اسمش جام عقل است


July 2012

اسمش جام زهر نیست . جام عقل است . بنوشیدش ، بنوشیدش . بی دلواپسی . از آن گزیری نیست یا اگر هست در شیب تند جنگی نابرابر است . بنوشیدش که زهر نیست ، مرگ نیست ، زندگی است . ملتی جان به سر شده . تعادل که حکم عقل است از گفتار و رفتار مدیران رخت بر بسته است . یکی می گوید قطعنامه های بین المللی کاغذ پاره است ، یکی می گوید ناوگان های امریکا در خلیج فارس آهن پاره است . مردم خسته از لافزنی ها و دزدی ها ، می دوند دنبال لقمه ای نان و تکه ای گوشت تا لبخندی بر لبان فرزندشان بنشانند . عقل بر اقدامی که زیانش بیش از منفعت است صحه نمی گذارد .
مردم می خواهند زندگی کنند . نمی خواهند ریاضت بکشند و برای پیروزی در نبردی نابرابر که به فرض دستیابی ، فرصت تازه ای می شود برای بد مستی ستمگران قربانی بدهند . از آن آمادگی برای ایثار جان و مال که در جنگ ایران و عراق در کار بود خبری نیست که نیست . جان ها فدا شد تا یک شبکه ی بزرگ قدرت به جان مردم بیافتد و متکبرانه از آنها سلب آسایش کند . پیچ سرنوشت تند شده . لحظه های تاریخی از کف رفته ، باقی مانده هم می رود . مردم بارها به پا خاستند تا شما را سر عقل بیاورند تا شاید به این روز ننشینند . نشد که نشد . درها را به روی عقل بسته اید . دیر است . ولی باری آن ها را بگشائید . از شماتت که البته در پی تاخیر در گشودن درها انتظارتان را می کشد نهراسید . همیشه از بس ترسیده اید خطا روی خطا مرتکب شده اید . هرگاه خود پاک و بی غل و غش بودید ، مردم اندرزتان می دادند و همدلانه با شما همصدا می شدند و می گفتند ادعای شما درست است . جهان زیر سلطه ی مدیریت تبعیض و بی عدالتی پر پر می زند . ولی ما که نمی توانیم آن را تغییر بدهیم خوب است دست بگذاریم روی کلاه خودمان و قدر چاههای نفت را بدانیم و در جغرافیائی که مقدر شده خانه مان باشد خوب زندگی کنیم . آیا رابطه ی مردم با شما این گونه است ؟ با مردم دو رو ئی کردید . بار خود بستید و بار مردم به خاک افکندید . مردم دقیق تر از شما تاریخ سرزمین شان را خوانده اند . می دانند بسیاری از حقوق مسلم شان در جامعه ی جهانی بارها بلعیده شده ، اما این را نیز تجربه کرده اند که شما با انواع کجروی ها بیش از قدرت های جهانی منافع ملی آنها را در این چند دهه به خطر انداخته اید و به کرامت انسانی و حقوق فردی شان بیش از همه ی دورانی که حکومت ها بر طبل "استقلال" نمی کوبیدند بی اعتنائی کرده اید . آنها به شما از سال 1357 وکالت دادند تا مدافع حقوق شان برای رفاه و مشارکت و شادمانی و عدالت بشوید . شدید ؟ نشدید . وکیل خطا کار و بیسواد و جاهل یا طمعکار و خائنی بودید که منافع موکل را تامین نکرده و بلکه حتا حریم جغرافیا ئی و ملک و املاکش را آسیب پذیر ساخته اید . این چنین وکیل به حکم عقل دو راه پیش پا دارد . یا استعفا می دهد یا عزل می شود . شما که جگر استعفا ندارید . مردم هم که تا کنون نتوانسته اند متقاعدتان کنند که مدتهاست عزل شده اید . پس بیائید شرط دیگری ازبسیار شرطهای عقل را بپذیرید . در این لحظات حساس ، لافزنی و گزافه گوئی را بس کنید . عجالتا همین اندازه از پذیرش عقل به مردم کمک می کند تا ناگهان تکه پاره نشوند و مثل دود هوا نروند . مدیریت بحران از این جا شروع می شود . اما تمام نمی شود .
جام عقل را بنوشید . در غیر این صورت به بهای جان و مال و امنیت جغرافیائی مردم ، از صفحه ی روزگار محو می شوید . تا حالا هم که نشده اید نان گرفتاری های خود ساخته ی قدرت های جهانی را خورده اید . نه مدیریت خودتان را . دشمن یا دشمنان که ورد زبان تان شده است ، دستشان جاهای دیگری بند است . ولی چنانکه افتد و دانی ناوگان شان به راه است و امنیت ملی شان به امنیت خلیج فارس گره خورده است . به عبارت دیگر جانشان به جان خلیج فارس بسته است وبه علاوه ایران حقی بر همه ی گلوگاه عبور نفتکش ها ندارد . حرفهای خنده دار که می تواند شهروندان نظامی و غیر نظامی ایران را به خاک و خون بکشد نزنید . برای بستن تنگه ی هرمز لطفا قانونگزاری نفرمائید . حال که این همه ثروت اندوخته اید و اموال موکل را یک جا بالا کشیده اید ، دستکم بمانید و از آن بادآورده ها لذت ببرید . زندگی مشقت بار مردم را از این که هست ، سختتر نکنید .
درشرایط کنونی که در جهان زیاده جنجال راه انداخته و با مردم در حوزه های گوناگون بسیار ستیزه کرده اید ، یک جرعه نوشیدن از جام عقل شرف دارد به این توپ و تشرهای تو خالی .این ها که برای مردم نان شب نمی شود و اتفاقا بر خلاف بارهای دیگر کام شما را هم شیرین نمی کند . لبخندهای دیپلماتیک خانم اشتون خیلی قیمت دارد و لکن ابدی نیست . جست و خیز خانم کلینتون در سطح جهان بی چیزی نیست . جام را لاجرعه سر بکشید . وقتی باور کنید که جان و رفاه و نان و مرغ و گوشت و سفره ی پر و پیمان ایرانیان به این جام بسته است و دوام حکومت خودتان هم در گرو این اقدام است ، تن دادن به آن آسان می شود . اگر جام را بالا ببرید کسانی که عقیده دارند خون را با خون نمی شویند و تعدادشان در جهان کم نیست در همان حال که شما را تحسین می کنند و از این که حساب سود و زیان را به نفع مردم نگاه داشته اید می ستایند ، قدرت های جهانی را که به حقوق ملت ها در زمینه ی دسترسی به انرژی هسته ای در منطقه و در آسیا دو گونه برخورد می کنند ، بیش از پیش پاسخگو می خواهند . در منظر جهانی چیزی از دست نمی دهید . می توانید تا یک طرف قضیه دیوانگی را شروع نکرده امتیاز هم بگیرید . هنوز فرصت اندکی باقی است .
اسمش جام زهر نیست . جام عقل است . اگر فریاد نزده بودید که می خواهید کشوری را از روی جغرافیای جهان پاک کنید ، شاید می توانستید حالا حالا با سیاست هسته ای بازی و تبلیغات کنید . ولی پس از لافزنی ها کار بر شما و بر مردمی که در این لافزنی نقشی نداشتند سخت شد و شگفتا که هنوز لافزنی و گزافه گوئی را ادامه می دهید و تصور می کنید همین که مردم تصاویر خوردن مرغ را از تلویزیون نبینند کافی است و طعم گوشت مرغ فراموش شان می شود و برای شما با شکم گرسنه هورا می کشند .
تحریم قابل دفاع نیست . حکومتی هم که دروازه ها را بر سیاست تحریم می گشاید و در حالی که قصد و نیت حمله و جنگ ندارد به آن در کلام تظاهر می کند ، قابل دفاع نیست . شرایط ایران کنونی از نظر اقتصادی از شرایط جنگ 8 ساله با عراق به مراتب بدتر است . برنامه نیست . دفترچه بسیج نیست . امید نیست . ولی قحطی جنگ هست . جام را بردارید و بنوشید . بگذارید مردم بخورند و بیاشامند .
چاپ شده در سایت روز