محمد محمدی گیلانی

2014 ژوئیه
ایران وایر

"من مثل بسیاری از ایرانیان هم نسل خودم که در کام انقلاب فرو رفتیم و بلعیده شدیم، یک خدا بیامرزی به محمد محمدی گیلانی بدهکارم. این مرد همیشه حاضر در صحنه های اعدام و خشونت دهه ی نخست انقلاب، شب های تیره و تار پس از ٢٢ بهمن ١٣٥٧ که پرده های خانه های ما ضخیم می شد و ترس از محتسب و فقیه به جان مان افتاده بود، پیام آور شادمانی شده بود. برنامه ای از تلویزیون انقلاب زده پخش می شد که در آن محمد محمدی گیلانی، به بینندگان و شنوندگان، درس می داد که چگونه در صورت ارتکاب انواع فعل حرام و زنا و شرب خمر و مانند آن از خود دفاع کنند. درس ها اغلب در ارتباط با رابطه ی جنسی مطرح می شد و به زبان آخوندی که ما را به یاد دوران بچگی و منابر روضه خوانی می انداخت. به نظر می رسید یک آخوند انقلابی که هنوز قاتل نشده بود، با نیت خیر تصمیم گرفته بود هم صفحه ی سیاه تلویزیون انقلاب زده را اندکی روشن کند، هم آن که به قول خودش به "بنده های خدا" که نمی دانند چگونه در برابر اتهاماتی مانند فعل حرام و زنا از خود در برابر حاکم شرع دفاع کنند، درس هائی بیاموزد. ما شاگردان مخلص او شده بودیم. درست مثل وقتی که می خواستیم یک فیلم پر هیجان و تفریحی ببینیم، آماده می شدیم و یک بطری نوشابه از بقایای نوشابه های طاغوتی را که زیر هفت تا لحاف قایم کرده بودیم، بیرون می کشیدیم و می نشستیم پای سخنان شیرین محمد محمدی گیلانی و تلمذ می کردیم. او از بوسه و هماغوشی و لذت های دنیوی می گفت و ما که دیگر امیدی به زندگی نداشتیم، سرمان هم بفهمی نفهمی گرم شده بود، لذت می بردیم. به تدریج متوجه شدیم فقط ما بیننده و شنونده ی ایشان نیستیم. در تاکسی و اتوبوس شنیده می شد که مردم کوچه و بازار به هم می گفتند باید برسیم خونه تا "گیلک شو" شروع نشده. اجرا کننده ی این شو در جامعه ی توسری خورده ، وجد و حالی ایجاد می کرد. یادم نمی آید که گفته باشد مثلا این کار را بکنید و آن کار را نکنید. فقط هشدار می داد که اگر به این یکی کار (ماچ و بوسه) با نا محرم اقدام کنید مجازاتش این است. فورا یادآوری می کرد: مبادا مبادا به آن اقرار کنید که دیگر گور خودتان را کنده اید. یا می گفت هر هماغوشی که "زنا" نیست. تا "دخول" کامل نباشد، عمل شما فقط فعل حرام است. مبادا، مبادا به زنا اقرار کنید. زیرش بزنید و اگر حاکم شرع دستش از مدرک و دلیل چندان پر نبود، که اغلب هم نیست، اصلا انکار کنید و اگر چیزکی داشت دال بر اتهام شما، دخول کامل را انکار کنید تا جرم تان سبک بشود. خلاصه این که بزرگترین خدمت ایشان به مردم بخت برگشته ی ایران که با دست خود، گورخودشان را کنده بودند این بود که باید و شاید به حاکم شرع دروغ بگوئید. راستش را نگوئید که دیگر کار از کار می گذرد.

ما از ایشان آموختیم که راست نگوئیم. البته بعدها گرفتار دادگاه هائی شدیم که ایشان در آنها کاره ای بودند. در آن جا آموختیم که هرچه حاکم شرع خواست باید بگوئیم وگرنه تعزیر می شویم و شلاق می خوریم. پس ایشان یک بار فن دفاع در برابر حاکم شرع را به ما آموختند که آن امتناع از "اقرار" بود و باری دیگر "اقرار به کارهای ناکرده" از برای جلب رضایت حاکم شرع را به ما آموختند که به ضرب شکنجه اخذ می شد و همچنان می شود و صدا و سیمای جمهوری اسلامی مامور پخش آن است. با این وصف به آن فقیه در گذشته مدیونیم. او به ما آموخت صنف و دار ودسته اش آمده اند تا آموزش دروغ بدهند و ما آموختیم و همه را آویزه ی گوش کردیم. هنوز که هنوز است وقتی در تبعید کابوس می بینم، صدای رسای ایشان خوابم را آشفته می کند که با تاکید بر حرف "قاف" چند بار پشت سر هم می گفت: اققققرار نکنید...

امید که محشور حوریان باشند و از ما در روز معاد شفاعت کنند که هرچه دروغ گفته ایم از برای اطاعت از درس ها و آموزه های ایشان و دیگر اعضای صنف محترم شان بوده است.

آن چه از حافظه پس از بیش از سه دهه بیرون جهید و در این یادداشت ثبت شد، طبعا نقل به مضمون بود. با این امید که صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، به نیت اثبات دروغگوئی بنده، باری دیگر آن سریال سکسی معروف به "گیلانی شو" یا "گیلک شو" را به مناسبت درگذشت ایشان پخش کند تا ایرانیان فاتحه ای بخوانند برای روح آن مرحوم که بر شب های ظلمانی زندگی انقلاب زده ی ما چندی نور تابید و خنده بر لب هامان نشاند. روحش شاد»

 









Girls Who Flee From Home Are Not Criminals

The Iranian Woman Will Be Unveiled in 2025!

چرا معاون رئیس جمهور در امور زنان مانند فعال حقوق زن عمل می کند

ستایش فقر نکوهش عقل٬ این است برنامه سیاسی حاکمان ایران

آقای ظریف به دخترم تذکر داد که اگر بازگردی اعدام می شوی

احمد زیدآبادی به گناباد می رود، احمدی مقدم و رحیمی کجا؟

مناظره خیالی با فاطمه آلیا

خروج از دایره بسته بومی گرائی

روزی که فعال حقوق زن شدم

مادران ایرانی