الله قانونگزاراست


مهرانگیز کار
گزارشی از میدان تحریرقاهره در 29 جولای 2011 که شاهد بر آن بودم

قانونگزاری کار انسان نیست . کار خدا GOD هم نیست . فقط از عهده ی الله بر می آید و تنها تاسیس مجلسی بر پایه ی انتخابات آزاد است که به انسان در مقام نمایندگان مسلمین حق می دهد تا قوانین الله را تبیین کنند . این قوانین مافوق پارلمان است . لذا کشور مصرالبته و متناسب با فهم ما از پارلمان به انتخابات آزاد و مجلسی با حضور نمایندگان مردم احتیاج دارد تا از عهده ی این مهم بر آید .

اینها را سلفی های حاضر در میدان تحریر روز 29 جولای اعلام کردند . بسیار روشن ، فهم خود از پارلمان را با جهان در میان نهادند و من در این فهم و برداشت از پارلمان ، ردا و قبای شیخ فضل الله نوری خودمان را دیدم که بیش از یکصد سال پیش در انقلاب مشروطه خواهی ایران همین ها را می گفت و توسط جریان های مشروطه خواه بالای دار رفت . فکر و برداشت او از پارلمان پس از قرنی زیر بنای عقیدتی جمهوری اسلامی شد . آیا ایرانیان مشروطه خواه با این اعدام ، اندیشه ی ریشه داری را نابود کردند یا فقط آن را به اختفا بردند تا خود را تقویت کند و در زمانی که دیگر از یادها رفته بود یکه تاز تحرکات سیاسی بشود . بگذریم ، گزارشگر بیطرفی نیستم . با دیدن و شنیدن آنچه پیش رو دارم تاریخ معاصر ایران را تند تند ورق می زنم . به نظر می رسد شیخ که در سال 1357 از چوبه ی دار پائین آمد و حساب همه ی ما سوگواران مشروطه را رسید دیگر بار سر و کله اش در میدان تحریر ، این قلب تپنده ی آزادیخواهی اعراب ، پیدا شده است .

آنگونه که پیش بینی می شد گفته ها و خواسته ها در این تجمع ، رابطه ی لیبرال ها را با دستجات مذهبی پر تنش ساخت و حتی از غروب 29 جولای ببعد برخوردهای فیزیکی در میدان تحریر آغاز شد . اخوان المسلمین و دیگر دستجات سیاسی – مذهبی در این تظاهرات بر برتری قوانین خدا GOD بر قوانین بشری تاکید داشتند ، اما اغلب مطبوعات ، تاکید سلفی ها را بر احکام شریعت و مصوبات الله عمده کردند و نوشتند : این نمایش زورمندانه ی سلفی ها هدف تاسیس دولت اسلامی و لازم الاجرا شدن احکام شریعت در مصر را دنبال می کند که خطرناک است و افزودند به باور سلفی ها " خدا معنا ندارد و هرچه است الله است " . سلفی ها با آمیختگی افراد دو جنس در اجتماع و هر نوع نماد و نمود فرهنگ غربی به شدت مخالف اند و آن را با احکام الله در تعارض می یابند هرچند پیروان خدای واحد مانند مسیحیان و... آن را پذیرفته باشند . آیت الله امروزی خودمان که نامش مصباح یزدی است همین ها را می گوید و نامش را گذاشته است " نبرد با تهاجم فرهنگ غربی " . او سلفی هم نیست و توانسته است بر ایران قرن بیست و یکم میلادی عقاید خود را تحمیل کند .

مصر کشوری است که همیشه زنان با حجاب و بی حجاب با یکدیگر زیسته اند . یکی خود را از دیگری مسلمان تر یا فهمیده تر نمی انگارد و در جنبش های سیاسی و اجتماعی هر دو حاضر بوده اند . حضورهر دو گونه زن در زندگی اجتماعی به خوبی به چشم می آید . جوری در ترافیک وحشتناک شهر 22 میلیونی قاهره فرمان را چپ و راست می کنند که دست کمی از برادران راننده شان ندارند . با این حال در زندگی آنان برابری خوابی است که هنوز تعبیر نشده است . در مصراهل سیاست به سلفی ها اولترا محافظه کار می گویند و معلوم نیست چرا در شرایطی که هرگز آنها حاکم نبوده اند ، زنان شهد برابری را نچشیده اند . آیا فکر و اندیشه ی سلفی ها در حوزه ی حقوق زن ، به عمق اندیشه ی آزادیخواهان مصری در طول تاریخ رخنه کرده است ؟ شاهد بوده ایم که فکر و اندیشه ی شیخ مشروعه خواه خودمان که ظاهرا بر دارش آویختیم بر بسیاری از درس خوانده های غرب در ایران زمان شاه در حوزه ی حقوق زن رخنه داشت و فکلی های ضد برابری حقوقی و اجتماعی زنان ، هر یک به بهانه ای از قبول برابری و ورود جدی به آن بحث طفره می رفتند و در این فضای فکری ، گاهی با شیخ ها ی قم و مشهد همسو می شدند . بازگردیم به میدان تحریر :

بیش از 15 حزب وجنبش روز 29 جولای 2011 در میدان تحریر نمایندگانی داشتند که سوای آنچه گذشت ، برخی مطالبات اصلی و مرتبط با جنبش را تکرار می کردند . بر پایان محاکمات غیر نظامیان توسط نظامیان اصرار داشتند و خواستار آزادی فوری غیر نظامیانی بودند که در تظاهرات اعتراضی ماههای اخیر بازداشت شده اند . همچنین محاکمه ی فوری حسنی مبارک و اعضای فاسد حکومت او و پرس و جو پیرامون ثروت آنها از جمله ی مطالبات بود . به عبارتی به محاکمه ی حسنی مبارک و دو پسرش قناعت نمی کردند .

گروههای سیاسی از آنچه روز 29 جولای در میدان تحریر رخ داد به شدت نگران شده اند . از آن می ترسند که این رویداد منجر به تدوین لایحه ای بشود که حقوق مردم را متناسب با یک دولت اسلامی که ممکن است در آینده ایجاد بشود تدوین کند . جوانهای لیبرال ، که پیش تر بر میدان تحریر مسلط بودند ، جمعه ی پیش از ماه رمضان به صورت یک اقلیت کوچک در این میدان حضور داشتند و صدای آنها شنیده نمی شد . اینها اغلب با سلفی ها و شعارهای آنها در معارضه بودند و کمتر با اخوان المسلمین برخورد می کردند . باور شان این است که آنها نیز محافظه کارند ، ولی با برداشت معتدلی از اسلام .

گزارشهای منتشره توسط برخی آژانس های خبری حکایت از آن دارد که مثلا " در سوئز 120 کیلومتری شمال قاهره برخی گروههای لیبرال از جمله حزب الوفد ، این حزب باسابقه ی مصر اعلام کرده اند که از شرکت در این تظاهرات به لحاظ تاکتیک های اسلامی آن اجتناب جسته اند . ا لوفد وجمعی از اعضای احزابی که ائتلاف انقلابی سوئز را با مایه هائی از ملی گرائی و لیبرالیسم ایجاد کرده اند پس از آنکه به این یقین رسیدند که دستجات مذهبی مخالف با حسنی مبارک ، هماهنگی با سایر سازمان های سیاسی را رد کرده و بر شعارهای متفاوت برای بنیانگزاری نظام سیاسی آینده اصرار می ورزند ، گفتند کارشان بر ضد اصول توافق شده ی قبلی است و تصمیم گرفتند در تظاهرات حاضر نشوند . در مجموع برخی جوانان مخالف با سلفی ها در جریان تظاهرات در برخی شهرها به دست سلفی ها مضروب شدند . این آغاز دوران خشونت باری است که مصربه احتمال آن را تجربه خواهد کرد . دستجات مذهبی با همان ایده های مطرح شده در میدان تحریر در اسکندریه نیز تظاهرات داشته اند .

از شامگاه 29 جولای خشم دستجات لیبرال و سکولارو ملیون برانگیخته شد و راهی میدان تحریر شدند . برخی تحلیل ها بر این پایه است که به علت مطلع شدن از عزم آنان بوده که دستجات مذهبی بر خلاف سنت تحریر اغلب ساعت 7 عصرهمان روز میدان را ترک کرده اند .
آنچه در میدان تحریر جمعه 29 جولای اتفاق افتاده در میز گردهای گوناگون تلویزیونی موضوع بحث های جدی و پر شورشده است . آنها پیرامون ملی بودن تحرکات چند ماهه در میدان تحریر و بار مذهبی که ناگهان بر آن سایه افکنده بسیار سخن می گویند و بخصوص مفاهیم " وفاق " و" خلاف " را به گونه ای که به خواسته های پایه ای و دموکراتیک جنبش صدمه نزند می شکافند . نمایندگان دستجات اسلامی در این بحث ها شرکت دارند و با گسترش بحث ، امید می رود برخوردهای فیزیکی تکرار نشود . در مقایسه با انقلاب ایران یک نکته گفتنی است و آن این که گروههای سیاسی رشد یافته در فضای باز سیاسی سال 1356 ایران ، ابتدا همه باهم دوست بودند و فقط به شاه دشمنی می ورزیدند و پس از پیروزی انقلاب و تاسیس حکومت برآمده از آن تازه بر سر نقطه نظرها ی سیاسی خود با هم وارد منازعه شدند که جمهوری اسلامی از این منازعات برای تثبیت خود بهره ها برد . اما در مصر دعوا رسما از 29 جولای شروع شده و در شرایطی که انتقال قدرت هنوز تحقق نیافته ، منازعه بر سر شکل حکومت آینده به صورت گفتمان غالب در آمد ه است . ماه رمضان ویژگی زمانی این تحول تاریخی و میدان تحریر ویژگی مکانی آن است .

دستجات مذهبی ضمن یک واکنش دفاعی که می تواند تاکتیک باشد می گویند : " شعارهای ما کاملا طبیعی بوده و این آرزو را بازتاب نمی داده که مطالبات اصلی انقلاب را تضعیف کند یا آن را به حاشیه بکشاند . شعارهای ما حتی به این معنا نبود که زیرزیرکی بخواهیم چارچوب مفاهیم اسلامی را برای آینده ی سیاسی مصر عمده کنیم . "

این موضع دفاعی که به ناگاه برخی سلفی ها اتخاذ کردند نشان داد که دیدگاه سیاسی شان با وجود نرخ بالای بیسوادی ، با مقاومت های جدی روبروست . با این وصف همین که سلفی ها در تظاهرات پلاکاردهای خود را می چرخاندند که روی آن نوشته شده بود " چرا از قوانین اسلامی می ترسید ؟ " کافی بود تا ملت به راستی بترسد و متوجه طوفانی بشود که در راه است و تا آن روز به علت شیوه های اخوان المسلمین و تاکتیک های هوشمندانه ای که انتخاب کرده بود ، آن را جدی نمی گرفتند .

مواضع دفاعی سلفی ها از وخامت موضوع نکاسته و ترس از نظام " ولایت فقیه " و الگوبرداری از ایران در شوهای تلویزیونی از سوی دستجات سیاسی لیبرال و سکولار پیاپی مطرح می شود . به شدت احساس می کنند به آنها خیانت شده است و دستجات اسلامی با برنامه از پیش طراحی شده ، حامیان خود را به سراسر کشور و همه ی جاهائی که تظاهرات جمعه شکل می گرفته اعزام کرده اند . از یک لیبرال انقلابی که به خیانت دستجات مذهبی بسیار بها می دهد می پرسم : " در مبارزات سیاسی خیانت معنای دیگری دارد و هر گروه سیاسی که لاجرم دیگران را رقیب خود می شناسد حق دارد بر آرایش قدرت سیاسی خود به صورت مسالمت آمیز بیفزاید . این که نمی شود خیانت . " پاسخ خلاف انتظار بود . می گفت : " ما با هم قول و قرار هائی داشتیم . بنا نبود تظاهرات جمعه را این جوری بلند کنند و از دست ما در آورند . این جمعه را که چسبیده به رمضان بود با فرصت طلبی سیاسی و شعارهای تحریک کننده ی مذهبی تصرف کردند . به قول خود وفا نکردند و مرتکب خیانت شدند . " هر چند قانع نشدم ، ولی به بحث ادامه ندادم و توضیحات او را شنیدم که می گفت " آنچه برنامه ریزی شده بود برگزاری تظاهراتی با زمینه های همبستگی و وحدت بود . چند ساعت پیش از تظاهرات موافقت کرده بودند همگی روی اتحاد متمرکر بشویم ، نه روی شعارهائی که ما را از هم جدا می کند ."

با وجود این نگرانی ها و تنش ها و رنجش ها ، به روشنی فهمیده می شود که چند صدائی و کثرت گرائی در عمل در مصر اتفاق افتاده و میدان تحریر موتور این حرکت بوده و شاید خوشبینانه بشود گفت آینده ی سیاسی را اتحاد با قبول اختلاف به گونه ای دیگر خواهد ساخت .

اما انبوه مردمی که این روزها در قاهره برای خرید خورد و خوراک سحری و افطاری خود و خانواده شان به خیابان ها ریخته اند ، به تحریر و آنچه در آن می گذرد توجه ندارند . آنها که در ماههای پیش مشتریان پر و پا قرص تحریر بوده اند ، حرفهای دیگری برای گفتن دارند که عجالتا گوشی بدهکارش نیست .

 









Girls Who Flee From Home Are Not Criminals

The Iranian Woman Will Be Unveiled in 2025!

چرا معاون رئیس جمهور در امور زنان مانند فعال حقوق زن عمل می کند

ستایش فقر نکوهش عقل٬ این است برنامه سیاسی حاکمان ایران

آقای ظریف به دخترم تذکر داد که اگر بازگردی اعدام می شوی

احمد زیدآبادی به گناباد می رود، احمدی مقدم و رحیمی کجا؟

مناظره خیالی با فاطمه آلیا

خروج از دایره بسته بومی گرائی

روزی که فعال حقوق زن شدم

مادران ایرانی