سیاستگزاری با تمرکز بر جنسیت


آیا در جهان کشوری را می شناسیم که در آن جنسیت به اندازه ایران در مرکز تحولات سیاسی تاثیر گزار بوده باشد ؟ آیا این درجه از تاثیر پذیری که در سیاستهای شاهانه عصر پهلوی و سیاستهای رجال دینی-سیاسی عصر جمهوری اسلامی ، انعکاس یافت ، به تنهائی خبر نمی دهد که زنان ایرانی تسلیم و سر به راه نیستند و حکومت ها هریک به شیوه ای تلاش کرده و می کنند تا از عصیان حق طلبانه آنها با سیاستگزاری و قانونگزاری پیش گیری کنند ؟ شگفتا که هر دو نظام سیاسی پیش و پس از انقلاب ، شاه با تفویض حقوق به زنان بر پایه قانونگزاری و ولی فقیه با پس گرفتن حقوق آنها به بهانه های اسلامی نتوانستند راه بر عصیان زنان ایرانی ببندند .شاه به صورت غیر منتظره زنان را در سال 1357 رویاروی خود یافت و ولی فقیه هرگز نتوانست با نقل مکرر روایات و احادیث وبا اختصاص بودجه هنگفت به دستگاه عریض و طویل "سازمان تبلیغات اسلامی" و "ائمه جماعت" و " مربیان پرورشی " دستکم حجاب اجباری را جا بیندازد و دیر نیست روزگاری که زنان راه ادامه ی حکومت را بر دزدان حقوق و کرامت انسانی خود ببندند . ناکامی جمهوری اسلامی در سیاستهای ستیزه جویانه با زنان چنان بوده که زنان دینی وغیردینی آمادگی دارند تا با هدف تغییر نظم موجود ، آشکارا و در یک فرصت تاریخی بر ضد این حکومت با یکدیگر همنوا شده و دست در دست هم نهند . درانتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری ایران ، مشارکت وسیع زنان ، خیره کننده بود ، در اعتراض به نتایج این انتخابات هم درجه ی حضور زنان از دو طیف دینی و غیر دینی بالا بود و هردو نشان دادند که تا چه اندازه برای یک طغیان بزرگ آمادگی دارند . بی گمان بیقراری های سیاسی زنان ایرانی بخصوص در 33 سال اخیر تاکیدی است بر این که نظام سیاسی آینده ایران اگر ظرفیت جذب و جلب زنان ایرانی با حقوق برابر و احترام برابرنداشته باشد ، نمی تواند به ثبات سیاسی دست یابد .

به چند نمونه از ماجراهای سرنوشت ساز سیاسی در تاریخ معاصر ایران که زنانگی در کانون توجه آن بوده است ، به مناسبت روز جهانی زن ، توجه می دهد :

کشف حجاب به فرمان رضا شاه پهلوی در سال 1314 ، زنانگی و بدن زن را درمحافل سیاسی مخالف و موافق با شاه به بحث گذاشت . بدن زن موضوعی شد که به سیاست داخلی گره خورد و هنوز پس از 76 سال که از کشتار مخالفان بی حجابی اجباری در مسجد گوهرشاد مشهد می گذرد ، بحث ها از حیث پیوند سیاستگزاری با بدن زن و پوشش زن همچنان در محافل ایرانی داخل و خارج ایران زنده است . بحث هائی که اخیرا در پی برهنه شدن یک زن هنرمند ایرانی در برابر دوربین یک عکاس غربی به راه افتاد نشان داد که بدن زن می تواند در تحولات سیاسی ایران قرن 21 میلادی و در جریان گذار از یک مرحله به مرحله ای دیگر تاثیر گذار باشد و می تواند بخش هائی از جمعیت ایران را ا با تمرکز بر آن باز هم وارد گفتمان های سیاسی کند. پهلوی دوم حق انتخاب حجاب یا بی حجابی را به رسمیت شناخت و از سال 1320 زنان با حجاب و بی حجاب با یکدیگر در بیشتر زمینه های خانوادگی و سیاسی همزیستی مسالمت آمیز داشتند . با این توضیح و خرده گیری بر رژیم شاه که با وجود جمعیت بزرگ زنان با حجاب ایمانی در کشور ، برای آنها مجال ورورو به ساختار حکومتی مثل پارلمان و دولت را فراهم نمی ساختند . بنابراین می شود گفت که زنان با حجاب ایمانی در زمان شاه تبعیض مضاعف را تحمل می کردند . زن بودن + با حجاب بودن . شاه و مشاورانش هرگز بر فرجام این بی دقتی و بی عدالتی پیرامون بخش بزرگی از جمعیت زنان اندیشه نکردند و از اثرات سیاسی آن در آینده نهراسیدند .

خمینی روز 15 خرداد 1342 در مخالفت با حق رای زنان که محمد رضا شاه پهلوی به آن فرمان داده بود ، نهاد های سنتی و غیر حکومتی مانند طلبه ها و بازار را بر انگیخت تا به اعتراض وارد میدان مبارزه با شاه بشوند . این تظاهرات اعتراضی با نیروهای سرکوب شاه خونین شد . خمینی را به تبعید فرستادند . اما سیاست مبتنی بر حق رای زنان اجرائی شد و در سال 1344 دو سال پس از واقعه ، حق رای زنان و حق انتخاب شدن آنان در جای نماینده مجلس شورای ملی و مجلس سنا حسب خواسته ی شاه تبدیل به قانون شد . همزمان جمعی از مراجع و مجتهدین دینی در شهر های قم و مشهد کتابهائی منتشر می کردند و با استناد به متون اسلامی تذکر می دادند که در اسلام ( از نگاه مراجع شیعه و سنی ) زن حق رای ندارد . دستجات غیر دینی ولائیک و مخالف شاه که نمی خواستند و نمی توانستند با استناد به احکام شرع ، حکومت شاه را به لحاظ تفویض حق رای به زنان نقد کنند ، سیاستهای داخلی رژیم شاه در ارتباط با زنان را با مواضع ضد امپریالیستی نقد می کردند و یادآور می شدند که تبلیغاتی است و پوششی است بر همکاری های رژیم با امریکا . از این بیش یادآور می شدند که شاه از اصلاح قوانین به نفع زنان ، ترویج فحشا را در نظر دارد با هدف دور کردن جوانان از چون و چراهای سیاسی . اصلاح قوانین ناظر بر خانواده و پذیرش حق طلاق زنان که مراجع معتبر شیعه ، آن را صحه نگداشته بودند بر بحران سیاسی پیرامون جنسیت افزود . تقابل سیاستگزاری پیرامون حقوق زن با مخالفان ، در دراز مدت ، نقش زنانگی را در تحولات سیاسی آن دوران پررنگ کرد . زندگی سیاسی پهلوی دوم مانند پهلوی اول در ارتباط با پوشش زن و حق طلاق و حق رای زن به پر تنش شد و نیروهای دینی توانستند با تاکید بر شعائر مذهبی ، و نیروهای غیر دینی توانستند با تاکید بر امریکائی بودن رفورم های شاه ، زنان تحصیلکرده در دانشگاههای ایران و غرب را متوجه خود کنند .

زنان در راه انقلاب

تضاد و تناقض در لایه های گوناگون اجتماعی در دوران پهلوی تشدید شد ه بود .تبلیغات وسیع مخالفان بر همسوئی شاه با سیاستهای امپریالیستی امریکا ، همچنین بیزاری شاه از قبول آزادی بیان و تاسیس احزاب مستقل سیاسی و تاکید او بر تک حزبی ، جمعیت بزرگ زنانی را که از حقوق مکتسبه در عصر پهلوی برخوردارشده و در فعالیت های اجتماعی و بازار کار حضور یافته و حتا از حق قضاوت و وزارت و سفارت و... بهره مند شده بودند ، با مخالفان شاه همسو ساخت . آنها که از آزادی های اجتماعی لذت می بردند ، مانند مردان تحصیلکرده از این که از آزادی های سیاسی محروم مانده بودند و نمی توانستند اوضاع را آزادانه نقد کنند ، رنج می بردند تا جائی که به گرایش های مخالف شاه پیوستند و در بسیاری موارد با حجاب در تظاهرات انقلابی حاضر شدند . این همسوئی شکلی ، همسوئی دیدگاهی نبود و پس ازسقوط حکومت شاه ،
، زنان ایرانی طرفدار حجاب اجباری و مخالف حجاب اجباری را در برابر هم قرار داد . شاید اگر بلافاصله جنگ ایران و عراق شروع نشده بود ، با برخورد های فیزیکی زنان با زنان در عرصه ی عمومی روبه رو می شدیم . با جنگ 8 ساله ایران و عراق باب همه گونه بحث سوای بحث های مرتبط با جنگ اسلام با کفار بسته شد . جمهوری اسلامی از جنگ برای سرپوش گذاشتن روی عصیان زنان که انقلاب را دزد اندوخته های تاریخی خود می دیدند بسیار بهره برد و برای خفه کردن زنان عصبانی ، پدیده ای به نام شهید و وصیت نامه های القائی شهدا را که عموما حامل پیام حجاب برای زنان بود ، جعل کرد و به جان آنها انداخت . در شرایط جنگ حتا یک نفر توان آن را پیدا نکرد تا از این سیاست ریاکارانه ی بنیاد شهید و ترویج وصیت نامه های قلابی یا القائی سخن بگوید . سیاست سرکوب زنان از زبان شهید ، یک تحول سیاسی جاهلانه را در دهه ی اول انقلاب طراحی کرد که بدن زن در مرکز آن قرار می گرفت .

اما سیاستگزاری با تمرکز بر زن و باروری ، از جمله زمینه هائی است که پس از انقلاب تغییرات عمده داشته است . در دهه ی 1370-1360 زیر سلطه ی این نظریه ی اسلامی که تنظیم خانواده خلاف شرع و حتا حرام است منجر شد به تدوین سیاست ضد پیشگیری از بارداری که البته شامل زن و مرد ، هر دو می شد . رشد جمعیت پس از چند سال چنان بود که سیاست تغییر کرد و نظرات فقهی دیگری که آن را اجازه می داد تبلیغ شد . در همه حال یک هدف از تاکید بر منع پیشگیری این است که زنان چندان در خانه گرفتار بشوند که تقاضائی و مطالبه ای برای خروج از خانه نداشته باشند و به اطاعت از مرد درموقعیت خانه نشینی تن در دهند . در هر حال سیاستگزاری پس از انقلاب با محوریت زن و بدن زن و کنترل بر تمام خواسته های زن که ناشی از جنسیت است بلافاصله به صورتهای دیگری مانند تشویق صیغه ( عقد موقت ) بخصوص در دولت هاشمی رفسنجانی ، ترویج قانونی چند همسری در دولت احمدی نژاد و مانند آن انتخاب شده است .

سیاستهای فرهنگی

مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی که یک نهاد مهم و غیر قانونی است و در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران ذ کری از آن نشده است ، بدن زن را در سیاستگزاری های فرهنگی عمده کرده است . انواع طرح حجاب و عفاف را این شورا تصویب کرده و می کند . طرح ها همواره و با هدف سلب حق زن بر بدنش برای اجرا در اختیار دولتهای وقت گداشته شده و هریک متناسب با درجه ی همسوئی شان با تند رو ها ، طرح را به اجرا گذاشته اند . در مقایسه با دولت هاشمی رفسنجانی ، دولت خاتمی با اعتدال بیشتری به اجرای طرح ها پرداخته و در این دوران بدن زن کمتر طعمه ی خشونتهای پلیسی بوده است . درزمان خاتمی در سیاستهای اجرائی نسبت به پلیسی شدن رفت و آمد زنان در خیابان ها تجدید نظر شد و مثلا گشت های سیار و پاترول ها ئی که زنان را به اتهام "بد حجابی" دستگیر می کردند جمع آوری شد . پس از آن تند روها که بر دولت احمدی نژاد مسلط بودند ، خشونت ورزی نسبت به حق زن بر بدنش را در سیاستهای اجرائی به دو گونه تشدید کردند . نیروهای انتظامی با تنگ نظری های بیشتری بدحجابی را تعریف کردند . از این نگاه حتا استفاده زنان از چکمه هائی که روی شلوار می پوشند جرم شناخته شده و بازداشت مرتکب را در پی دارد . این کنترل بر بدن زن همچنان در دوره دوم ریاست جمهور احمدی نژاد به شدت اجرا می شود . از طرف دیگر در دولت نهم و دهم ، وزارت ارشاد اسلامی بکلی بحث حقوق زن در ا نتشارات و ادبیات را با سانسور و جلوگیری از تجدید چاپ کتابهائی که پیش تر اجازه چاپ داشته بسته و زنان نویسنده و شاعر در این حوزه را ممنوع القلم اعلام کرده و رسما در کشور اعلام شده که آنها سربازان جنگ نرم و همدستان غرب بوده و هستند . این تحول در سیاستهای فرهنگی جمهوری اسلامی که رو به شدت است ادامه دارد و نه تنها حقوق برابر را انکار می کند ، بلکه امنیت شغلی زنان ناشر ، نویسنده ، شاعر و هنرمند و ورزشکار را بسیار شکننده کرده است . سینما زیر سلطه ی این سیاست مرتبط با بدن زن و حرکات انسانی زن به شدت صدمه خورده است .

جمعبندی

زن در 33 ساله ی اخیر همواره در مرکز قانونگزاری و سیاستگزاری های ایدئولوژیک و تبعیض آمیز بوده است . حق قضاوت زنان ، حق خوانندگی زنان ، حق رقصندگی زنان ، حق زنان بر سفارت و قرار گرفتن در مقامات بالای دولتی باطل اعلام شده است .مطبوعات زنان ، کمپین های زنان در دولت های نهم و دهم در پی سیاستهای جنسیتی که از سال 1384 با شدت بیشتری اجرا شده نابود شده اند . از آن بیش ، پس از جنبش 22 خرداد 1388 سیاستها ی امنیتی بر جزئیات حرکتهای اجتماعی زنان بسیار متمرکزشده است و پیاپی از جمع این زنان فعال طعمه هائی را با اتهام جاسوسی و براندازی انتخاب می کنندو آنها را عوامل جنگ نرم معرفی می کنند . سیاستهای فرهنگی امروز ایران یکسره امنیتی است و جمهوری اسلامی زن را در جای نماد تمدن و فرهنگ غربی که البته ضد ولایت فقیه است ، همه جا حتا در خصوصی ترین بستر های زندگی تعقیب می کند .

سلام بر 8 مارس ، روز بین امللی زن که همواره فرصتی است برای گفتن از زن ، جنسیت و خواست برابری .

مهرانگیز کار
آلمان—آخن
مارس 2012

 









Girls Who Flee From Home Are Not Criminals

The Iranian Woman Will Be Unveiled in 2025!

چرا معاون رئیس جمهور در امور زنان مانند فعال حقوق زن عمل می کند

ستایش فقر نکوهش عقل٬ این است برنامه سیاسی حاکمان ایران

آقای ظریف به دخترم تذکر داد که اگر بازگردی اعدام می شوی

احمد زیدآبادی به گناباد می رود، احمدی مقدم و رحیمی کجا؟

مناظره خیالی با فاطمه آلیا

خروج از دایره بسته بومی گرائی

روزی که فعال حقوق زن شدم

مادران ایرانی