بیکاری زنان در بازار کار ایران

مهرانگیز کار

موضوع بیکاری زنان که اخیرا رئیس جمهور حسن روحانی و شهین دخت مولاوردی معاون وی در امور زنان صریح و نگران کننده به آن پرداخته اند، خشم اصول گرایان را برانگیخته است، به اندازه ای که "فرشته روح افزا" معاون شورای هماهنگی زنان اصول گرا، در دومین مراسم جشن میلاد کوثر که به مناسبت میلاد حضرت فاطمه برگزار شد، گفت " متاسفانه می گویند زنان باید اجتماعی و دارای اشتغال باشند و به ورزشگاه ها بروند و سوت بزنند."

سابقه تاریخی

ژاله شادی طلب. استاد دانشگاه تهران اخیرا در یادداشتی به موضوع شرط جنسیت در تاریخچه قوانین استخدامی کشور مروری داشته که بخش هائی از آن در این مقاله نقل می شود:

"در قانون اول استخدام کشوری که در سال 1301 به تصویب رسید، شرط جنسیت در استخدام مطرح نشده بود، یعنی زنان و مردان در شرایط یکسانی می توانستند در اداره های دولتی به کار مشغول شوند، اما به دلیل عدم گسترش نظام دولتی و حضور فعال بخش خصوصی در بازار کار و همچنین فرصت های بسیار محدود برای آموزش زنان، در نخستین سرشماری رسمی کشور در سال 1335 ، تعداد زنان فعال اقتصادی حدود 576 هزار نفر گزارش شد که سهمی نزدیک به 10 در صد از کل جمعیت فعال کشور بود. به تازگی وزارت کار، تعاون و رفاه اجتماعی که متولی مسئله اشتغال و بیکاری کشور است، همایشی در باره زنان در فرایند توسعه برگزار کرده که از عالی ترین مقام این وزارتخانه نقل شده که گفته است: " ساختار های اجتماعی- اقتصادی کشور برای اشتغال زنان آماده نیست. (نقل به مضمون)".

نویسنده یادداشت در پایان با استناد به ورود تحسین برانگیز دختران به دانشگاه ها-در حد 62 در صد- پرسیده است: " آیا 60 سال برای فراهم کردن این ساختار یا دست کم 35 سال اخیر ( پس از انقلاب ) برای ارتقای سهم 10 درصدی زنان فعال اقتصادی از سال 1335 تا 1390 کافی نبوده؟ آیا برای آماده سازی این ساختار نیم قرن کافی نیست و اگر نیست مسئول کیست؟".

شهین دخت مولاوردی، معاون رئیس جمهور ایران در امور زنان و خانواده، اخیرا اعلام کرد:

در آزمون استخدامی دولت « تبعیض های گسترده ای علیه زنان » اعمال شده که " مطابق وعده های رئیس جمهور نیست.» به گفته این مقام دولتی، از مجموع افرادی که طبق این آزمون برای ۱۳ نهاد دولتی استخدام می شوند، ۱۶ فرصت شغلی برای زنان و بیش از دو هزار شغل برای مردان در نظر گرفته شده است."

از طرف دیگر 22 فروردین ماه سال جاری وزیر کار با تاکید بر این که سن مادران تنها یا زنان سرپرست خانوار در ایران پائین آمده، یادآور شد وزارت کار و رفاه اجتماعی باید در زمینه سیاستگذاری های جنسیتی کار زیادی انجام دهد. وی به نقل از خبرگزاری ایسنا افزوده است، کارفرمایان به استخدام زنان مجرد بیش از زنان متاهل رغبت نشان می دهند.

همچنین مرکز آمار ایران در پائیز سال ۹۳ ، گزارشی منتشر کرد که به موجب آن پیداست، بخش عمده کاهش فعالیت اقتصادی در ایران در سال منتهی به پائیز ۱۳۹۳ مربوط به زنان بوده است. سهم زنان در فعالیت های اقتصادی ایران کمتر از سه میلیون و ۷۵۰ هزار نفر و سهم مردان بیشتر از ۲۰ میلیون نفر است.

به استناد این گزارش جدید آماری، حدود پنج میلیون و ۲۵۰ هزار نفر از زنانی که بین ۱۵ تا ۲۹ سال دارند، بیکار هستند. تعداد بیکاران مرد در همین رده سنی جوانان به یک میلیون و ۳۴ هزار نفر می رسد.

به علاوه نرخ بیکاری زنان نسبت به مردان را دو برابر محاسبه کرده اند. بنا بر گزارش مرکز آمار ایران که پائیز ۹۳ انتشار یافته در یک سال گدشته از آن تاریخ، بیش از ۵۵۳ هزار زن از بازار کار خارج شده اند. بر این پایه است که گفته شده نرخ بیکاری زنان بیش از دو برابر مردان است.

اگر این وضعیت بحرانی ادامه پیدا کند، نتایج زیانباری حاصل آن است. آمار فقر، تکدی گری، فحشا، اعتیاد، کودکان کار، کودکان خیابانُ، طلاق بیش از آن چه در حال حاضر جامعه را به شدت ناسالم کرده، افزایش می یابد.

ایا دلائل این بحران فقط اقتصادی است

بشارت های اقتصادی دولت حسن روحانی هنوز از نگاه کارشناسان در حدودی نیست که در آمارهای موجود تغییرات بنیادی ایجاد کند و به خصوص زنان را در بازار کار در موقعیت بهتری قرار دهد. به علاوه دلائل بدتر شدن موقعیت زنان در بازار کار ایران محدود نمی شود به رکود و گرفتاری های اقتصادی. هرگاه چنین بود مواجه نمی شدیم با اظهارات خانم شهین دخت مولاوردی که از تفاوت فرصتهای شغلی زن و مرد در آزمون اخیر استخدامی با نسبت ۱۶ به بیش از ۲۰۰۰ به شدت ابراز نگرانی کرده و قول داده با کسانی در این باره مذاکره کند. آیا تبعیض با این ابعاد می تواند فقط دلائل اقتصادی داشته باشد؟ بی گمان چنین نیست. تفاوت در نسبت 16 به 2000 به نفع مردان، ریشه های بینشی و ایدئولوژیک دارد که ائمه جماعت و نیروهای اصول گرا، در بیان آن به دور از ملاحظه کاری، اقدام می کنند. بنابراین موضوع از آن بنیادی تر است که قابل مذاکره باشد و خانم مولاوردی با مذاکره قادر باشد این رویکرد بینشی و ایدئولوؤیک را تغییر بدهد.

از آن بیش، کدامیک از نیروهاپی که اراده سیاسی آنها بر حذف زنان از حوزه های کاری متمرکز است، گوش شنوائی خواهند داشت و در باطن حتی به حضور خانم مولاوردی در دولت رضایت دارند.؟

رئیس جمهور در تایید نظرات اعلام شده توسط خانم مولاوردی، از تلاش دولت برای تغییر وضعیت زنان سخن گفت. وی تاکید را بر ضرورت اجرائی شدن "اقتصاد مقاومتی" گذاشت که خواست رهبر جمهوری اسلامی ایران است و گفت: "اقتصاد مقاومتی زمانی امکان پذیر است که از تمام نیروی انسانی جامعه به خوبی استفاده کنیم. نیمی از تحصیلکردگان دختران و بانوان هستند. اگر به آن ها فرصت ندهیم چگونه اقتصاد مقاومتی محقق می شود؟"

با این وصف اراده سیاسی بر کاهش نرخ اشتغال زنان، متکی بر بخش مهمی از خواسته های رهبر مبنی بر افزایش جمعیت و ایجاد مشوق هائی برای خانه نشینی و بچه داری زنان است. بعید به نظر می رسد که دفتر ریاست جمهوری بتواند بر این اراده غلبه کند.

اردیبهشت 1393 شخص رهبر سیاستهای کلی جمعیتی را با رویکرد ضرورت افزایش جمعیت اعلام کرد و دستور داد، سیاستهای جمعیتی باید تغییر کند. وی بدون اعتنا به وخامت وضعیت اقتصادی شرح داد که باید سیاست های تشویقی برای کنترل زاد و ولد به سیاست های تشویقی با هدف افزایش زاد و ولد تغییر کند. پیامد این فرمان، انواع اقداماتی بود که مقامات دینی و سیاسی، هر یک در قلمرو اختیارات خود به آن بر ضد اشتغال زنان پرداختند. ائمه جماعت از تریبون های خود به این فرمان با ارائه مستندات دینی، شاخ و برگ دادند.

پیش از این فرمان هم موقعیت زنان در بازار کار ایران مساعد نبود، اما پس از آن موقعیت زنان در بازار کار ایران از آن چه بود بدتر شد و به طور کلی نومیدی نسبت به آینده زنان، تبدیل به یک دغدغه خاطر شد. جمعی را که از آزادی بیان بهره ای ندارند و نمی توانند رهبر را نقد کنند به شدت پریشان کرد. از طرفی به جمع دیگری که همیشه از آزادی بیان بهره ها داشته اند، اعتماد به نفس بیشتری بخشید. جمعی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی، برای جلب و جذب رهبر، طرحی تدوین کردند که پس از صرف وقت بسیار، به علت کم پولی فعلا آن را کنار گذاشته اند تا هرگاه در وضعیت مالی بهتری قرار بگیرند و بتوانند بودجه ای کلان به آن اختصاص دهند ، باری دیگر آن را برای تصویب مطرح کنند. "طرح جامع جمعیت و تعالی خانواده" خطرناک ترین پیامد فرمان رهبر بر تجدید نظر در سیاست های جمعیتی بود. با آن که طرح هنوز تصویب نشده، انتشار آن به تنهائی بر کل نظام اشتغال زنان در بخش دولتی و خصوصی به صورت زیانباری اثر گذاشت. طرح از صدر تا ذیل به زیان اشتغال زنان است و به نظر نمی رسد با توجه به این که یکی از نتایج فرمان مقام رهبری است، از دستور کار برای همیشه خارج شده باشد.

مواد 9 و 10 این طرح حق زنان و مردان فاقد همسر و فرزند به خصوص زنان را برای ورود به بازار کار به شدت تضعیف می کند.

ماده 9 – در کلیه بخش های دولتی و غیردولتی اولویت استخدام به ترتیب با مردان دارای فرزند و سپس مردان متاهل فاقد فرزند و سپس زنان دارای فرزند می باشد. به کارگیری یا استخدام افراد مجرد واجد شرایط در صورت عدم وجود متقاضیان متاهل واجد شرایط بلا مانع است.

تبصره 1- مشاغلی از قبیل پزشکی، پرستاری، معلمی که به لحاظ ویژگی تفکیک جنسیتی وجود بانوان را در اولویت قرار می دهند از شمول این ماده مستثنی هستند و در صورت نیاز به اشتغال بانوان، اولویت به ترتیب با زنان دارای فرزند و سپس با زنان متاهل فاقد فرزند است.

تبصره 2- در صورت رعایت مفاد این ماده در بخش خصوصی، به مدت 5 سال از پرداخت 6 در صد حق بیمه سهم کارفرما در اولویت یاد شده، معاف می شود و معادل آن را دولت از اعتبارات این قانون پرداخت می کند و از تاریخ لازم الاجرا شدن این قانون دولت موظف به پرداخت این حق بیمه است.

ماده 10 - 5 سال پس از تاریخ لازم الاجرا شدن این قانون، جذب افراد مجرد به عضویت هیات علمی در تمامی دانشگاه ها و موسسات آموزش عالی و پژوهشی دولتی و غیردولتی و معلمین مدارس در مقاطع مختلف تحصیلی، ممنوع است. تنها در صورت نبودن متقاضی متاهل واجد شرایط با تایید بالاترین مقام دستگاه، جذب افراد مجرد بلامانع خواهد بود.

تبصره- افراد مجرد نخبه از شمولیت این ماده مستثنی هستند."

و سرانجام این که "عفو بین الملل" با انتشار گزارشی سیاست حکومت ایران برای افزایش جمعیت را که با قطع خدمات و آموزش های تنظیم خانواده به اجرا درآمده، مصداق نقض حقوق بشر و افزایش تبعیض و خشونت علیه زنان اعلام کرده است. این استدلال در گزارش به این شکل تبیین شده است:

در صورت تصویب طرح های در دست رسیدگی در مجلس، "طرح افزایش باروری و پیشگیری از کاهش رشد جمعیت" به شماره 446 و "طرح جامع جمعیت و تعالی خانواده" به شماره 315، حامل "نابرابری"، تبعیض، عدم سلامت، انتخاب های محدود و آزادی اندک" است.

عفو بین الملل از مجلس ایران خواسته است تا دو طرح مورد اشاره را کنار بگذارد و ملغی کند و حقوق انسانی مثل آزادی تصمیم گیری برای بارداری را برای زنان به ویژه دختران جوان محترم بشمارد.

زنان در مشاغل سنتی

زنان ایرانی در مشاغل سنتی که از دیرباز به آن اشتغال داشته اند، بر پایه همان مبانی بینشی و ایدئولوژیک، از دستیابی به تسهیلات مدرن مرتبط با آن حوزه های کاری، محروم مانده اند. برای مثال زنان کشاورز ایرانی از هیچ حمایت اجتماعی برخوردار نیستند. چندی پیش غلامحسین فلاحتی مسئول کانون شوراهای اسلامی کار استان گیلان گفت: "در کشاورزی به شیوه مکانیزه که در حدود 40 در صد از کشتزارهای گیلان اعمال می شود مردان به عنوان نیروی فنی ماهر پشت دستگاه ها حضور دارند اما در سایر کشتزارها زنان هنوز با دست مشغول کار هستند. این در حالی است که حدود 60 در صد کشاورزی این استان بر دوش زنان است."(منبع- سایت اینترنتی روز یکشنبه 23 آذر 1393 )

زنان در کسب و کار مدرن شهری

زنان نه تنها در بخش دولتی و بخش های سنتی مانند کشاورزی، همواره با خطر بیکاری روبه رو می شوند، بلکه در بخش خصوصی نیز با مداخله اداره اماکن، پیاپی بسیاری فرصت های شغلی را از دست می دهند. یکی از این فرصت ها اخیرا از کف رفت. اداره اماکن، نظارت بر اماکن شغلی از حیث حفظ ارزش های اخلاقی را با تکیه بر تفاسیری از اسلام به عهده دارد. این اداره ناگهان کارکردن زنان در "کافی شاپ ها" را ممنوع اعلام کرد. هنوز معلوم نیست اداره اماکن، اختیارات منجر به بیکاری زنان در بخش خصوصی را از کدام مصوبات قانونی، کسب می کند.

یک نتیجه گیری

در یک نتیجه گیری، زنان ایرانی از انواع تبعیض های جنسیتی در زمینه های شغلی رنج می برند و به نظر نمی رسد نرخ بالای زنان تحصیلکرده، به زنان از حیث آزادی در انتخاب شغل کمکی کرده باشد. درصد بیکاری زنان تحصیلکرده بسیار بالاست، به حدی که از اشتیاق خانواده ها برای تامین هزینه دانشگاهی دخترانشان به تدریج کاسته می شود. این نیز آسیب دیگری است که زنگ خطر را نسبت به آینده دختران ایرانی به صدا در آورده است.

 









Girls Who Flee From Home Are Not Criminals

The Iranian Woman Will Be Unveiled in 2025!

چرا معاون رئیس جمهور در امور زنان مانند فعال حقوق زن عمل می کند

ستایش فقر نکوهش عقل٬ این است برنامه سیاسی حاکمان ایران

آقای ظریف به دخترم تذکر داد که اگر بازگردی اعدام می شوی

احمد زیدآبادی به گناباد می رود، احمدی مقدم و رحیمی کجا؟

مناظره خیالی با فاطمه آلیا

خروج از دایره بسته بومی گرائی

روزی که فعال حقوق زن شدم

مادران ایرانی