آتش اهورائی

مهرانگیز کار

چهارشنبه سوری با فتوی نیامده است که با فتوی برود . ملت ایران در این سرزمین کهن با اجازه صادرکنندگان فتوی بساط فرهنگ و تمدن درخشان خود را پهن نکرده تا به نیش قلم فتوی نویسان ، آن را انکار کند . نوروز و لوازم آن در گستره تاریخ شکل گرفته و در این هزار و جند صد سال که هویت اسلامی با هویت ایرانی در هم آمیخته ، نوروز که چهارشنبه سوری و سیزده به در را پر وجد و حال می کند بر جای خود باقی بوده و سنتی ترین ایرانیان آن را تمام و کمال برگزار کرده اند . مسلمانان تند رو تا کنون به آن دستبرد نزده اند . حافظه جمعی ما از احترام به این سنت ملی خبر می دهد . سنت ملی بار مفهومی والائی دارد . مسلمانان شیعه و سنی ، مسیحیان ، کلیمیان ، زردشتییان ، بهائیان ، بی خداها ، همه اقوام و ملل ایرانی ، کرد و بلوچ و آذری و ...نوروز را جشن می گیرند . غنی و فقیر آئین نوروز و چهارشنبه سوری را متناسب با امکانات خود برگزار می کنند . این آئین چندان همگانی است که در چند هفته ای که ایرانیان به آن می پردازند ، تبدیل می شود به نیرومندترین عامل وحدت ملی و یگانگی فرهنگی . این همان ویژگی است که آقایان را خوش نمی آید و نمی توانند چیزی از جنس دیگری جایگزین آن کنند . اغلب در آغاز سال نو شعار وحدت می دهند و در طول سال آن را نمی جویند . چرا ؟ از آن رو که وحدت را باید با قبول ریشه های متنوع فرهنگی این مردم جست و جو کرد .

آتش اهورائی نمی سوزاند . نمادی است از گرمای هستی ،نمادی است ازبدنی که تا گرم است زنده است . آتش اهورائی به چهره های بی امید پرتو امید می بخشد . نشانه ای است از حضور زندگی بخش خداوند و طبیعت . ایرانیان پرستنده آن نیستند . اجاق دل شان را در طول تاریخ با آن روشن نگاهداشته اند . شبی از روی آن پریده اند و سالی با گرمای امید برای خود تن پوش ساخته اند . آتش چهارشنبه سوری آتش انتقامجوئی نیست ، آتشی نیست که اجازه داشته باشد به جان جنگلها بیا فتد و در جای آن دزدان برج سازی کنند . اتش فساد نیست که به جان خرمن مردم می افتد . آتش اهورائی داشته های مردم را نمی سوزاند و خاکستر نمی کند . آتش اهورائی نمی سوزاند و نمی ترساند . پرتو امید است که تا یک سال درون دلهای دردمند خانه می کند . آتش اهورائی با کسی سر جنگ ندارد. از آن رو به ناگاه ترسناک شده و برایش خط و نشان می کشند که مردم را زیر سلطه ظلم و جور ناراضی و خشمگین ساخته اند تا جائی که حکومت از سایه خودش می ترسد و تهمت کفر و شرک بر آتشی
روا می دارد که اهورائی است و از آفریدگار نشان دارد .

آتش چهارشنبه سوری از بته های کوچکی بر می خیزد که از خاک ایران زمین بر آمده است . پاره ای است از آن آتش که در جای جوهره هستی در آتشکده ها طی قرن ها نگهداری شده و اقوام مهاجم به این سرزمین نتوانسته اند لحظه ای آن را خاموش کنند . این آتش، مهربانی را نوید می دهد . طراوت پوست را نوید می دهد . ضد پژمردگی است و می خواهد زردی گونه های خسته و دردمند را پذیرا بشود . کجای این آئین و این آتش مهربان و زندگی بخش ، رقیب آقایان در قدرت و شوکت است که به جانش افتاده اند . این فرامین از منتهای ضعف و ترس خبر می دهد . ملتی که بیش از هزار سال است در آخرین چهارشنبه هر سال از روی بته های آتش می پرد و در این آئین، بزرگ وکوچک شرکت می کنند با چند فتوی آئین هزاران ساله را کنار نمی گذارد . این فتاوی با آن حرف و حدیث ها که سر زبانها افتاده و می گویند در جاهائی رنگ سبر پرچم را تغییر داده اند از یک جنس است . ایکاش آقایان که بسیار دوست دارند تا دنیا دنیا ست بر ایران حکومت کنند از این راهها که بیشتر به چاه می ماند ، آرزوهای خود را دنبال نمی کردند . خودمانیم با انبوه فتاوی که در این سالها صادر کرده اند به کدام ثبات و امنیت خاطر شخصی رسیده اند و مردم را از کدام امنیت اجتماعی و عدالت اجتماعی بهره مند ساخته اند ؟

واما سخنی با برخی معترضین که پیاپی خط و نشان می کشند که حکومت را با آتش چهارشنبه سوری خاکستر می کنند . اینان نیز آتش اهورائی را که درون مایه ی هستی است با آتش جهنم عوضی گرفته اند . آتش اهورائی را ازمنزلت و منش صلح امیزی که دارد دور می کنند . سالهاست ترقه های کوچکی که روزگاری سرگرمی کودک و جوان و پیر بود با نیت درگیر کردن حکومت و بازوهای پلیسی آن ، به انواعی از بمب تبدیل شده است که می ترساند و تخریب می کند و هنگامی که پیش پای یک رهگذر منفجر می شود ، همه آن وجاهت و مقبولیت سیاسی و اعتراضی را که از آن انتظار می رود یکباره نابود می کند . مادران ایرانی در این سالها که اتش اهورائی پر خطر شده است ، دل توی دل شان نیست و اغلب با فرزندان شان همراه می شوند تا از آنها خبر داشته باشند . خانه هائی که زیر انفجار ناگهانی بمب های دست ساخت ، شیشه هاشان فرو می ریزد ثناگوی یک چنین واکنش های اعتراضی نمی شوند . تبدیل آتش اهورائی به آتش خشم و خشونت در تعارض با اعلام ملت بزرگی است که به جهانیان گفته است خون را با خون نمی شویند و اراده کرده است خشونت ورزان را با شیوه های صلح امیز از سر راه مردم ایران بردارد . این مسئولیت نباید به دست کسانی که نمی دانند آتش اهورائی را نمی شود برای جنگ کارسازی کرد زیر پا گذاشته بشود .
صرفنظر از حرکات زیانبار حاکمیت که با سیاست های سرکوب ،مردم را در این ایام اهورائی در اندوه مرگ یا حبس عزیزان شان گریان و عزادار بر سر سفره های هفت سین نشانده و بسیاری دیگر در راه فرار از کهریزک به اردوگاه های پناهجویان رسیده و اشکریزان خانه و اشیانه از دست رفته شان شده اند ، شیوه هائی از اعتراض که به آئین های انسانی و لطیف ملت ایران صدمه می زند ، باید نقد بشود . یک ایران داریم و بسیار سرمایه های فرهنگی . اگر حاکمان به جان سرمایه های نفتی ما افتاده اند ، مجوزی نیست که ما اندوخته های فرهنگی خود را به باد فنا بسپاریم . آتش اهورائی در آتشکده ها ودرتار و پود بوته های کوچکی که خاص چهارشنبه سوری است و در صدای کوتاه ومسرت بخش ترقه های کوچک ، از گزند دشمنان فرهنگ کهن این سرزمین باقی می ماند و خاموش نمی شود . حراست از جنبش های مدنی ارزش این را دارد که از شیوه های خشونت آمیز به بهانه برگزاری آئین های سال نو خودداری بشود . احترام به آتش اهورائی و احترام به جنبش مدنی ایجاب می کند چهار شنبه سوری را در سالهای نزدیک به پیروزی با همان لطافتی برگزار کنیم که سی سال پیش می کردیم .