بخش هفدهم از خاطرات سفر به آفریقای جنوبی


مالما شنبه یکم مارس 2010 در میهمانی که رابرت موگابه رئیس جمهور دیکتاتور زیمبابوه به افتخارش
داده بود ، در محفلی کاملا سیاسی سرود مشهور " بکشید سفیدهای مزرعه دار" را خوانده بود . پس از قتل رهبر سازمان آ دبلیو ب که یک سازمان کهنسال و طرفدار آپارتاید بوده و هست ، همه جا به سرود خوانی مالما رئیس شاخه ی جوانان کنگره ی ملی آفریقا اعتراض شد و آن را انگیزه ی قتل تلقی برشمردند . با نگرانی اعلام کردند سرود بار خشونت را بر ساز و کار سیاسی آفریقای جنوبی که تجربه ی گذار بی خشونت را پشت سر گذاشته تحمیل می کند . این تحمیل را سیاهان ستمدیده اغلب نمی پسندند و سفیدهای آفریقای جنوبی به شدت از آن می ترسند . یاد آور تاریخ خونباری است که پشت سر دارند . سفید ها ی خشمگین بین قتل رهبر سازمان دوستدار آپارتاید و سرودخوانی بی هنگام مالما رایطه ای می دیدند و بر آن می تاختند . بحث ها گسترده شد . مالما در موضع دفاعی قرار گرفت و گفت که این سرود از پیش از تولد او سر زبان ها بوده است . بحث به صورتهای گوناگون ادامه یافت و من در جای یک رهگذر کنجکاو بسیار از آن آموختم .

گفته می شد دیدار رابرت موگابه با مالما با هدف توافق بر انتخاب شیوه های ضد امپریالیستی صورت گرفته است . در این مجموعه البته رفتار خشونت آمیز با سفیدهای آفریقای جنوبی پاره ای از این شیوه ها فهمیده می شد . ابعاد بحث پیاپی تغییر می کرد و از زوایای ومختلف نگریسته می شد . در آفریقای جنوبی بهترین گردن آویز انقلاب بی خشونت ، آزادی بیان است که در شرایط بحرانی آفریقای جنوبی مثل برلیان می درخشد و توریست زخم خورده ای از تبار من را به وجد می آورد . مدیران عقل مدار سیاه پوست که قدر این جواهر را می دانند به داد می رسند . آنها در یک حرکت هماهنگ ، به سرزنش مالما هم نژادی خود می پردازند . رهبران سطوح بالای کنگره ی ملی آفریقای جنوبی بنا بر توصیه ی مراجع سیاسی و قضائی کشور دستور می دهند خواندن این سرود و امثال و نظایر آن در تمام ارگان های حزبی ممنوع بشود و برود به خزانه ی تاریخ تبعیض نژادی و آپارتاید که عمر سیاسی آن سر آمده است . کار به این جا که می رسد مالما جوش می آورد و حرفهائی می زند بر ضد نژاد سفید . او در یک جلسه ی حزبی در آفریقای جنوبی باری دیگر احساسات عاشقانه ی خود را نسبت به این سرود علنی می کند و می گوید : " حال که این سرود با وجود در آمیختگی با جان و دل ما به تبعید رفته است ، مثل هر تبعیدی در هر کجای دیگر غیر از آفریقای جنوبی می توانیم آن را بخوانیم ."

مالما به این بهانه نقطه نظرهای پنهان خود را بر زبان جاری ساخت و بی آن که از نلسون ماندلا حرفی بزند ، میراث او را به چالش کشید . قانون اساسی دموکراتیک را در فهرست دردهای نژاد سیاه جا داد و گفت : " هرگاه می خواهیم از رسانه های زیر کنترل سفیدها حرف بزنیم ، و می خواهیم از دردهای تاریخی خود بگوئیم ، قانون اساسی را مثال می آورند . حال آن که من این قانون اساسی را خوب می شناسم و می دانم از آن رو صفت دموکراتیک به آن داده اند که مالکیت سفیدها بر زمین های زراعی ، و بسیاری منابع و تجهیزات و مراکز مهم اقتصادی را تضمین کرده است ."
قانون اساسی آفریقای جنوبی احترام به مالکیت عموم شهروندان را تضمین کرده و در نتیجه این انقلاب بی خشونت با مصادره ی اموال که چهره ی انقلاب ایران را از همان روزهای اول پیروزی ، با دزدی و غارت اموال لکه دار کرد شباهتی ندارد . مالما از آن رو خشمگین است که قانون اساسی دستها را برای یورش به اموال سفیدها بسته است .
به نظر می رسد مالما به تدریج تحت تاثیر حامیانی مانند رابرت موگابه و جوانهای طرفدارش در شاخه ی جوانان کنگره ی ملی از رئیس جمهور فاصله می گیرد و از او فرمان نمی برد . مالما هر بار که سخن می گوید ، شباهتی آشکار با احمدی نژاد پیدا می کند . جوری از ضدیت با غرب و استعمار حرف می زند که گرسنه ها و ستمدیدگان سیاه پوست آفریقای جنوبی با این شعارها تغذیه می کنند . این تیپ از شخصیت ها دست می گذارند روی نقطه ضعف مردم فقیر و ستمدیده و بی آن که در سبد پر از شعار خود چیزی برای خوردن داشته باشند ، برنامه های کوچک را که می تواند اجرائی بشود و گوشه ای از کار محرومیت زدائی را بگیرد در هم می ریزند . آن قدر حرفهای گنده گنده می زنند و ادعای تغییر جهان را مطرح می کنند که توسعه ی گام به گام و اصلاحات متوقف می شود . تا روزی که مالما آن سرود را خواند ، روابطش با رئیس جمهور به روابط رهبر و احمدی نژاد در ایران 2010 شباهت داشت و پس از آن رابطه شکلهای دیگری به خود گرفت .

مالما بی آن که از گذار بی خشونت صریح انتقاد کند به مردم این داوری را القا می کند که " انقلاب مذاکره ای " سودی برای سیاهان 90 درصدی آفریقای جنوبی در بر نداشته . او عامل زمان را به عمد نادیده می گیرد . او فساد حکومت سیاهان را که خود مهره ای از آن شده است زیر رفتار هیجانی و شعاری پنهان می کند . نوک حمله اش نژاد سفید است . گوئی دزدی سیاهان حاکم از منابع طبیعی و معادن غنی مشروع است . چه اندازه این چشمپوشی از فساد حکومت سیاهان به سیاست های سطوح بالای مدیریتی ایران شباهت دارد . با این تفاوت که مدیران سطح بالا در ایران کانون های قدرت نظامی و سیاسی همسو با خود را به نام اسلام و انقلاب آزاد گذاشته اند تا هر چه می خواهند آن ملت را بچاپند . شباهت ها با ایران در بخش فساد و شعار پراکنی و رادیکاله شدن شعارها زیاد است . اما ایران گذار از استبداد به دموکراسی را هنوز تجربه نکرده . قانون اساسی اش دموکراتیک نیست . حتا در همین شکل غیر دموکراتیک هم به جز اصول تضمین کننده ی قدرت های استبدادی ، بقیه که به رفاه و حقوق مردم مرتبط است متروکه شده است . در آفریقای جنوبی با وجود بسیار زندانیان جرائم عادی ، قتل و دزدی ، حتا یک زندانی عقیده وجود ندارد . مالما و همفکرانش می خواهند آزادی بیان را در هم بریزند . دنبال روزنامه نگارانی از سلسله ی بی اخلاق حسین شریعتمداری می گردند و یک کیهان و بسیاری دنبالچه های آن ، تا فضای بحث را به روی دیگران ببندند و خود بشوند متکلم وحده . این خطری است که آقریقای جنوبی را تهدید می کند . شرایط نا مساعد اقتصادی ابزاری است در دست انحصارگرایان که ممکن است کار را بر آنها آسان کند . اما از نزدیک اگر به صحنه بنگریم ، تفاوت بسیار است . قدرت نیروهای دانشگاهی در آفریقای جنوبی که سالها از آزادیهای آکادمیک بهره برده اند و آزادی بیان را مثل جان شیرین حفظ می کنند غیر قابل توصیف است . بی جهت نیست که مجموعه ی قدرت فاسد ایران از دانشگاه می ترسد و لحظه به لحظه آن را تضعیف می کند . مطبوعات آفریقای جنوبی ناشر تئوری ها و نظرات شخصیت های دانشگاهی است . در مطبوعات ، مالما همان اندازه آزادی بیان دارد که دانشگاهیان . در هر حال نمی شود از این شباهت در گذشت که رادیکال های سیاه و فاسد آفریقای جنوبی می خواهند میراث ماندلا و توتو را که سرمایه ی هنگفت اجتماعی است بر باد بدهند . و متاسفانه مقامات و کانون های قدرت در ایران توانسته اند با قلع و قمع اهل فکر و نظر ، بسیاری سرمایه های اجتماعی را بر باد بدهند . در ایران خطر به همت مدیران سطوح بالای سیاسی تحقق یافته و ایران شده است یک گل آتش که دوست و دشمن از انفجارش می ترسند .

ادامه دارد