سالروزمرگ یک قربانی

امروز دومین سالگرد خودکشی یا به گفته ی بسیاری از آگاهان، قتل یکی از قربانیان جمهوری اسلامی است. سیامک پورزند دو سال پیش پس از تحمل 10 سال درد و رنج در زندانهای رسمی و غیر رسمی و در دورانی که در ادبیات این حکومت به آن می گویند "حبس خانگی" به زندگی اش در خانه مسکونی پایان داد. در حبس خانگی پلیس جمهوری اسلامی در لباس دوست و همکار او را زیر نظر داشت . سیامک این همه را می دانست و دم نمی زد و سرانجام خط محاصره را شکست و خود را از پنجره آپارتمان مسکونی اش در تهران به آسفالت خیابان سپرد. صبح روز 9 اردی بهشت 1390 خورشیدی.
سلسله ی قربانیان جمهوری اسلامی ایران با سیامک پورزند شروع نشده و با سیامک پورزند پایان نیافته است . این رژیم را دژخیمان راه برده و راه می برند و شالوده بر خون مردم سفت کرده است. اما از اینها که بگذریم، حق بازماندگان قربانی بر سوگواری است که این حق هم از سوی جمهوری اسلامی پایمال شده است.
امروز مانده بودیم حیران که چگونه مراسم را برگزار کنیم و بر دلهای ریش خود مرهم بگذاریم. با گورستان بهشت زهرا که سیامک را در گور شماره 52 ردیف 21 از قطعه 256 آن در حضور جمعی از امنیتی های مفت خور دفن کرده اند به قدر زمین تا آسمان فاصله داریم. همه با پاسپورت های معتبر و کارت ملی معتبر، سالهاست از ورود امن به آن کشور محروم مانده ایم. سه فرزند قربانی هنوز نتوانسته اند بر گور او سر نهاده و سیر بگریند. حتا به خویشاوندان درون کشور اجازه داده نشده تا در یک مسجد مراسمی برگزار کنند . چرا که سیامک به اهالی فرهنگ و هنر عشق می ورزید و لحظه ای را برای ستایش از آن چه در آن خاک سر بر می کشید از دست نمی داد. این همه از نگاه جمهوری اسلامی کفر است و ضدیت است با حکومت ولایت فقیه.
سرانجام چاره ای اندیشیدیم که البته چاره نبود و بلکه تن دادن به یک خفت و سر سپردن به بخش دیگری از ظلم و جوری بود که سالهای سال است رژیم جمهوری اسلامی، خانواده ای را دردمند و گرفتار و آواره کرده تا جائی که راهی یک گورستان در شهر کوچک پراویدنس امریکا می شود و در دومین سالگرد قتل عزیز خود، کنار گور دیگران یادش را گرامی می دارد.
گورستان ساکت است. زیبا و با شکوه است. از گور سیامک اثری نیست. حق سیامک برای آن که فرزندانش بر گورش بوسه بزنند از سوی مدیران دراز و کوتاه جمهوری اسلامی زیر پا گذاشته شده و حق فرزندانش برای آن که گور پدر را با دست بشویند و نوازش کنند نادیده انگاشته شده. نقض حقوق ایرانیان به دوران زندگی شان محدود نمی شود. اگردر دوران زندگی به دار و دسته ی دزدان تعلق نداشته و خاک پای اهل ظلم را مانند سرمه به دیده نکشیده باشند، در گور هم مجازات می شوند. حق قربانی و حق سوگوار جملگی در این نظم ضد بشری نقض می شود. کلیساها و گورستانهای محل اقامت بازماندگان، به آواره ها پناه می دهند تا بر سنگ گوری تکیه زده و با عزیز خود که در محاصره ی جلادان، آن دورها خفته است راز دل بگویند.
با حکومتی که از زنده و مرده می ترسد چگونه می شود مدارا کرد؟ سوگواران در تبعید برای اسیران خاک ایران از دور فاتحه می خوانند و همزمان آرزو می کنند هرچه زودتر فاتحه ی رژیمی که به حقوق زنده و مرده ی صاحبان آن خاک دست درازی می کند خوانده بشود: آمین
اردی بهشت 09 1392

 









Girls Who Flee From Home Are Not Criminals

The Iranian Woman Will Be Unveiled in 2025!

چرا معاون رئیس جمهور در امور زنان مانند فعال حقوق زن عمل می کند

ستایش فقر نکوهش عقل٬ این است برنامه سیاسی حاکمان ایران

آقای ظریف به دخترم تذکر داد که اگر بازگردی اعدام می شوی

احمد زیدآبادی به گناباد می رود، احمدی مقدم و رحیمی کجا؟

مناظره خیالی با فاطمه آلیا

خروج از دایره بسته بومی گرائی

روزی که فعال حقوق زن شدم

مادران ایرانی