زادگاه دموکراسی در فقر و بدبختی-13

سیزدهمین بخش از یادداشت های خاطرات سفر به آفریقای جنوبی در سال 2010 را پی گیرم :

دانشگاهیان عموما در مراسم سالگرد کشتاری که رژیم آپارتاید در سال 1960 در شارپ ویل
مرتکب شده است ، از فقر و بدبختی ساکنان شارپ ویل می گویند. پروفسور بریانو کانمل از دانشگاه وست کیپ یکی از آنهاست که می گوید :
ما در خطریم و ممکن است نتوانیم دستاوردهای گذار بی خشونت را حفظ کنیم . علامت های خطر را به چشم می بینیم . دیسیپلین و نظام تاریخ را خوب می شناسیم . مراحل آن را می شناسیم . چه باید بکنیم تا این همه خطرات واقعی را که احاطه مان کرده است ضعیف کنیم .
دکتر ژانت چرنی از دانشگاه نلسون ماندلا زن سفید پوستی که در جوانی بارها زندانی رژیم آپارتاید بوده و هنوز زیباست ، به نمونه ای از رویداد های اخیر استناد می کند و می گوید اخیرا پلیس به نو جوان ها و بچه هائی که در یک تظاهرات اعتراضی شرکت کرده بودند ، حمله کرده است . ما و دموکراسی ما 50 سال پیش در واقعه ی شارپ ویل دنیا آمده ایم . باید تا کنون پلیس برای این دوران تربیت شده بود و تظاهرات اعتراضی بی خشونت را می پذیرفت . 50 سال از تولد دموکراسی و حقوق بشر در این کشور گذشته است . ما بهترین دلیل برگزاری سالروز این رویداد را باید مبارزه با نقض حقوق بشر تلقی کنیم . آن چه در سال 1960 اتفاق افتاده و به مرگ بسیاری منجر شده یک کنش بوده که به خیلی چیزها منجرشده است . این کنش به آفریقای جنوبی فرصت داده تا تا تاریخ خود را بسازد . اکنون برخی از آن رویداد طوری حرف می زنند که من آن را نمی فهمم ( اشاره دارد به مالما ) این که افتخارات رویدادی تاریخ ساز به نام این حزب یا آن حزب ثبت بشود در حال حاضر مسئله ی ما نیست . روز 21 مارس 1960 دولت آپارتاید بی کفایتی و طبیعت ضد حقوق بشری خود را نشان داد . این نکته واجد ارزش تاریخی است .
سخنان خانم ژانت فکر من را بیش از همیشه به رویدادهای پس از انتخابات دهمین دوره ی ریاست جمهوری ایران اشغال کرد . پیاپی از خود می پرسیدم آن کنش بی مانند از سوی مردم ایران به کدام تحول بزرگ سیاسی در ایران منجر می شود ؟

رئیس جلسه چند اظهار نظر دیگر را شنید و سپس پرسشی را در میان گذاشت :

پیروزی چیست ؟ شکست کدام است ؟

پاسخ های روشنی دریافت نکرد . همه ی نظرها پیرامون شکست و ضرورت اصلاح دور می زد .حتا یک عضو پارلمان از حزب آی اف پی صاف و پوست کنده گفت: حقوق بشر در آفریقای جنوبی تثبیت نشده است .
هریک از سخنران ها به بهانه ای از نلسون ماندلا نقل قول می کردند . اما نه به آن فراوانی که انتظارش را داشتم . یکی گفت :
تاکید ماندلا بر قانون اساسی و قانونمندی بوده است .
یکی گفت:
کار بزرگ ماندلا ین بود که آفریقای جنوبی را به سوی ناسیونالیسم و سوسیالیزم همزمان پیش می برد و هویت اعتراضی داشت ترکیبی می شد از این دو مفهوم .

سخنران دیگری که زن سفید پوست 70 ساله ای بود و مری برتون نام داشت و استاد و پژوهشگر جامعه شناسی در دانشگاه کیپ تاون یود ، نقش زنان را در واقعه ی شارپ ویل 50 سال پیش ، درخشان و بی همتا تعریف کرد . گفت برای نخستین بار بود که در آفریقای جنوبی تعداد زیادی زن در یک رویداد ضد آپارتاید و ضد تبعیض جنسیتی دستگیر شدند . این تجربه ی تاریخی ، طبیعت اجتماعات اعتراضی را در این کشور تغییر داده است . به عدالت مفهوم دو جنسی بخشیده و زنان در این کشور از آن پس با حضور داوطلبانه و دلاورانه در مبارزات تعریف شده اند .
باری دیگر فیل ام هوای هندوستان کرد و به یاد آوردم که زنان ایرانی بارها خود را با همین معنا تعریف کرده اند . اما رویدادهای پس از انتخابات سال 1388 شمسی با آن چه مری برتون در نظر دارد بیشتر نزدیک است . زنان ایرانی در آن رویداد وجهه ی مبارزاتی و تاریخی خود را به صورت مدرن و بی همتائی باز تعریف کردند . در تداوم این تعریف است که اوضاع ایران و سرنوشت زنان رقم می خورد .

جلسه رو به پایان رفت . یک استاد برجسته به نام دکتر اوپا موشیبی که از ژوهانسبورگ آمده بود پشت سر هم با صدای بلند می گفت و تکرار می کرد :

حقوق بشر چیست ؟
اصلا وضع از حیث حقوق بشر تغییر کرده است ؟

حاضران به او که گوئی با خودش حرف می زد پاسخی نمی دانند . استاد پاسخگوی خودش می شد و می گفت :
بیکاری ، اعتیاد ، بیماری ، نبود رفاه ، نبود امکانات درمانی و بهداشتی
آیا این ها تغییر کرده است ؟ لطفا به جای این که در مراسم سالگرد کشتار شارپ ویل شرکت کنید سری بزنید به شارپ ویل . و ببینید وضعیت آب و غذا و مسکن و درمان و... ، در جائی که برای آفریقای جنوبی تاریخ سازی کرده چگونه است ؟