قربانیان خشونت خانگی و وکلای مدافع

"خانه امن" علاقه مند است برخی تجربه های خود را از نقش هائی که وکیل مدافع در کمکرسانی به قربانیان خشونت می تواند ایفا کند، با خوانندگان این سایت در میان بگذارد. قربانی خشونت در بیشتر موارد احساس می کند باید از نیروی دفاع یک متخصص در این زمینه استفاده کند و به خصوص به این نتیجه می رسد که اطرافیان فاقد قدرت لازم برای بهبود شرایط خشونت بار زندگی او هستند. لذا در صدد تفویض وکالت به یک وکیل مدافع بر می آید. خوشبختانه وکلای با تجربه کم نداریم و تعداد وکلای زن و مرد رو به افزایش است. آنها می توانند به قربانی کمک کنند و محیط زندگی خانوادگی را برای او مساعد نمایند.
در ایران از سالها پیش از انقلاب 57 ، برای کسانی که امکانات مالی لازم ندارند و نمی توانند وکیل بگیرند و حق الوکاله بدهند، تدابیری اندیشیده اند. مثلا در کانون های وکالت دادگستری، دائره وکالت معاضدتی ایجاد شده و وکلا در این دایره به مراجعه کنندگانی که خود را فاقد امکانات مالی معرفی می کنند، مشاوره می دهند و چنانچه متقاعد بشوند که مراجعه کننده نمی تواند هزینه وکالت بدهد، با او قراردادی منعقد می کنند و رایگان وارد دفاع قانونی از او می شوند. البته در قرار داد پیش بینی می شود در صورت برنده شدن، موکل مبلغ ناچیزی به کانون بپردازد. بنابراین قربانیان خشونت خانگی نباید سکوت کنند و به این بهانه که پول ندارند، جسم و جان عزیز خود را در اختیار مردان خشونت ورز خانگی بگذارند.
اما وکیل چه می کند و از موکل چه توقعی دارد؟
این پرسش مهم و حساسی است. در پرونده های خشونت خانگی، موکل نمی تواند پس از آن که وکیل می گیرد، دست روی دست بگذارد و بگوید وکیل هم کاری نکرد و نتوانست مرد را سر جای خودش بنشاند. در این پرونده ها ، البته وکیل یک نیروی دفاعی موثر است، اما اگر قربانی خشونت با او همکاری نکند، کاری از پیش نمی برد. قربانی خشونت هر لحظه که مورد خشونت قرار می گیرد، باید راهی کلانتری و ایستگاه پلیس و مراجع قضائی بشود. اگر بخواهد در تمام ساعات شبانه روز که ممکن است مورد خشونت قرار بگیرد، به عذر این که وکیل در دسترس نبوده، از اعلام شکایت خودداری کند، به ضررش تمام می شود.
وکیل مدافع بر پایه سوگندی که یاد کرده باید حافظ حقوق و منافع موکل باشد، اما در سیستم هائی که وکیل مدافع "مستقل" نیست و کانون وکلای دادگستری از "استقلال" بهره ای ندارد، گاهی وکیل مدافع گرفتار نیروهای پر نفوذی می شود که در دعاوی خانوادگی او را آسوده نمی گذارند و موجبات سلب آسایش از او را فراهم می کنند. در موارد بسیاری که قربانی از نیروی دفاع وکیل مرد استفاده می کند، گرفتاری ها برای وکیل بیشتر می شود و چه بسا شوهر، وکیل را متهم می کند که نسبت به همسرش عشق و علاقه دارد. با این تهمت کار بر وکیل مدافع سخت می شود. در مواردی استعفا می دهد. در مواردی کم کاری می کند و در مواردی هم زیر فشار شوهر که زن را زیر سلطه دارد، از سوی زن عزل می شود. به این ترتیب خشونت ورزان خانگی، به خصوص جمعی از آنها که با افرادی در کلانتری ها و مراجع قضائی مراوده دارند، به سهولت، زن را از نیروی دفاع محروم می کنند. در این وضعیت از دو حال خارج نیست:
یا زن در دست مرد خشونت ورز تنها می ماند و از ترس حرف در آوردن مردم، دیگر سراغ مردان وکیل را نمی گیرد. در این صورت باید خشونت را به شکلهای یدتری تحمل کند.
یا با قدرت ادامه می دهد و بی توجه به تهمت ها همکاری با وکیل مدافع را ادامه می دهد و دست آخر برنده می شود.
اما راه سومی هم وجود دارد که برای قربانیان خشونت مناسب تر است. آن راه سوم این است که قربانی خشونت از وکلای زن استفاده کند. در حال حاضر تعدادوکلای زن در ایران زیاد است. آنها کمتر حساسیت مردان خشونت ورز را بر می انگیزند. البته به این معنا نیست که همه چیز به خوبی پیش می رود. بلکه به این معناست که دستکم راه بر لجن پراکنی های زبانی و شایعه سازی های مردان خشونت ورز که اغلب سوء ظن دارند، بسته می شود.
توصیه به قربانیان خشونت خانگی که تصمیم می گیرند سکوت را بشکنند، این است:
با وکیل همکاری کنید و به این عذر که مثلا نتوانسته فورا شما را به مقصود برساند، با او تندی نکنید. در ایران هنوز پلیس و قاضی و حتی شهود ناظر بر خشونت خانگی، آن را در خور اهمیت نمی دانند و در نتیجه چاره ای نیست جز آن که با طرح شمار زیادی شکایات از سوی زنان قربانی، به تدریج چنان با حجم بزرگی از این پرونده ها مواجه بشوند که اجبارا در پیش داوری های خود تجدید نظر کنند و موضوع را جدی بگیرند. طبیعی است که همکاری شما با وکیل مدافع ، بهترین شیوه ای است که می توانید برای نجات کرامت انسانی خود، آن را انتخاب کنید.
از سوی دیگر اصرار شما و دیگر زنان خشونت دیده برای احقاق حق ، فایده عمومی هم دارد .طرح شکایات بی وقفه از سوی قربانیان خشونت خانگی ، سرانجام قوه قضائیه را با این واقعیت اجتماعی آشنا می کند که قانونگزاری خاص در این باره یک ضرورت است و باید برای تامین این ضرورت لوایح قضائی خاص تدوین کند و به مجلس و شورای نگهبان و احیانا مجمع تشخیص مصلحت نظام بقبولاند که این قانونگزاری یک "اولویت" است و باید فورا نسبت به آن اقدام کرد.
کار دادخواهی را در نیمه راه رها کردن بدترین و زیانبارترین اقدام است. در هر شرائطی حتی اگر وکیل هم ندارید، خودتان کار را ادامه دهید تا یک حکم نهائی که در آن مثلا شوهر محکوم به پرداخت "دیه" هرچند مبلغی ناچیز، محکوم شده باشد. در حال حاضر همین مجازات خفیف هم اگر در حکم نهائی بیاید، بسیار فایده ها دارد.
ممکن است شوهر خشونت ورز برخلاف تصور شما به دست و پا بیافتد و در حضور مقام قضائی زیر ورقه "گزارش اصلاحی " را امضا کند و تعهد بدهد که از آن پس دست روی شما دراز نکند و خشونت ورزی را کنار بگذارد. یک چنین گزارش اصلاحی دست کمی از حکم نهائی ندارد و به شما در آینده کمک می کند تا در صورتی که خشونت را ادامه بدهد با دست پر بر ضد او اقدام کنید. و چنانچه رفتارش اصلاح شد به زندگی خانوادگی در محیط سالم ادامه بدهید.
مهمترین فایده ای که از داشتن وکیل مدافع یا مشاور نصیب تان می شود، این است که یاد می گیرید چگونه مدارک لازم را جمع آوری و چگونه از این مدارک استفاده کنید. همچنین یک وکیل با تجربه با دانش قانونی و فقهی کافی طوری با پلیس و قاضی برخورد می کند که آنها در پیش داوری های خود تجدید نظر می کنند و متقاعد می شوند که شوهر به موجب قوانین و احکام دینی و اسناد بین المللی حق ندارد نسبت به زنش خشونت اعمال کند. پلیس و قاضی زیر فشار کار روزگار سختی را در ایران امروز می گذرانند و همدردی با آنها و در عین حال کمکرسانی به آنها تا با پرونده آن گونه که هست آشنا بشوند، می تواند یخ رابطه بین قاضی و قربانی یا پلیس و قربانی را آب کند.
از این نقش وکیل در جریان دادخواهی غافل نباشید.
مهری ملکوتی
برگرفته از سایت اینترنتی خانه امن

 









Girls Who Flee From Home Are Not Criminals

The Iranian Woman Will Be Unveiled in 2025!

چرا معاون رئیس جمهور در امور زنان مانند فعال حقوق زن عمل می کند

ستایش فقر نکوهش عقل٬ این است برنامه سیاسی حاکمان ایران

آقای ظریف به دخترم تذکر داد که اگر بازگردی اعدام می شوی

احمد زیدآبادی به گناباد می رود، احمدی مقدم و رحیمی کجا؟

مناظره خیالی با فاطمه آلیا

خروج از دایره بسته بومی گرائی

روزی که فعال حقوق زن شدم

مادران ایرانی