جمهور در امور زنان مانند فعال حقوق زن عمل می کند

ستایش فقر نکوهش عقل٬ این است برنامه سیاسی حاکمان ایران

آقای ظریف به دخترم تذکر داد که اگر بازگردی اعدام می شوی

احمد زیدآبادی به گناباد می رود، احمدی مقدم و رحیمی کجا؟

مناظره خیالی با فاطمه آلیا

خروج از دایره بسته بومی گرائی

روزی که فعال حقوق زن شدم

مادران ایرانی