بانوی اول --8


از قرار این 11 روزی که که در کیپ تاون بوده ام فقط از گرما عرق ریخته ام . گاهی هم رفته ام بانک و دلار تبدبل کرده ام . در قهوه خانه ای هم نشسته ام و چار چشمی به سیاهان خدمتگاری زل زده ام که که از آداب خدمتگاری بی خبرند . مدیران خوش برخورد سفید پوست که کارشان را بلدند به داد می رسند . چرا چنین است ؟ چرا سیاهان جوان که بار سیاسی آپارتاید روی شانه هاشان نیست ، دل به کار و کسب تخصص نمی دهند . چرا انقلاب را قدر نمی دانند ؟ حکومت که سیاه است . رئیس جمهور که سیاه است . تمام اعضای حاکمیت سیاسی هم که سیاه هستند . با این وصف سیاهان فقیر و ناراضی با خشم می گویند آنها از سفید هم سفید تر شده اند .
هر روز آزادی بیان و مطبوعات آزاد ، این گوهر به دست آمده از انقلاب بی خشونت ، صابونی به تن مالما می کشد . ولی مگر مالما تنهاست ؟ ژاکوب زوما رئیس جمهور سیاه که در سال 2010 که این یادداشت ها نوشته می شود با سه زن و بیست فرزند ( یا به قولی 35 فرزند ) درکاخ ریاست جمهور زندگی می کند و هزینه ی هنگفتی صرف زندگی پر جمعیت و پر تجملش می شود . او پشت و پناه مالماست . اگر نبود این پدیده ی تند رو نمی توانست کجراهه برود و دستاوردهای آن بزرگ مرد انقلاب بی خشونت را با کلام و پیام خشونت آمیز به خطر بیاندازد . چه اندازه همه چیز به همه چیز شباهت دارد . آیا اگر حمایت بی دریغ خامنه ای از محمود احمدی نژاد نبود ، دستکم مردم ایران از 2009 ببعد این همه مصیبت را تحمل کرده بودند ؟

پرزیدنت ژاکوب زوما کم زرنگ نیست . درست توی گیر و دار بحث های مربوط به World Cup که قرار است درسال 2010 در آفریقای جنوبی برگزار بشود ، دست یکی از سه First Lady را گرفت و رفت کاخ باکینگهام به میهمانی ملکه ی انگلیس . در مطبوعات بحث هائی انتشار یافت و پرسشی مطرح شد که بانوی اول کدامیک از سه زن رئیس جمهور است و چرا آن یکی برای سفر به آن مهمی انتخاب شده است ؟
امروز که 11 مارس 2010 است روزنامه ها برخی سوغاتی های رئیس جمهور از این سفر را برای مردم رو کرده اند :
وزارت بهداشت انگلستان روز گذشته با شادمانی خبری را به مطبوعات گزارش کرده که دولت بریتانیا برنامه ای دارد و بر پایه ی آن تا 42 میلیون کاندوم Condom تا پیش از شروع بازی های جام جهانی در اختیار دولت آفریقای جنوبی می گذارد. انگلستان با انتشار اعلامیه ای تاکید دارد که دولت بریتانیا هدف توسعه ی جهانی را دنبال می کند و ممکن است بیش از مقدار اعلام شده هم کاندوم به آفریقای جنوبی برساند . کمک دولت انگلستان بخشی از تلاش این کشور برای پیشگیری از انتشار بیماری HIV در جهان است .
به بررسی خبر در مطبوعات ادامه می دهم . در صفحه ی خبر روزنامه ی کیپ تایمز نوشته شده که پرزیدنت ژاکوب زوما به صراحت گفته است یکی از هدفهای عمده اش از این سفر اعلام تقاضای مقادیر زیادی کاندوم بوده تا مسافران جام جهانی بی دغدغه ی خاطر در کشورش خوش بگذرانند . از طرف دیگر هفته ی پیش مرکز داروئی بخش توسعه ی اجتماعی رسما خبر داده است انتظار می رود بیش از 40000 روسبی خارجی در دوران مسابقات وارد آفریقای جنوبی بشوند . در اعلامیه آمده است : " ما با موقعیت بسیار حساسی مواجه می شویم . برای مبارزه با HIV کمبودهائی داریم . این دلیلی است که بریتانیا آفریقای جنوبی را حمایت می کند و رهبری آن را یاری می رساند تا از سرایت بیماری در دوران مسابقات جام جهانی جلوگیری کنند. "

یادداشت ها را در کافه تریای طبقه ی 2 ساختمانی می نویسم که دانشکده حقوق در طبقات 7 و 8 آن قرار دارد . می بینم دانشجویان سفید و سیاه با هم درس می خوانند و تفریح می کنند . در یکی از جلسات " مجمع دانشجویان کنیائی " متوجه شدم از این که وقتی نام کشورهای آنها در محافل جهانی مطرح می شود ، فورا فحشا و مواد مخدر و ایدز و مانند آن برای حاضران تداعی می شود ، به شدت عصبانی اند . این هویت سازی ، مردم را در سراسر قاره ی آفریقا آزرده خاطر کرده است . دوست دارند با هویت های ارزشی ، فرهنگی ، علمی و اخلاقی که دارند در جهان شناخته بشوند . پیاپی جلساتی می گذارند تا به دیگران بقبولانند که مردم آفریقا مثل مردم دیگر کشورها و قاره ها همه گونه هویتی دارند و رسانه های غربی بد کاری می کنند که مردم جهان را به بهانه ی کنترل ایدز و مواد مخدر و فحشا ، از چهره ی پاک و سالم و رنگارنگ مردم آفریقا محروم نگاه می دارند . گرفتار دلهره می شوم . مبادا ایران هم مسیری را می پیماید که پس از پایان جنجال های هسته ای هویتی چنین ناپاک پیدا می کند و فرزندان ما از این هویت در جهان سرشکسته می شوند . نگرانی ها یکی دو تا نیست . جهان را که از نزدیک می بینی از این که در سرزمین و زادگاه خودت فرصتی نداری تا آن همه تجربه های جهانگردی را برای آن سرزمین کارسازی کنی ، دلت می گیرد .

رستوران با صدای تولدت مبارک جمعی از دانشجویان دانشکده ی حقوق به هم می ریزد . حدود 20 دانشجوی سیاه پوست ، تولد همکلاسی سفید خود را جشن گرفته اند . این دانشگاه تا چند سال پیش فقط دانشجویان سفید را می پذیرفت . چند سال است محدودیت نژادی لغو شده و دانشجویان از هر رنگ و نژاد وارد می شوند . این دستاوردهای انقلاب بی خشونت را امثال مالمای جاه طلب و رئیس جمهور قبیله ی زولو البته نمی توانند از بین ببرند ، ولی صدماتی که وارد می کنند غیر قابل جبران است .
از آن بدتر پاره ای از جوانهائی که با انقلاب از آنها محرومیت زدائی شده و مالما نمونه ی بسیار موفق آن است ، بر ضد مبانی انقلاب می ستیزند . محمود احمدی نژاد نمونه ی ایرانی آن است . کارسیاسی را از نوجوانی در بسیج و انقلاب آغاز کرده و در میانسالی به جان آزادی ها به نام انقلاب افتاده . مالما نیز در آفریقای جنوبی چنین می کند . می خواهد تیشه به ریشه ی انقلاب بی خشونت بزند و به بهای از دست رفتن آن چه به دست آمده ، سفیدها را جزغاله کند . هر دو تحصیلات دانشگاهی دارند . هردو با انقلابی که خود در آن چندان نقش نداشته اند تغییر طبقه داده و بالا پریده اند و حالا فضا را برای مردمی که می خواهند در امنیت و صلح زندگی کنند تنگ کرده اند . دنده عقب می روند . چرا ؟ و به کجا ؟

 









Girls Who Flee From Home Are Not Criminals

The Iranian Woman Will Be Unveiled in 2025!

چرا معاون رئیس جمهور در امور زنان مانند فعال حقوق زن عمل می کند

ستایش فقر نکوهش عقل٬ این است برنامه سیاسی حاکمان ایران

آقای ظریف به دخترم تذکر داد که اگر بازگردی اعدام می شوی

احمد زیدآبادی به گناباد می رود، احمدی مقدم و رحیمی کجا؟

مناظره خیالی با فاطمه آلیا

خروج از دایره بسته بومی گرائی

روزی که فعال حقوق زن شدم

مادران ایرانی