مالما نژاد پرستی را تبلیغ می کند—7

در هفتمین بخش از سفرنامه ی آفریقای جنوبی ، مالما بهتر شناخته می شود و حتا برای توریست تازه رسیده ای از تبار من ، آشکار می شود در جوامعی که مردم تاریخ پر خون استبداد را پشت سر دارند همواره آماده ی شخصیت سازی از پدیده های تندرو هستند و ایران در این ویژگی تنها نیست. سفرنامه را که در سال 2010 در کیپ تاون نوشته ام پی می گیرم :

برخلاف پیش بینی های علمی هواشناسی ، هوا امروز بارانی است و خنک . نسیم نوازشگر است. راه افتاده ام به سمت Main Road ، جائی که همه چیز پیدا می شود . بانک برای خرد کردن دلار به R ، قهوه خانه و رستوران و سوپرمارکت . ابتدا مثل همیشه رفتم بانک . یکصد دلارتحویل دادم . صندوقدار دو تا 20 دلاری را به من پس داد و گفت مشکوک است . ممکن است تقلبی باشد . هرچه جز زدم که اسکناس ها را از Bank of America در واشنگتن دی سی گرفته ام و نمی تواند تقلبی یاشد به خرجش نرفت که نرفت . گفت یک اسکناس در حاشیه اش لکه ی صورتی دارد و یک اسکناس لکه ی سبز. بگذریم 60 دلار خرد کردم و به این ترتیب از اندوخته ی ناچیزم 40 دلار کم شد . از طرفی نرخ برابری دلار و R هر روز کاهش می یابد و طبعا ثروتمندی مثل من که تمام موجودی اش500 دلار بوده همین روزها ورشکست می شود .

بی خیال این حرفها ، روزنامه را باز می کنم . دوباره Malema روبه رویم سبز می شود . پوست سیاه دارد ، جوان و تنومند است ، به نظرات خشونت بارش می نازد . انگار این همه راه آمده ام تا از دست یک نژاد پرست و دیکتاتور قرن بیست و یکمی که وارث نلسون ماندلا شده و در صدد است آن را بر باد بدهد ، حرص بخورم . اصلا سرنوشت آدمهائی از سلسله ی فکری ما حرص خوردن است . دارم بی اراده مالما را دنبال می کنم . عادت کرده ام به تعقیب پدیده هائی مانند مالما . کاری هم ندارم به این که از پس شان بر می آیم یا نه . تا حالا که آنها دخل ما را آورده اند و آواره مان کرده اند . بگذریم مالما دیگر بار به جای سخنرانی در شاخه ی جوانان حزب کنگره ، لجن پراکنی کرده است . به نقل از روزنامه ی Cape Town دهم مارس 2010 پرزیدنت ژاکوب زوما دور دوم انتخابات را خواهد برد . چرا ؟ مفسران نوشته اند : چون مالما می خواهد یعنی همان تند رو 29 ساله . مفسران می افزایند هر مقامی که بخواهد موقعیت خودش را در حزب کنگره ملی حفظ کند باید ژاکوب زوما را ستایش و تبلیغ کند . بنابراین مالما که جاه طلب است و هر روز چه چه می زند ، خود و جوانان هوادارش نیروی تاثیر گزاری می شوند وبه رئیس جمهور برای دور بعدی بسیار کمک می رسانند تا سر قدرت بماند . مالما در خبرهای روزانه همیشه حضوری پر سر و صدا دارد و ثابت کرده است که بی جهت نژاد پرستی را به سفیدها نسبت می دهند . مالما با گفتار و رفتار خود نشان می دهد که یک نژاد پرست سیاه پوست است . چپ و راست به نژاد سفید بد و بیراه می گوید . مالما که با رهبری خردمندانه ی نلسون ماندلا سری توی سرها در آورده و در 29 سالگی با رای اعضای کنگره ی ملی و از برکت دموکراسی صاحب مقام شده ، از آن جا که نمی تواند مطبوعات آزاد را تحمل کند ، از آن جا که نمی تواند آزادی بیان را تحمل کند ، دموکراسی را ستایش نمی کند و در عوض به بهانه ی دشمنی تاریخی سیاه و سفید ، بر ضد حضور سفیدها در آن کشور می خواهد قیام کند و زحمات نلسون ماندلا ، توتو و بسیاری دیگر را بر باد بدهد . مسیر استبداد را به این بهانه هموار می کند . به توجیه نظراتش با مبانی نژادی می پردازد و طرفدارهم کم ندارد . عموما جمعیت جوان و سیاه و محروم کشور از او پشتیبانی می کنند .

مالما همواره تکرار می کند : " دشمنان من ، سفید پوست هائی که می خواهند آپارتاید را دیگر بار به این کشور باز گردانند در مطبوعات آفریقای جنوبی نفوذ کرده اند . آنها نویسندگان مطبوعات را در اختیار دارند ". می بینید ؟ حرفهایش مو نمی زند با رهبران امروز خودمان در ایران . در مکتب اینان دشمن انگاری جای مدیریت با هدف رفاه مردم و حفظ حقوق و شرافت انسانی را گرفته است . هر دو دنبال دشمن فرضی یا واقعی راه افتاده اند و وقت تلف می کنند . مدیریت بلد نیستند . به دشمن فرضی بند می کنند تا مردم از آنها حقوق انسانی شان را مطالبه نکنند . به دشمن واقعی هم که زورشان به آن نمی رسد بند می کنند و مردم را به خاک سیاه می نشانند . خودشان هم که دستشان توی دست مافیای اقتصادی است و کار خودشان را می کنند . مالما وقتی مواجه شد با خبرهای مطبوعات پیرامون ولخرجی هایش شمشیر را از رو کشید . مطبوعات نوشتند مالما جشن تولد گران قیمتی به خرج حزب برگزار کرده است .
او یک سیاه پوست جوان است که حضورش در رده های بالای سیاسی- حزبی نشانه ای است بر فروپاشی آپارتاید ( نظام تبعیض نژادی ) . اینک طوری حرف می زند که گویا در صدد است آپارتاید دیگری را بر ضد نژاد سفید طراحی کند . واقعیت این است که در آفریقای جنوبی آپارتاید اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی بر ضد سیاهان به جای خود باقی است . ولی آپارتاید سیاسی در حدودی که آقای مالما به مقامات سیاسی برسد کاملا از بین رفته است . مالما این جاه و مقام را دوست دارد . پول پارو می کند، اما دوست ندارد مطبوعات از ولخرجی ها و سخنان نسنجیده اش که بوی نژاد پرستی می دهد بنویسند . مالما در برابر من و در خبرها نمادی است از مردان جمهوری اسلامی که با شدت و ضعف ، به این جوان تازه به دوران رسیده ی آفریقائی شباهت ها دارند .