خشم و امید


نشانه های مثبت که دو طرف ایران و امریکا از مذاکرات اخیر در استانبول انتشار داده اند ، در محافل ایرانی به دو صورت بازتاب داشته است . این دور از مذاکرات که در یک چارچوب قابل قبول شروع شده و می تواند در صورت تداوم ، منافع ملی ایران و امریکا را تامین کند ، از یکسو پیام آور امید برای صلح شده و از دیگر سو خشم ایرانیانی را بر انگیخته که از فرو کاسته شدن بحران در روابط ایران و امریکا به شدت احساس نگرانی می کنند و آغاز رابطه را پایانی بر آرزوهای خود که در سقوط این نظام سیاسی خلاصه می شود ، می انگارند . در محافل سیاسی امریکا با رویکردهای دیگری همین دو گونگی مشاهده می شود . شگفتا که در یک همسوئی بی سابقه ، اما غیر مستقیم ، نهادهای نظامی حکومت اسرائیل ، این مهمترین بازیگر پشت صحنه ی مجموعه ی 1 + 5 وارد بحث تازه ای با نهادهای سیاسی شده اند که در این بحث ، محافل نظامی اسرائیل جنگ با ایران را نابسود برای اسرائیل ارزیابی می کنند و بر درستی نظرات برخی محافل سیاسی اسرائیل که بر ضرورت حمله ی نظامی تاکید دارند به روشنی و کاملا بر مبانی کارشناسی خط بطلان می کشند . در این بازی سیاسی مجموعه ی دولت پرزیدنت اوباما توانسته است مهارت خود را در پرهیز از جنگ به صورتی که رادیکال های جمهوریخواه در مخالفت با این دیپلماسی نتوانند دست بالا را داشته باشند ، نشان بدهد . هرچند نمی توان با یقین از سرانجام فضای صلح آمیزی که باز شده سخن گفت ، اما می شود دریافت که مجموعه ی دولت پرزیدنت اوباما همین درجه از تغییر در برخورد ایران با میز مذاکره را نتیجه ای بر سیاست تحریم دولت خود برشمرده و همان را در رقابت انتخاباتی پیش رو به نفع حزب خود کارسازی می کند .

برخورد دولت ایران در این دور از مذاکرات هوشمندانه است . می شود آن را نتیجه ای بر تحمیل تحریم ها تحلیل کرد ، اما از آن بیش می شود آن را در چارچوب دیپلماسی سنجیده ای ارج نهاد که در آن چارچوب نگاه سیاستگزار ، دور را می نگرد وسیاستگزار در نظر دارد خود را از اسارت شعارهای کوتاه مدت رها کند . سیاستگزاری با هدف های دراز مدت ایجاب می کند که حزب دموکرات امریکا و پرزیدنت اوباما چهار سال دیگر دولت امریکا را در دست داشته باشد . که در این صورت اگر سیاست خارجی ایران بخواهد با حفظ برخی اصول ، موقعیت خود را در جهان و بخصوص در جهان پیرامونی که عربستان سعودی در برابرش ایستاده است ، ارتقا بدهد ، می تواند از ساز و کارهای دولت اوباما بهره مند بشود . این بهره ای است که در صورت ورود جمهوریخواهان به کاخ سفید قابل دستیابی نیست .

بازگردیم به بازتاب خشم و امید که موضوع این یادداشت است :
هر دو واکنش از سوی ایرانیان قابل درک است . آنها که نمی توانند خشم خود را پنهان کنند برای این واکنش انسانی دلائل کافی در دست دارند . انواع بی عدالتی ها که زیر سلطه ی جمهوری اسلامی نصیب شان شده در آنها تخم کینه کاشته و جای آشتی باقی نگذاشته ، چندانکه نمی توانند حفظ صلح و آرامش در ایران را بر جنگ و آشوب که نهادهای این حکومت را گرفتار می کند و ممکن است به سقوط حکومت بیانجامد ، ترجیح بدهند . ستمگری دستگاههای اطلاعاتی ، پلیسی ، امنیتی و قضائی به همان اندازه که بر حقوق شهروندی ایرانیان از هر دسته و گروه دراز دستی کرده ، از میزان احساس مسئولیت شهروندان در برابر خطرات خارجی که دولت و امنیت ملی را تهدید می کند کاسته است . کسانی که در آتش بیداد می سوزند نمی توانند بیدادگر را در موضع قدرت ببینند و برایش هورا بکشند . سیاست خارجی ایران در دورانی که به نظر می رسد در آستانه ی واقع گرائی و سازش است ، اگر با تحولاتی در سیاست داخلی بخصوص در حوزه ی حقوق مردم همراه نشود ، بحران های مرتبط با نارضایتی ها تشدید می شود . تضمینی نیست سیاست خارجی که می خواهد خود را با واقعیات جهانی نزدیک کند و ثبات و احساس امنیت را به کشور بازگرداند ، بتواند با وجود سیاست داخلی که واقعیات اجتماعی و درون سرزمینی را انکار می کند ، به نتیجه برسد . وضعیت پریشان اقتصادی که با سوء مدیریت ، فساد حکومتی و تحریم بر مردم تحمیل شده به سرعت و با یکی دو جلسه ی مذاکرات امید بخش به سامان نمی رسد . حکومت ایران به مردم ایران برای جمع و جور کردن این پریشان احوالی نیاز دارد . مذاکرات کنونی آسیب پذیر است . کنگره امریکا بر اجرائی شدن تحریم های فلج کننده در ماههای آتی تاکید دارد . حکومت ایران از این همه آسیب پذیری بی خبر نیست . ولی عملکرد حکومت به گونه ای است که گویا بی خبر است . لجام سیاست داخلی را رها کرده و آن را به چند قاضی دست نشانده سپرده است . اعتماد سازی که اصل و اساس روابط دولت و شهروند است بکلی از دستور کار خارج شده . در این حوزه کار در دست کاردان نیست . کار در دست نادان است که می بیند خشم انبوهی از مردم را که به آغاز مذاکرات آشتی جویانه با امریکا با خشم می نگرند و با این وصف بر این خشم فرو خورده می افزاید . دست و پای زندانیان بیمار را به تخت بیمارستان زنجیر می کند و مادر بیمار دو کودک خرد سال را به جرم فعالیتهای حقوق بشری زندانی می کند . این هراس از مردم که بی حساب است از کجا می آید ؟ در کشوری که سیاستمداران ورزیده ای تربیت شده اند ، کدام مدیران و قضات بد تربیت در نهادهای قضائی و امنیتی کشور مدیریت را در دست دارند که در نهایت بی تدبیری نرگس محمدی را برای منافع ملی خطرناک تشخیص می دهند و او را از فرزندانش جدا می کنند ؟ بنابراین خشم جمع بزرگی از مردم از این که جمهوری اسلامی در سیاست خارجی سر عقل بیاید و روی آرامش ببیند ، بی جهت نیست و در آن بیداد نهفته است که مثل مته تا مغز استخوان فرو رفته است .

اما ایران که در جمهوری اسلامی خلاصه نمی شود . ایران که در سعید مرتضوی و محسنی اژه ای و صادق و جواد لاریجانی خلاصه نمی شود . ایران یک قدرت است با سرمایه های بزرگ انسانی که باید آن را حفظ کرد . قربانیان این آب و خاک اگر در اعتراض بر بیداد ، آزادی و امنیت و خانه و خانواده از دست داده اند ، ناگزیرند به اجتناب از حمله ی نظامی به ایران التزام عملی داشته باشند . این التزام عملی را حس ایرانی بودن تضمین می کند . تبعیت از حس ملی است . قانون نوشته ندارد . انواع مرتضوی و صلواتی هم از آن حراست نمی کنند . درونی است و خود نگاهبان آن شده ایم . امیدی که از احتمال رهائی از حمله ی نظامی بر دل می نشیند شیرین است . مهر تایید بر مشروعیت سیاست های رسمی نیست . به جاودانه بودن حکومت هم منجر نمی شود . مگر این 33 سال ایران و امریکا با هم روابط سیاسی رسمی داشتند که جمهوری اسلامی ماند و ماند و هر چه خواست ظلم و بیداد کرد ؟ بنابراین دوام و بقای ظلم در غیاب رابطه با امریکا میسر شده . چرا با وجود این واقعیت تاریخی که در برابر است باید پرتو امیدی را که بر مذاکرات تابیده به فال نیک نگیریم و چرا تن به این داوری بی بنیاد بدهیم که اگر روابط با امریکا بهبود یابد ، بیداد گران الی الابد بر گرده مان سوار خواهند بود ؟

همان اندازه که برای خشم خود از احتمال آشتی ایران و امریکا دلیل و مدرک داریم ، برای امید بستن به آینده ای که از این رابطه تنش زدائی بشود فرض های خوش بینانه می توانیم داشته باشیم . می شود خشم را کنترل کرد به این امید که ایران را از پرتگاه جنگی نابرابر و بد فرجام دور بداریم . سیاست خارجی ایران تا جائی که این کابوس را دور کند قابل دفاع است . بقیه اش با خودمان است .

مهرانگیز کار
به نقل از سایت اینترنتی روز
اردی بهشت 1391